جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

يكشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۳۴

نگرش نيروي كار پروژه اي در رابطه با ترفندهاي جبهه ي سرمايه

ناصرآقاجري: ظهور و سقوط دموكراسي در كشورهاي خاورميانه ، كه اكثرا كشورهاي نفت خيز هستند، دوري است باطل و تكرار واپس گرايي. زيرا هر بار كه مردم براي استقلال وآزادي سرزمين شان برمي خيزند وساختار واپس گرايي اجتماعي را به چالش مي گيرند، هزاران انسان آگاه و آزاده قرباني مي شوند تا مردم بتوانند اهرم هاي قدرت را به دست آورند. ولي ناآگاهي از شناخت طبقاتي و پيچيدگي مناسبات اجتماعي وترفندهاي عوام فريبانه ليبراليست ها براي كسب قدرت سياسي ، جامعه ي پويا را باز هم به زير چتر واپس گرايي وخرافات مي كشاند. بيگانه بودن اين جوامع از شناخت علمي پديده هاي اجتماعي، مجددا آنها را به باتلاق ليبرال هاي تجاري دلالي مي اندازد و دگر باره ديكتاتوري و سركوب دگرانديشان همراه باعوام فريبي، مردم را مسخ مي كند.

چند دهه بايد بگذرد تا مردم بتوانند متوجه شوند كه باز هم فريب خورده اند و اوضاع اجتماعي نه تنها بهبود نيافته و تغيير بنيادي صورت نگرفته، بدتر هم شده است. آنگاه ياس و نااميدي بر همه جا سايه مي افكند تا زماني كه دوباره كارد ستم به استخوان برسد و باز تكرار گذشته؛ زيرا تجربيات انقلاب گذشته به نسل بعد منتقل نشده است. مردم مسخ باورهاي خرافي مي شوند كه از آن ها مشتي موجود منفعل مي سازد. افراد منفعلي كه عملكردهاي اجتماعي شان عليه منافع خودشان است. از خود بيگانگي كه عطار نيشابوري هزار سال پيش آن را به سنت ها و اعتقادات لايتغير و خرافي نسبت داده بود(1) زندگي اجتماعي را فلج مي كند. مردم از خود بيگانه ي چنين جامعه اي در هيچ پديده اي شك علمي ومنطقي نمي كنند و با ضرورت آن به كلي بيگانه اند. ايستايي انديشه آن ها زمينه ي ظهور دور باطل را فراهم مي كند. هم چنين ترفند هاي اقتصادي – سياسي امپرياليست ها و وابستگان پنهان داخلي شان كه با پرچم غيرطبقاتي و بي طرف به ميدان مي آيند؛ مزيد بر علت مي شود تا مسخ انسان ها تثبيت شده و روند اجتماعي به واپس گرايي منجر گردد.

در خاور ميانه نمونه هاي زيادي از اين روند را مي توان بر شمرد . يك نمونه انقلاب مصر است. افسران جوان و وطن پرست مصري به رهبري عبدالناصر حكومت مطلقه سلطنتي را سرنگون كردند ولي هرگز به دموكراسي و استقلال اقتصادي مصر نينديشيدند. ديكتاتوري حزب بعث عربي، به اصطلاح سوسياليسم ، ريشه ي هر دگرانديشي را خشكاند. تنها گروه مذهبي اخوان المسلمين باقي ماندند؛ آن هم با فعاليتي پنهان. با مرگ ناصر، معاونش انورالسادات به رياست جمهوري مادام العمر رسيد. او حزب بعث به اصطلاح سوسياليستي را به حزب بعث امريكايي - اسرائيلي تبديل كرد. چنين حاكميت هايي حتا واژه هاي جهاني را با معاني خاص در جهت منافع خود تغيير مي دهند. جمهوري مي شود حكومتي مادام العمر و موروثي و ديكتاتوري مي شود بهترين دموكراسي دنيا، حقوق بشر هم مي شود كشتار گروهي دگرانديشان.

با ترور سادات ، معاونش مبارك كه او هم يك نظامي بود، حاكميت را به دست گرفت. ايشان پس از چندين دهه به اصطلاح جمهوري نظامي، در تدارك جانشيني پسرش بود كه باز انقلاب شد. اين بار همه چيز به دوران سلطنت ملك فاروق بازگشت. اخوان المسلمين با اكثريت آرا انتخابات را برد. روند سير تحولات به سوي مناسباتي مذهبي واپس گرا با اقتصاد طبيعي سقوط كرد. بايد چندين دهه سنت هاي عقب مانده، جامعه را به پس براند تا مردم متوجه اشتباه خود شوند. تا كارد به استخوان شان برسد وباز تكرار و تكرار ديروز. اين بار ليبرال ها در پشت ماسك هاي رنگارنگي از حقوق بشر تا دموكراسي در كمين شكار انقلاب خواهند نشست.

