جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۰۹

وفتی که تورم یکه تازی می کند؛ گره حداقل دستمزد کارگران

کاظم فرج الهی: در ایران در ماه های آخر هرسال بحث تعیین حداقل دستمزد کارگران و حقوق بگیران و میزان افزایش سایر سطوح دستمزدی در محافل کارگری و کارفرمایی و مطبوعات مطرح می گردد و هرچه به روزهای پایانی سال نزدیک تر می شویم این بحث ها داغ تر می شوند . اصولا دستمزد چیست و چرا مسئله تعیین دستمزد این قدر اهمیت دارد ؟
در لغت و در قانون دستمزد یا مزد به معنی ما به ازای مادی اعم از نقدی یا جنسی و یا ترکیبی از این دو است که درازای انجام کاری معین به انجام دهندۀ کار یعنی کارگر یا کسی که نیروی کار خود را می فروشد تعلق می گیرد و کسی که کار به اختیار و امر او انجام می شود و منافع مادی و معنوی کار به او تعلق می گیرد یعنی کارفرما موظف به پرداخت آن است. در واقع کارگر نیروی کار خود را می فروشد و کارفرما آن را به مثابه نوعی کالا خریداری می کند و قیمت نیروی کار" سطح دستمزد "را تعیین می کند .
در مناسبات سرمایه داری و روابط کالایی انجام هر کار چه کار یدی با استفاده از نیروی فیزیکی و بدنی کارگر و چه کار فکری که با نیروی اندیشه و استفاده از مهارت و هنر نیروی کار انجام می شود ارزش های مادی و معنوی معین و منافعی را به وجود می آورد که در مالکیت کارفرما قرار می گیرد و کارفرما بخشی ( بخش کوچکی ) از این ارزش ایجاد شده را به عنوان دستمزد به کارگر پرداخت می کند . به دلیل که تامین هزینۀ زندگی و معیشت کارگر وابسته به قیمت فروش نیروی کارش است و کارفرما نیز یکی از راه های کسب سود بیشتر را کاهش دستمزد می داند، تعیین سطح دستمزد مسئله ایست که همواره مورد مناقشه ی نیروی کار و تشکل های کارگری از یک سو و کارفرما و تشکل های کارفرمایی از سوی دیگر است . در این مناقشه حکومت ها ، دولت ها و دستگاه های مربوطه و بخصوص دولت های رفاهی، در ظاهر و بر حسب قاعده موضع میانجی و داور را دارند و منافع کل جامعه را باید نمایندگی و از همه ی آن ها دفاع کنند. در ایران اما ، چند دهه است که دولت ها و مقامات عالی خود به عنوان یک کارفرمای بزرگ و دارای منفعت در عرصه ی اقتصاد ، در عمل بطور کامل در اردوی مقابل کارگران قرار گرفته و سعی در پایین نگه داشتن سطح دستمزد ها دارند .
سطح دستمزد ها در دوره های مختلف حیات سرمایه داری به روش های مختلفی تعیین و تحمیل گردیده و یا مورد توافق قرار گرفته است. اقتصاد کلاسیک سرمایه داری عمومأ تمایل دارد قیمت نیروی کار نیز مانند هر کالای دیگر براساس قانون مقدس سرمایه یعنی بازار آزاد * و عرضه و تقاضا تعیین شود . سرمایه در این بازار ، همواره از بیکاری بخشی از نیروی کار برای اعمال فشار بر کارگران شاغل و کاهش سطح دستمزد ها استفاده می کند . بیکاری و بیکار سازی کارگران خود نتیجه اعمال سیاست های گوناگون سرمایه در دوره های مختلف حیات آن بوده است . در این سیستم بخشی از بیکاری نیز نتیجه ی پیشرفت تکنولوژی و اتوماسیون سیستم تولید در کنار آزمندی هرچه بیشتر سرمایه است ؛ پیشرفت تکنولوژی ای که دریک مدیریت صحیح جامعه می تواند موجب کاهش ساعات کار و افزایش رفاه و سعادت جامعه گردد . در ایران پس پایان از جنگ با عراق به جای اتخاذ سیاست های مبتنی برتولید و اشتغال زایی ، در پیش گرفتن روش های نئو لیبرالیستی و سیاست های معطوف به واردات انبوه همه نوع کالا و ندیده گرفتن منافع ملی ، خود علت و راه دیگری برای بیکار سازی انبوه کارگران و اعمال فشار بر کارگران شاغل ،کاهش دستمزد های واقعی و انباشت هرچه بیشتر سرمایه بوده است .
