جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

يكشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۳۰

وقتی که تورم یکه تازی می کند(قسمت دوم):گره حداقل دستمزد و نقش دولت

کاظم فرج الهی: در یاد داشت پیشین مختصری در باره ی ماهیت دستمزد در روابط کالایی و چگونگی تعیین دستمزد کارگران ایران در سی سال گذشته گفته شد. اهمیت  موضوع بیش از هر چیز از این ناشی می شود که کم وکیف مقوله  دستمزد و عدد و رقم بدست آمده پس از انجام محاسبات گوناگون در این رابطه ، تامین کننده ی معیشت و تعیین کننده ی شکل و شیوه ی زندگی طبقه ی کارگر ایران است ؛اگر دستمزد ها عادلانه، خوب و کافی باشد زندگی مزد و حقوق بگیران  بطور نسبی خوب خواهد بود و به دلیل قدرت خرید کافی دست کم نیمی از جمعیت  جامعه ، چرخه ی پول و کالا  و روند بازار به طور کلی سیری طبیعی و رو به رشد دارد و در نتیجه جامعه نیز بطور نسبی سلامتی و شادابی خواهد داشت و چنانچه دستمزد ها نا عادلانه و نا کافی باشد تامین معیشت بیشترین افراد جامعه به سختی ممکن می گردد  و افراد ناگزیر می شوند در صورت وجود امکان مساعد برای تامین هزینه های زندگی به اضافه کاری و کارهای دوم و سوم  روی آورند. در نتیجه  از اوقات فراغت و تفریح و استراحت و پرداختن به  امور فرهنگی و هنری  کاسته می شود و افراد به تدریج رنجور و بیمار خواهند شد. این پدیده در دراز مدت به ناهنجاری هایی از نوعی دیگر ،بدتر و گاه  خطرآفرین برای جامعه   تبدیل  می گردد. اگر شرایط اقتصادی جامعه و امکانات بازار کار اجازه ی دستیابی به اضافه کار و کارهای دوم و... را ندهد تامین معاش و گذران زندگی هر روز سخت تر می گردد ؛ حقوق بگیران و خانواده هایشان تامین بسیاری از ضروریات زندگی را به تعویق و تاخیر خواهند انداخت و شاید  تعویق به محال!. گروه بزرگی از افراد جامعه دچار انواع بیماری های جسمی ناشی از سوء تغذیه  و ناهنجاری های روانی و رفتاری و از هم پاشیدگی کانون خانواده  و ... می شوند ، در هر دو حالت شکاف و فاصله ی طبقاتی موجود عمیق تر می شود،آمار بزه و بزهکاری و جرم و جنایت افزایش یافته و نا امنی و انفجار های اجتماعی رخ خواهد داد.

