سوراخهایش را کاهــگل گیرید
از ماندهی این سرمایهی آشفته به دست ِ ما دهــید،
سنگ ِ گورش را سیمــان خواهیم کرد!
جای هیچ نگرانی نیست
به ستوه مَیایـــید
با بوزینگان ِ مسلح ِ خود به جنگ ِ ما آیید.
این مریض ِ تب دارتان را
همه امید به مرگ است.
انــقلاب، جنگ است
از ده سال نه، بیست سال نه، از صد سال ِ پیش
انــقلاب بزرگترین جنگ است؛
از رزمناو ِ«پــوتِمکین» با ملوانانــش،
تا کارخانجات ایران خودرو با کارگرانش.
بهخاطر ِ یک ساعت خواب،
بهخاطر ِ شورش از تعفن ِ گوشتهای کِــــرمـــو،
تا شوریدن ما از تعفن ِ کِرمهای سرمایه
بدین خاطر،
بدین زمان،
انقلاب بزرگترین جنگ است.
سوراخهایش را کــاهـــگل گیرید
از ماندهی این سرمایهی آشفته به دست ِ ما دهید،
این مریض ِ تبدارتان را
همه امید به مرگ است.
ساعت 4 عصر
1. چهار کارگر در کارخانه ی ایران خودرو کشته شدند، بدست ِ کارگری که کامیونی را می راند که متعلق به یکی از بخشهای کارخانه بوده است، کارگر ِ راننده، مریض وخواب آلوده بوده و با این شرایط مدیرانِ کارخانه او را مجبور به کار و رانندگی می کنند. راننده در حین حرکت با کامیون به سمت ایستگاه کارگران در محل ِ کارخانه ایران خودرو به آنان اصابت می کند، چهار کارگر می میرند. وکارگران بدن یک کارگر را که به خاطرِ تصادف از سرش جدا شده بوده به روی دستان میگیرند و به سمت کارخانه وکارگران دیگر می روند.