رشد آگاهی طبقۀ کارگر و روند تکامل اجتماعی در جوامع مختلف پیدایش نهادها و تشکل های کارگری نظیر سندیکاها ، اتحادیه ها ، سازمان ها و احزاب را موجب شد و کارگران به کمک این نهاد ها به دفاع گروهی و اجتماعی از منافع خود از جمله حرکت به سمت کسب دستمزدی عادلانه تر و واقعی تر پرداختند . طبیعی بود که منافع و زیاده خواهی کارفرمایان و دولت های حامی آن ها ، با پیدایش و رشد این نهادها به خطر افتد . تاریخ سرمایه داری در دوره ها و کشورهای مختلف ایجاد اختلال در روند شکل گیری و فعالیت تشکل های کارگری را از جانب نهادهای سرمایه داران ، تلاش جهت نفوذ در این تشکل ها و خنثی سازی فعالیت و پویایی شان و گاه سرکوب گسترده و نظام یافته این نهادها و یا ایجاد تشکل های کارگری زرد و وابسته را شهادت می دهد. به هر حال در جوامعی که تلاش ها و مبارزات پیگیرانه ی کارگران موجب شده فعالیت نهادها و تشکل های کارگری به رسمیت شناخته شده این نهاد ها بر حسب درجه ی پویایی و استقلال یا بی تدبیری و وابستگی شان به دولت و کارفرمایان ، با استفاده از همه ی راه ها و شیوه های ممکن برای به تصویب رساندن قوانین و مقررات لازم جهت تامین حقوق صنفی و اجتماعی کارگران و در هنگام بستن قرار داد های فردی یا دسته جمعی کارگران با کارفرمایان با شرکت فعال در مذاکرات و چانه زنی های مستقیم در تعیین و افزایش دستمزدها تلاش کرده اند. همچنین دیده شده در دولت های رفاه پس از جنگ دوم و یا دولت هایی با گرایشات مردمی و جامعه گرا دستگاه های دولتی ذیربط مستقیما در مذاکرات مربوط به دستمزد و دیگر شرایط کار تا حدودی به نفع طبقه ی کارگر وارد عمل شده و شرایط نسبتا بهتری را فراهم کرده اند .
با تاسف باید گفت در ایران بعد از انقلاب 1357 به دلیل و ملاحظات گوناگون و با تکیه بر فصل ششم قانون کار مصوب سال 1369 از تشکیل و فعالیت تشکل های مستقل و کارآمد کارگری جلوگیری شده است. تلاش های کارگران پیگیر امورصنفی و مسایل کارگری و همچنین نظارت و توصیه های سازمان بین المللی کار" ILO " در راستای استاندارد سازی تشکل های کارگری و کارفرمایی نیز تاکنون نتیجه بخش نبوده است. این در حالی است که مقاوله نامه های بنیادین شماره 87 و 98 این سازمان واضح و آشکار دولت ها را از هر گونه ممانعت یا دخالت در امور تشکل های کارگری و کارفرمایی از جمله تنظیم اساسنامه و انتخابات مربوط به آن ها منع می کند. نتیجه این که در نبود تشکل های مستقل و کارآمد کارگری سرنوشت دستمزد کارگران ایران طی این سال ها این گونه رقم خورده است :
دستمزد کارگران یک بار در سال 1358 توسط اولین دولت پس از انقلاب تا حد قابل ملاحظه نسبت به قبل از آن ترمیم و به دستمزد واقعی نزدیک گردید اما تا چند سال پس از آن به بهانه ی شرایط جنگی و سیاست های اقتصادی آن دوران تقریبا بلوکه شد و در عمل و بدون ضابطه هر سال مقدار بسیار ناچیزی که به هیچ وجه با نرخ تورم آن سال ها همخوانی نداشت به آن افزوده می گشت؛ در پاسخ به اعتراض کارگران نیز همواره به آن ها وعده جبران پس از پایان جنگ داده می شد. پس