در حالی به ماه و روز های پایانی سال نزدیک می شویم که نرخ تورم از بیشینه ی  برآوردها و گمانه زنی های کارشناسان مستقل و حتی بانک مرکزی و دیگر منابع دولتی  در اسفندماه سال 1389، یعنی زمانی که دستمزد کارگران برای سال 1390 تعیین و تصویب می شد بسیار بالاتر است. کارشناسان اقتصادی و اجتماعی  حداقل درآمد یک خانوار شهری ایرانی را برای تامین یک زندگی در حد خط  فقر بین دوازه تا چهارده  میلیون ریال برای سال جاری برآورد می کردند ؛ اما با شروع زمستان و رخداد یک سری حوادث مهم در عرصه ی اقتصاد و سیاست های داخلی  و بین المللی  محاسبات و برآوردها در این حوزه به هم ریخت و برابری پول ملی در مقابل ارز های معتبر خارجی  تاکنون بیش از 75 درصد کاهش داشته است . این وضعیت در جامعه ای که به دلیل اعمال سیاست های اقتصادی نئولیبرالی در دودهه ی گذشته ، به غیر از حامل های انرژی برای تامین دیگر مایحتاج خود به بازار های جهانی وابسته است جز تورم لگام گسیخته ( که براساس برآورد منابع رسمی در سه ماهه ی آخر سال بیش از 35 درصد است) و فزونی فلاکت و خانه خرابی طبقه ی کارگر  و حقوق بگیران  معنای دیگری ندارد. اثر روزافزون محدودیت ها و تحریم های  اعمال شده  در عرصه اقتصاد و بازرگانی و مالی و همین طور عملکرد  فرصت طلبی و سود جویی و زیاده خواهی های بخش هایی از جناح سرمایه که بر بحران اقتصادی و اجتماعی ای که پیش ازین هم  حاکم بوده  اضافه شده است دیگر اجازه نمی دهد  خط  فقر مطلق و نسبی  و دیگر شاخص های مرتبط در این زمینه و از جمله حداقل دستمزدها برای مدت طولانی  تعریف شود. این موضوع به قدری بدیهی شده که برای فهم ودرک آن  دیگر نیازی به داشتن تخصص و هوش اقتصادی نیست. پارامتر های دیگری هم وجود دارند که اثر مخرب آن ها در زندگی کارگران و مزد و حقوق بگیران مشهود است و ضمن این که  تنگنا ها را بیشتر می کنند معمولن در محاسبه ی نرخ تورم و رشد آن مورد ملاحظه قرار نمی گیرند مانندافزایش فرانشیز دریافتی از کارگران  بابت ارایه  خدمات درمانی،بهداشتی و پزشکی که سازمان تامین اجتماعی به تدریج و بدون سر و صدا  مدتهاست این افزایش را  اعمال می کند. سازمان تامین اجتماعی با این افزایش در واقع از  قدرت خرید کارگران  می کاهد. اضافه بر این بحران موجود در بازار کار است  که متاثر ازوضعیت شکننده ی اقتصادی موجود هر دم وخیم تر شده امنیت شغلی ، حقوق و درآمد کارگران را تهدید می کند.

در این شرایط شورای عالی کار با همان سازو کار و ترکیب و ترتیب گذشته  می رود که بار دیگر حقوق و دستمزد کارگران را رقم بزند. با کاربست  ساز و کار تاکنونی خروجی امسال این شورا  نسبت به سالهای گذشته اش تفاوت چندانی  نخواهد داشت .در امر تعیین دستمزد و تصمیم گیری در باره ی آن  دو نکته ی بسیار مهم وجود دارد که کم توجهی به آن ها   و عدم ایفای نقش صحیح دولت در این مورد ارایه ی هر گونه راه حل و استخراج هر عدد و رقم  و یا درصدی برای گشودن گره  دستمزد سال 1391 وتلاش برای  رسیدن به دستمزدی مناسب و عادلانه را خنثی و بی اثر می سازد. ضروریست  پیش از برگزیدن هر راه و روش  و رسیدن به عدد و درصد و یا فرمول برای تعیین حداقل مزد به این دو نکته بپردازیم:

نکته ی اول این که حد اقل دستمزد   همانطور که در ماده ی 41 قانون کار، ماده ی 43 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، کنوانسیون131 سازمان بین المللی کار و ماده ی 23 میثاق جهانی حقوق بشر ( *)به صراحت اشاره شده باید عادلانه و برای تامین یک زندگی شرافتمندانه کافی باشد به گونه ای که کارگر یا فرد حقوق بگیر  بتواند با دستمزد ناشی از کار خود بهره مندی اش را از مواهب زندگی به طور نسبی تامین کند، سطح زندگی خود را بهبود بخشد و به لحاظ مدارج انسانی،علمی ،فرهنگی و هنری بتواند رشد یابد.

نکته ی دوم: برای اجرایی شدن مصوبه ی دستمزد باید شرایطی فراهم باشد که همه ی کارفرمایان بتوانند این دستمزد را بپردازند به عبارت دیگر   لازمست  تولید محصول و یا ارایه خدمات و تداوم آن برای کارفرما  منطقی و مقرون به صرفه باشد.