علت عمده ي اين پديده نياز و ضرورت اقتصاد سرمايه داري جهاني به يك بازار بدون توليد كالايي و بدون استقلال است؛ تا توليدات كارخانه هايشان به فروش برسد. پس ما بايد بر دايره دور باطل مان بچرخيم. ريشه اين پديده ي نا به هنجار اجتماعي- تاريخي را در شرايط اقتصادي خاص اين كشورهاي توليد كننده ي نفت هم بايد جست و جو كرد. ساختار اقتصادي – صنعتي اين حاكميت ها نه فئوداليسم است و نه سرمايه داري. برزخي است اقتصادي و فرهنگي. براي استخراج و نگهداري نفت و گاز، صنايع مربوطه را احداث مي كنند ولي از اين مرحله پيش تر نمي روند. دلارهاي نفتي را به جاي سرمايه گذاري در صنايع بزرگ مادر، و دائمي كردن آن سرمايه ها، با سياست هاي مصرفي امپرياليستي هدر مي دهند و يا حداكثر وارد بازار خريد و فروش و بورس و سفته بازي مي شوند. ساختار چنين جوامعي از نظر فرهنگي، معمولا تركيبي از سنت ها و جهان بيني هاي خرافي و واپس گراست، همراه با گرايشات بيمارگونه ي مدرنيته . جنبه هاي سالم و مفيد اجتماعي فئوداليسم و مدرنيته را دور ريخته اند و بر نا به هنجاري هاي هر دو مناسبات سوار شده اند. اين حاكميت ها هنوز به آن درك ابتدايي نرسيده اند كه بدانند منابع انرژي پايان پذير است و براي نسل هاي آينده هم بايد ذخيره اي داشت. در حالي كه با سرمايه گذاري دلارهاي نفتي در تكنولوژي هاي مدرن و آموزش فني نسل آينده مي توان ثروت ها را ابدي نمود. اين ابتدايي ترين اصول علم اقتصاد است كه دولت هاي واپس گرا و ليبرال هاي دلال منش در خاور ميانه، با آن بيگانه اند. از سوي ديگر كشورهاي امپرياليستي با تمام قدرت مالي، تكنولوژيكي و نظامي و سازمان هاي پنهان اطلاعاتي از اين حاكميت ها پشتيباني مي كنند. اين شيوه ي ضد بشري ، براي اقتصاد آنها يك ضرورت حياتي است، چون در اين كشورها، توسعه صنعتي – اقتصادي و پيشرفت هاي علمي – تكنولوژيكي امپرياليست ها همزمان با تداوم عقب ماندگي علمي و صنعتي و فرهنگي كشورهاي نفت خيز خاور ميانه و بقيه كشورهاي عقب رانده شده وجود دارد.

وابستگي به تداوم مناسبات اقتصادي تك محصولي آن ها، مدعيان حقوق بشر يا جنايتكاراني كه به نام حقوق بشر سال ها پول نفت ايران را به صورت سلاح هاي مدرن و پيشرفته در اختيار شاه سرسپرده ي ، ايران قرار دادند تا ژاندارم آن ها در منطقه باشد. تا ارتش شاه به عمان برود و جنبش هاي انقلابي عمان(ظفار) را كه عليه عقب مانده ترين نوع مناسبات قرون وسطايي قيام كرده بودند، قتل عام كند. تجاوز و كشتاري كه باعث شد هنوز پس از نيم قرن در آنجا سكوت برقرار باشد. بودجه ي ارتش پاكستان كه بنيان گذار طالبان و حامي و ياري دهنده ي القاعده است، هنوز به وسيله ي امريكا پرداخت مي شود. همين طور كمك هاي نظامي و مالي به ارتش مصر. ارتشي كه بيش از 50 سال ديكتاتوري نظامي را به مردم مصر تحميل كرده است. در ديكتاتوري سر سپردگان امپرياليست ها، حقوق بشر و دموكراسي معنايي ندارد. دروغي است كه تنها ابلهان را فريب مي دهد. سرمايه داري جهاني اين مدعي هميشگي دموكراسي و حقوق بشر، بزرگترين وخونين ترين جنگ هاي تاريخ بشر را به راه انداخت. به خاطر اختلاف بر سر تقسيم مستعمرات (جهان عقب رانده شده ) جنگ جهاني اول با بمب هاي شيميايي وكشتار ميليوني به وقوع پيوست. براي تقسيم بازار جهاني و گسترش منطقه ي نفوذ اقتصادي – نظامي جنگ جهاني دوم آغاز شد كه تنها در شوروي 20 ميلييون كشته به جا گذاشت. اينك با نگرش نئوليبراليستي سال هاست كه جنگ جهاني سوم آغاز شده است. براي حفظ منافع امپرياليست ها، براي حفظ و تثبيت بازار فروش كالاهايشان و عقب راندن جهان توسعه نيافته، از امريكاي لاتين تا افريقا و آسيا. (البته صدور تكنولوژي هايي كه محيط زيست را به شدت آلوده مي سازند و يا از رده خارج شده اند به اين كشورها آغاز شده است). تجزيه يوگوسلاوي در حالي كه خود كشورهاي اروپايي در حال تشكيل اتحاديه اي بزرگ بودند؛ راه اندازي جنگ در خليج، جنگ دوم عراق، جنگ افغانستان و جنگ هاي منطقه اي به نام حقوق بشر، كه از ارتجاعي ترين باورهاي مذهبي با دلار و اسلحه حمايت مي كنند، جزيي از سياست هاي جنگي امپرياليسم در جهان است. حمايت از دالايي لاما، متشكل كردن القاعده و طالبان به وسيله ي سيا و حمايت از ارتش پاكستان براي مقابله با جنبش هاي ضدسرمايه داري و توسعه و گسترش خرافات ديني براي مخدوش كردن آگاهي طبقاتي از جنايت هاي ديگر امرياليسم محسوب مي شود. آري سال هاست كه جنگ جهاني سوم در ابعاد نظامي ، فرهنگي و ديني آغاز شده است. برنامه ي بوش براي تجزيه ايران وعراق و ايجاد چند كشور كوچك هنوز هم در دستور كار جنگ طلبان امريكاست. دهكده ي جهاني نئوليبراليستي كه ليبرال هاي وطني به آن عشق مي ورزند و متاسفانه هنرمندان "بي طرف"!!؟ و "غير جانبدار" و به اصطلاح آزادي خواه نيز آن را نقد نمي كنند، ‌داراي چنين درون مايه و سرشتي است. آن ها با نگاهي سطحي به گذشته ، سوسياليسم علمي را مترادف با فاشيسم مي دانند و در توهمات خرده بورژوازي خود، برايش جنايت و كشتار خلق مي كنند. ولي جنايات امروز سرمايه داري جهاني و گذشته سراسر خونين اش را نمي بينند و كودكانه در روياي پارلمانتاريسم آن غرق مي شوند. اين اقشار مياني و سر در گم اجتماعي نگاهشان تنها به پشت سر است از اين رو با حال و آينده بيگانه اند و نقدشان برگذشته نيز بدون بررسي همه جانبه ي پديده هاي اجتماعي است.