از تصویب قانون کار (آبان 1369) بر اساس ماده 41 این قانون مقرر شد شورای عالی کار مرکب از سه گروه نمایندگان کارگری، کارفرمایی و دولتی و به ریاست وزیر کار همه ساله با در نظر گرفتن نرخ تورم ، میزان حداقل حقوق کارگران را به گونه ای محاسبه و تعیین کند که" بدون در نظر گرفتن شرایط جسمی و روحی کارگر و کار محول شده ، هزینه های زندگی یک خانوار کارگری تامین شود". تکیه این قانون بر اصل "سه جانبه گرایی " است. اصلی که در عمل توهمی بیش نبوده و اجرا شدنی نیست . اجرایی نیست زیرا در این ترکیب سه جانبه ،گروه نمایندگان دولت خود در عمل نمایندگان کارفرمایی بسیار بزرگ( اگر نگوییم بزرگترین کارفرما) هستند که در عرصه های مختلف سرمایه گذاری کرده و حقوق بگیر دارد، در بسیاری موارد و از جمله جلسه ی تعیین دستمزد اسفند ماه سال 1389 این نمایندگان دولتی بودند که بطورصریح مخالف افزایش مزدها و تصویب دستمزدی بودند که نمایندگان کارگری و کارفرمایی بر آن توافق کرده بودند. دلیل دیگر ممکن نبودن سه جانبه گرایی در این قانون نبود تشکل های مستقل کارگری ودر نتیجه نبود ساز و کاری دموکراتیک برای انتخاب نمایدگان واقعی کارگران جهت شرکت در نشست های این شورا است. بی دلیل نیست که می بینیم از سال های پایان جنگ تا کنون نه تنها هیچگاه عقب افتادگی دستمزد ها از تورم مانده از دوران جنگ جبران نشد که بد تر از آن با بی توجهی به نرخ واقعی تورم در تمام این سال ها به جایی رسیده ایم که در سال 1389 فاصله ی دستمزد ها تا میانگین هزینه یک خانوار شهری نزدیک به سی صد در صد است! (در آمار منتشر شده توسط بانک مرکزی ایران در سال 1389 متوسط هزینه های ماهانه ی یک خانوار شهری نهصد و چهل و هفت هزار و 316 تومان برآورد شده در حالی که شورای عالی کار برای این سال حداقل حقوق کارگران را سی صد و سی هزار تومان تعیین کرده است). بر اساس آمار دست کم هشتاد درصد کارگران ایران حقوق و دستمزدی در حد همان حداقل را دریافت می کنند. تاسف بار تر این که خیل عظیمی از کارگران و بخصوص شمار زیادی از کارگران زن که در کارگاه های خارج از شمول قانون کار و یا دوراز دید و نظارت قانونی به کار اشتغال دارند حقوق و دستمزدشان بسیار کمتر از حداقل تعیین شده است و در این محاسبه لحاظ نشده اند.
این تفاوت و فاصله (تقریبا) سی صد درصدی بین دستمزد ویا درآمد دست کم 80 درصد کارگران و حقوق بگیران ایرانی با متوسط هزینه های یک خانوار چگونه قابل توضیح است؟ باید تاکید شود که رقم دستمزدها و هزینه های گفته شده مربوط به سال 1389 و قبل از اجرا شدن قانون هدفمندی یارانه هاست. در سال 1390 در مقابل نرخ رسمی تورم دوازده و نیم درصدی شورای عالی کار حقوق کارگران را فقط 9 درصد افزایش داد ، در واقع این کاهش درآمد و در شرایطی رخ داد که نرخ واقعی تورم در شش ماهه ی اول سال 1390 با کمترین برآورد ها بیش از سی درصد بوده است ، این تصمیم گیری معنی دیگری جز افزایش فلاکت و خانه خرابی وحشتناک گارگران و حقوق بگیران ندارد!
وضعیت موجود و فلاکت حقوق بگیران نتیجه ی کار و ساز و کار "شورای عالی کار" طی یست و یک سال گذشته است. با این میزان فقرو تنگدستی ،بیکاری ، افزایش فاصله ی طبقاتی و فلاکت بخش بسیار بزرگی از جامعه و استمرار وضع موجود آیا نباید افزایش بزه و بزهکاری و نابسامانی و ناامنی اجتماعی که نتیجه ناگزیر فقر است و سر آخر بحران غیر قابل کنترل و انفجار اجتماعی را انتظار کشید. آیا زمان تغییر و باز نگری در بینش و روش های مربوط به این مقوله نرسیده است؟