روشن است که بحث  و دفاع در باره ی منطقی و سود آور بودن تولید و رسیدن به شرایطی که تولید مقرون به صرفه باشد هدف  این نوشته وصاحب این قلم نیست. اما با در نظر گرفتن این که شرط دریافت مزد خوب  وجود اشتغال و پایدار بودن آن و بهره مندی از امنیت شغلی است ،  اندکی توضیح در این باره خالی از فایده نیست:

اصل  بیست و هشتم  قانون اساسی دولت را موظف میکند برای همه ی افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی  برای احراز مشاغل را ایجاد نماید و اصل چهل و چهارم  دولت را موظف می کند بخش خصوصی را در عرصه کشاورزی،دامداری،صنعت وتجارت و خدمات در جهت رشد و توسعه ی اقتصادی(و اشتغالزایی) مورد حمایت قانونی قرار دهد.

پس از پایان جنگ با عراق و شروع دوران سازندگی  با اجرای طرح های تعدیل ساختاری و اعمال   سیاست هایی منطبق با توصیه ها و الگوهای سازمان تجارت جهانی،صندوق بین المللی پول و بانک جهانی ، به تدریج ولی با شتابی مثبت نمود های پدیده ی سود ده نبودن(و بعد ها زیان ده بودن) بنگاه های تولیدی در بخش های مختلف صنعت و کشاورزی آشکار شدند  .کارخانه های صنعت  نساجی و پوشاک وبه دنبال آن صنعت تولید لوازم خانگی  جزء اولین بنگاه ها و  رشته های صنعتی بودند که رو به ورشکستگی و انحلال گذاشتند. سپس مجتمع های کشت و صنعت و همچنین کشاورزی در سطوح کوچکتر نیز یکی پس از دیگری  زیان ده، ورشکسته ، تعطیل و منحل شدند. این سئوال برای بسیاری از دست اندرکاران و ناظران صدیق همواره مطرح بود که چرا تولید  برخی کالاها (به عنوان نمونه در حوزه پوشاک و یا لوازم خانگی و بعد ها لاستیک اتوموبیل و...) در کشورهایی مانند ترکیه ،پاکستان،کره و... که از مزیت های اقتصادی ایران چون انرژی و نیروی کار ارزان هم بهره مند نیستند، اقتصادی و مقرون به صرفه است و این کالا ها با احتساب هزینه های واسطه ای و حمل ونقل باز هم وقتی در بازار ایران عرضه می شوند از کالاهای مشابه ایرانی ارزان تر وبا کیفیت تر هستند؟ سوال دیگر این که نقش دولت در  حمایت از تولیدات و صنایع داخلی و اشتغالزایی چیست و چگونه اعمال می شود؟