اگر در اوضاع اقتصادی واجتماعی تغییر و تحولی خاص رخ ندهد و قضایا آن گونه که وزیر محترم کار پیش بینی می کنند و تمایل دارند پیش برود:
الف) بر اساس اصلاحیه پیشنهادی وزارت کار تغییر ترکیب به اصطلاح سه جانبه شورای عالی کار که از زمان مدیریت جهرمی بر این وزارت خانه با مصوبه ی هیات وزیران از 3-3-3 به 5-3-3 به نفع گروه نمایندگان دولتی اعمال شده بود رسمیت قانونی می یابد .در این اصلاحات شیوه رای گیری و تصویب موارد نیز به گونه ای تغییر یافته که حضور یا عدم حضور و رای منفی نمایندگان گروه کارگری در خروجی این شورا و مصوبات آن نیز تقریبا بی اثر است.
ب) در اصلاحیه قانون کار بند سومی به ماده 41 اضافه شده، براساس این بند شورای عالی کار هنگام تعیین دستمزد کارگران اضافه بر" نرخ تورم" و " تامین معیشت خانوار کارگری" باید "شرایط اقتصادی کشور" را نیز مورد ملاحظه قرار دهد ! با توجه به عملکرد تا کنونی شورای عالی کار و تغییرات پیش بینی شده در ترکیب نمایندگان و شیوه ی تصمیم گیری این شورا و اضافه شدن بند مبهم و قابل تفسیر" شرایط اقتصادی کشور " آیا نباید انتظار داشت که مانند شرایط دوران جنگ و این بار به بهانه ی شرایط اقتصادی و... باز هم دستمزد کارگران بلوکه شود و در واقع کاهش یابد ؟
نتیجه گیری: 1-دستمزد و درآمد کارگران و حقوق بگیران نه تنها برای تامین هزینه ی یک زندگی شرافتمندانه و در خور شان و کرامت انسانی آن گونه که ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر می گوید،کافی نیست که در پاره ای موارد کفاف یک زندگی بخور و نمیر را هم نمی دهد. این وضعیت طی بیست و یک سال گذشته هر روز بدتر شده است.
2- کارگران از داشتن هر نوع تشکل واقعا مستقل و کارآمد که به کمک آن بتوانند از حقوق صنفی و اجتماعی خود دفاع, دستمزد ها را به دستمزد واقعی نزدیک تر و شرایط بهتر و انسانی تری برای خود فراهم کنند محروم هستند.
3-تشکل یابی کارگران و ایجاد تشکل های کارگری بطور عمده در گرو اشتغال و ثبات شغلی آنها است . بیکاری گسترده، نبود امنیت شغلی و قراردادهای موقت کار در کنار نقایص و ایرادهای موجود در فصل ششم قانون کار و آیین نامه های اجرایی آن از جمله موانع اصلی در راه سازمان یابی کارگران و تلاش برای رسیدن به دستمزد واقعی است.
در حالی به پایان سال نزدیک می شویم که این سه مشکل در هم تنیده جامعه کارگران و حقوق بگیران را هر روز بیش از گذشته در فقر و فلاکت وسیه روزی و نا امیدی از آینده فرو می برد . فقر و فلاکتی که در شرایط حساس کنونی که بحران همه جانبه ی عمومی و تهدید های مختلف کلیت جامعه را فرا گرفته اگر راه حلی برای آن یافت نشود عواقبی نا معلوم و جبران نشدنی در پی خواهد داشت.
پانوشت
*بازار آزاد سرمایه داری فقط یک توهم است .این بازار هرگز آزاد نبوده و یک بازار رقابتی و در بسیاری موارد انحصاری است که در آن همه از امکانات و حقوق مساوی برخودار نیستند .به خصوص مصرف کنندگان کالاها و در بازار کار عرضه کنندگان نیروی کار(کارگران) غالبا از حق انتخاب بسیار محدودی برخوردارند و بسیار اتفاق می افتد که ناگزیر می شوند فقط به یک گزینه ی نا مطلوب تن در دهند.

 

منبع: انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران

www.rooznamenegaran.blogfa.com

کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

 

دستمزد 91
ز ريش ِ به دم ِ تيغ
داده از بيخ
چه مانده كه ؟
با افزايش پوشالي دستمزد –
به ريشمان مي خندند.
آه...
به دم ّ تيغ اگر
تفرقه را –
مي داديم.
 
15 فروردين 91
فلزبان



"نگاه"

در ميدان ِ شهر
در بازار
در دكه هاي كوچك پس كوچه ها
به اقتدارِ بي چون و چراي –
قيمت ها انديشم
به سنگر-
به جنگ –
به خاكريزهاي 28 هزار توماني
به دست هاي خالي و باد،
به آسمان نگاه مي كنم
و سفره هاي كوچك ِ خالي –
كه باد –
به رقصشان آورده
به رقص مي انديشم
و روزگار –
كه به رقصمان آورده.
 

15 فروردين 91
فلزبان

"گزارش"
پرسيد:
زندان چه گونه بود؟
گفتم:
تلنگري نخوردم و خونم –
زمين نريخت.
خون زبان منصور
جان نحيف محمود
بيماري رضا
و اسارت مددي
من راست گفته بودم،
اما –
آبرويم نداشته ام –
افتاد بر زمين؛
در تصادفم با
اتوبوس ِ واحدي.
 
7 آذر 90
فلزبان

 


"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد


"اول ماه مه"

 من در توام

و تو در من

و امتزاج ما

معناي فراخ

حتا –

در سلولي تنگ

 

فلزبان

16 فروردين 91

 

بر چادر نشسته ايم

اين است مزدي كه خدايان سود
بر ما
نازل كردند
بارش دود گرسنگي
در شب بهره كشي
بر اين سلوك اعتراض كرديم
در شيكاگو فريادمان را به اين توحش مقدس
با گلوله جواب دادند
و در ليون و پاريس با يك خروس قندي
و چتري وارونه بر سر برهنه مان
در برلين با صليب شكسته و ...
تولد گل سرخ بر لجنزار اشرافيت را افراطي گري نام نهادند
و تابلوي رويش ممنوع بر دروازه هاي جهان آويختند
تار و پود نقش متحدمان بر دارقالي زندگي جمعي را بر نتافتند
و هر رنگمان را بر داري آويختند
فاجعه ي دنياي وارونه را بديهي ترين نمود رشد ناميدند
جغد هاي هرزه نويس اين برده داران عصر فروش و قمار بزرگ
طبيعت را فروختند
انسان را فروختند
حقيقت را فروختند
سود كارمان را سرمايه نام نهادند و فروختند
بهشت را فروختند
و در آخر بر سر سفره و لباس تن و سرپناهمان با هم به قمار نشستند
اين سوداگران آز پيشه يك درصدي
در اين شب مهيب بهره كشي
اينك بر چادر نشسته ايم
مقابل ديوار وال استريت در نيويورك
ميان ميدان التحرير در قاهره
و در همه ي خيابان هاي لندن, پاريس,آتن, رم , مادريد , ليسبون ... تا سئول
و همه ي كمپ هاي كارگري
و حلبي آباد هاي اين زمين ناامن
و همچنان به جرم ساختن چتري واقعي
براي رهايي از تگرگ سياه گرسنگي
باتوم را , وگاز فلفل و زندان و مرگ را باز تجربه مي كنيم
تا برآمدن صبح برابري

علي يزداني


 سایت جنبش کارگری آزادی ابراهیم مددی را به اعضای سندیکای واحد، طبقه کارگر ایران و خانواده ابراهیم مددی تبریک می گوید

کارگر زندانی آزاد باید گردد
امروز30فروردین ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه از زندان آزادشد.
براساس این گزارشات، خانواده، اقوام، آشنایان ابراهیم مددی و دهها نفر از رانندگان شرکت واحد با لباس کار و دسته گل و شیرینی در مراسم استقبال وی مقابل زندان اوین حضور بهم رساندند.
استقبال کنندگان ابراهیم مددی وخانواده اش را تا منزلشان همراهی کردند. منصوراسالو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه همراه با چندتنی دیگر از همکاران، دوستان، آشنایان و خانواده هایشان درمنزل ابراهیم مددی به این جمع پیوستند و تا پاسی ازشب درکنار همدیگر بودند.

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

شعر و ادبیات کارگری

کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

كودكان در نيمه شب به جاي كاميون بار حمل مي‌كنند

ایلنا: يك فعال حقوق كودكان كار اعلام كرد: به دليل سنگ‌فرش كردن خيابان ناصرخسرو تهران، امكان استفاده از وسيله نقليه براي حمل بار مقدور نيست و كسبه از نيمه شب تا صبح از كودكان براي خالي كردن بار ماشين‌ها و...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here