واقعیت این است آن گاه که لازم بود صنایع فرسوده و قدیمی (بخش خصوصی و دولتی) از طریق مشاوره دادن و توصیه های لازم ،ایجادمشوق های مناسب و جهت بهره وری بیشتر مجهز کردن شان به شیوه های مدیریت علمی و  تکنولوژی مدرن  حمایت شوند نه تنها این کار انجام نگرفت که بر عکس با قرار دادن ارز بسیار ارزان تر از قیمت واقعی و سوبسید دار در اختیار وارد کنندگان کالا(خصوصی، دولتی و رانت خواران) و برقراری تسهیلات گمرکی ویژه و... زمینه های مساعدبرای ورود بی رویه  ی همه نوع کالای مصرفی فراهم گردید؛ خیلی زود بازار ها از انواع کالاهای خارجی با قیمت های ارزان که به دلیل استفاده از تکنولوژی مدرن مرغوبتر  هم بودند اشباع شد و صنایع داخلی یکی پس از دیگری به ورطه ی زیان دهی و نابودی فرو غلتیدند.مزید بر علت سود جویی و آزمندی آن دسته از سرمایه داران و کارفرمایان  بخش های دولتی و خصوصی بود که به جای قبول زحمت راه اندازی خطوط تولید صنعتی و مدرن  رحمت روزافزون سود های کلان  واردات را برگزیدند ، گاه نیز  با دور زدن  مسیر های قانونی و پرهیز از پرداخت حتی همان عوارض  ناچیز گمرکی و فرار از مالیات (در مقابل عوارض و مالیات نسبتا سنگینی که برای بخش صنایع تولیدی وضع گردیده بود) انباشت سرمایه به مراتب فزونی می یافت. در واقع به جای این که دلار های نفتی  در زیر ساخت های اقتصادی  و راستای تقویت تولیدات داخلی و اشتغالزایی و در بخش صنایع تولیدی  هزینه شود با نرخ بسیار ارزان به سوی وارد کنندگان کالا و از این طریق به جیب دلالان و صاحبان صنایع کشور های صادر کننده سرازیر می شد ، رفته رفته با فزونی صنایع ورشکسته و انبوه کارگران بیکار شده مواجه شدیم.

در هر صورت طی بیست و دو سال همه ی دولت ها با تخطی ازاصل 44 قانون  اساسی حمایت از صنعت و تولیدات داخلی را  به نفع واردات کالا  کنار گذاشتند. مورد دیگر تخلف از اصل 43 همین قانون است؛ همه ساله شورایعالی کار به ریاست وزیر کار وقت  و به ظاهر برای پیشگیری از افزایش تورم  و با استناد به نرخ  تورمی که نادرست توسط منابع رسمی اعلام می شد از افزایش واقعی و مطابق قانون دستمزد کارگران جلوگیری کردند و اکنون کار به جایی رسیده که سطح دستمزدها از خط فقر مطلق هم پایین تر آمده و به خط بقا نزدیک می گردد.

در ساختار موجود برای حل این معضل و گشودن گره دستمزد ،گریزی نیست مگر جبران خطا های گذشته در  رابطه با مساله ی  صنعت و هموار کردن مسیر تولید داخلی و اشتغال زایی ؛ دولت باید نقش و وظیفه ی خود را مطابق با قانون اساسی  به عهده گیرد.حداقل مزد واقعی کارگران چیزی جز معادل ریالی سبد کالاهای مورد نیاز یک خانواده کارگری نیست. سبد کالاهایی که به کمک کارشناسان معتبر اقتصادی و اجتماعی تهیه می شود و صد البته که دراین سبد هزینه های مسکن، تعلیم  و تحصیل فرزندان ، بهداشت و درمان ،تفریح و امکانات فرهنگی نیز با توجه به شرایط و امکانات روز  گنجانده می شود. در وضعیت کنونی جامعه و با توجه به نرخ رشد تورم شاید لازم باشد این معادل ریالی در دوره های زمانی کوتاه تر(یک ماهه  یا فصلی) و منطقه ای تعیین شود ؛ برای تعیین این معادل ریالی شاید کمیته ای مرکب از نمایندگان واقعی کارگران(از طریق تشکل های واقعی کارگری)، نماینده کارفرمایان و کارشناسان مورد اعتماد طرفین  و... لازم آید که در دوره های زمانی معین بر روی مساله  کار و رسیدگی کنند . در شرایط موجود بخش قابل ملاحظه ای از بنگاه های صنعتی و تولیدی توان پرداخت دستمزدهای کارگران با نرخ واقعی یعنی آن چیزی که حق مسلم آنان است را ندارند. اما این گناه کارگران نیست. کارگران  و حقوق بگیران بیش از دو دهه است تاوان سیاست های به غایت نادرست دولت ها را  پرداخته اند و همواره با زندگی در سطحی بسیار پایین تر از خط فقر ، خود و خانواده اشان تقریبا از همه ی نعمت ها  و مواهب زندگی محروم بوده اند. برای رهایی از وضع موجود و جبران خطاهای دولت های گذشته ، صنایع و تولیدات  داخلی باید بطور همه جانبه و واقعی مورد حمایت قرار بگیرند. این کار برای سلامت جامعه و کاهش بحران همه جانبه ای که در آن  در گیر  است ضرورت دارد.

راه حمایت از صنعت و تولید  هم نه جلوگیری از واقعی شدن دستمزد هاست  و نه بخشودگی بدهی کارفرمایان به سازمان تامین اجتماعی ، که این خود بخشش از کیسه ی خالی کارگران است. حمایت واقعی  کنترل و جلوگیری از واردات کالاهای مصرفی است و در عین از محل ارزهای سوبسید داری که تاکنون به بخش واردات کالا سرازیر می شده   اعطای وام و تسهیلات لازم ،بخشودگی های حساب شده ی مالیاتی و عوارض گمرکی و ...به تولید کنندگان صنعتی است. همچنین در اختیار قرار دادن انرژی(آب،برق و سوخت)  ارزان  و در کنار این ها  و بسیار ضروری اعمال کنترل های سخت برای پیشگیری از فرار این تسهیلات و بخشودگی ها به خارج از کشور و یا به سوی بخش تجارت و واردات کالاهای مصرفی .

پانوشت

* بند 2ماده 41  قانون کار:حد اقل مزد بدون آن که مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی های کار محول شده را مورد توجه قرار دهد ، باید به اندازه ای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می شود را تامین نماید.

* اصل 43 قانون اساسی( وظایف دولت)

  1. تأمین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه.
  2. تأمین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که نه به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروه‏های خاص منتهی شود و نه دولت را به صورت یک کارفرمای بزرگ مطلق درآورد. این اقدام باید با رعایت ضرورت‏های حاکم بر برنامه‏ریزی عمومی اقتصاد کشور در هر یک از مراحل رشد صورت گیرد.
  3. تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعت کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی‏، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد.

*  ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر

-هر شخصی حق دارد کار کند،کار خود را آزادانه برگزیند،شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بیکاری حمایت شود.

3-هرکسی که کار می کند حق دارد مزد منصفانه و رضایت بخشی دریافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق حیثیت و کرامت انسانی تامین کند و در صورت لزوم  با دیگر وسایل حمایت اجتماعی کامل شود.

*در کنوانسیون شماره 131 سازمان بین المللی کار برای تعیین حداقل دستمزد به موارد زیر اشاره شده است:

- نیاز های کارگران و خانواده آن ها.                          – مزایای تامین اجتماعی

- سطح عمومی دستمزد ها                                 - سطح زندگی کارگران در مقایسه با سایر گروه های اجتماعی

- هزینه زندگی و تغییرات آن                                 - عوامل اقتصادی از جمله توسعه اقتصادی ، بهره وری و...

 

 

www.rooznamenegaran.blogfa.com
کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

 

دستمزد 91
ز ريش ِ به دم ِ تيغ
داده از بيخ
چه مانده كه ؟
با افزايش پوشالي دستمزد –
به ريشمان مي خندند.
آه...
به دم ّ تيغ اگر
تفرقه را –
مي داديم.
 
15 فروردين 91
فلزبان



"نگاه"

در ميدان ِ شهر
در بازار
در دكه هاي كوچك پس كوچه ها
به اقتدارِ بي چون و چراي –
قيمت ها انديشم
به سنگر-
به جنگ –
به خاكريزهاي 28 هزار توماني
به دست هاي خالي و باد،
به آسمان نگاه مي كنم
و سفره هاي كوچك ِ خالي –
كه باد –
به رقصشان آورده
به رقص مي انديشم
و روزگار –
كه به رقصمان آورده.
 

15 فروردين 91
فلزبان

"گزارش"
پرسيد:
زندان چه گونه بود؟
گفتم:
تلنگري نخوردم و خونم –
زمين نريخت.
خون زبان منصور
جان نحيف محمود
بيماري رضا
و اسارت مددي
من راست گفته بودم،
اما –
آبرويم نداشته ام –
افتاد بر زمين؛
در تصادفم با
اتوبوس ِ واحدي.
 
7 آذر 90
فلزبان

 


"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد


"اول ماه مه"

 من در توام

و تو در من

و امتزاج ما

معناي فراخ

حتا –

در سلولي تنگ

 

فلزبان

16 فروردين 91

 

بر چادر نشسته ايم

اين است مزدي كه خدايان سود
بر ما
نازل كردند
بارش دود گرسنگي
در شب بهره كشي
بر اين سلوك اعتراض كرديم
در شيكاگو فريادمان را به اين توحش مقدس
با گلوله جواب دادند
و در ليون و پاريس با يك خروس قندي
و چتري وارونه بر سر برهنه مان
در برلين با صليب شكسته و ...
تولد گل سرخ بر لجنزار اشرافيت را افراطي گري نام نهادند
و تابلوي رويش ممنوع بر دروازه هاي جهان آويختند
تار و پود نقش متحدمان بر دارقالي زندگي جمعي را بر نتافتند
و هر رنگمان را بر داري آويختند
فاجعه ي دنياي وارونه را بديهي ترين نمود رشد ناميدند
جغد هاي هرزه نويس اين برده داران عصر فروش و قمار بزرگ
طبيعت را فروختند
انسان را فروختند
حقيقت را فروختند
سود كارمان را سرمايه نام نهادند و فروختند
بهشت را فروختند
و در آخر بر سر سفره و لباس تن و سرپناهمان با هم به قمار نشستند
اين سوداگران آز پيشه يك درصدي
در اين شب مهيب بهره كشي
اينك بر چادر نشسته ايم
مقابل ديوار وال استريت در نيويورك
ميان ميدان التحرير در قاهره
و در همه ي خيابان هاي لندن, پاريس,آتن, رم , مادريد , ليسبون ... تا سئول
و همه ي كمپ هاي كارگري
و حلبي آباد هاي اين زمين ناامن
و همچنان به جرم ساختن چتري واقعي
براي رهايي از تگرگ سياه گرسنگي
باتوم را , وگاز فلفل و زندان و مرگ را باز تجربه مي كنيم
تا برآمدن صبح برابري

علي يزداني


 سایت جنبش کارگری آزادی ابراهیم مددی را به اعضای سندیکای واحد، طبقه کارگر ایران و خانواده ابراهیم مددی تبریک می گوید

کارگر زندانی آزاد باید گردد
امروز30فروردین ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه از زندان آزادشد.
براساس این گزارشات، خانواده، اقوام، آشنایان ابراهیم مددی و دهها نفر از رانندگان شرکت واحد با لباس کار و دسته گل و شیرینی در مراسم استقبال وی مقابل زندان اوین حضور بهم رساندند.
استقبال کنندگان ابراهیم مددی وخانواده اش را تا منزلشان همراهی کردند. منصوراسالو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه همراه با چندتنی دیگر از همکاران، دوستان، آشنایان و خانواده هایشان درمنزل ابراهیم مددی به این جمع پیوستند و تا پاسی ازشب درکنار همدیگر بودند.

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

شعر و ادبیات کارگری

کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

كودكان در نيمه شب به جاي كاميون بار حمل مي‌كنند

ایلنا: يك فعال حقوق كودكان كار اعلام كرد: به دليل سنگ‌فرش كردن خيابان ناصرخسرو تهران، امكان استفاده از وسيله نقليه براي حمل بار مقدور نيست و كسبه از نيمه شب تا صبح از كودكان براي خالي كردن بار ماشين‌ها و...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here