آري جنگ سوم جهاني عليه كشورهاي عقب رانده شده و به خصوص صاحبان انرژي،سال هاست كه افروخته شده است. ابعاد فرهنگي اين جنگ، براي ادامه ي روند مسخ توده ها ،كه خرافات مذهبي ، بنيادش را مدت هاست ريخته اند به عهده ي هنرمندان بي طرف و غير جانبدار و گريزان از گرايشات طبقاتي است!! كه در تحميق و توهم پراكني نقش ويژه دارند چرا كه در ده ها ماهواره سناريو مي نويسند. فيلم مي سازند و همه ي ارزش هاي اخلاقي انسان را به ريشخند مي گيرند و با اشكال متنوع و فريبنده درون مايه اي را به جامعه تحميل مي كنند كه صرفا حول غرايض حيواني مي چرخد؛ غرايضي كه در انسان و گاو و خر و خروس مشترك است و آن گروه از اين جماعت نيز كه ژست فيلسوفانه تري مي گيرند، در خلق آثار فوق پيچيده ، گنگ و نا مفهوم و بدون ارتباط ارگانيك راه خود را مي روند وبه گونه اي مي نويسند كه كسي آن را درك نكند و اين مي شود اوج هنر به اصطلاح "روشنفكري" دوران ما. در حقيقت اين اقشار بي طبقه ، پديده هاي واخورده ي اعماق ضمير ناخودآگاهشان راكه چيزي فراتر از توهمات سركوب شده ي ايدآليستي نيست، در حمايت از طرف قدرتمند اين جنگ قرار مي دهند.

روي ديگر اين جنگ، سرمايه گذاري آشكار و پنهان امپرياليست ها روي جهان بيني هاي ديني متروكه ، چون نگرش وهابي – طالباني است. سيا در مناطق قبيله نشين پاكستان با كمك ارتش، براي مبارزه با جنبش هاي ضد سرمايه داري واپس گراترين نگرش هاي وهابي را توسعه و گسترش دادند و القاعده و طالبان را خلق كردند. آنان را در پايگاه هايي در مناطق دور از دسترس پاكستان آموزش نظامي دادند. اين روندي است براي عقب راندن اين جوامع به خرافه پرستي و واپس گرايي. پس از شكل گيري اين سازمان ها ، به بهانه ي نابودي آن ها، در افغانستان پايگاه نظامي ساختند و لشكر ناتو را براي حفظ بازارهاي اقتصادي شان، روانه اين ديار نمودند. اين جنگ هم چنان در اين مناطق ادامه دارد. در اين ميان جبهه ي كار سرنوشتي اسف بار پيدا كرد.

هزينه هاي سرسام آور جنگ سرد، جنگ ستارگان و هزينه هاي پايان ناپذيركمك به كشورهاي جهان سوم براي مبارزه با استعمار و بعد براي مبارزه با امپرياليست ها، كمك به فلسطين، به الجزاير، به مصر، به آنگولا، به اتيوپي و ويتنام، لائوس، كوبا و... و به افغانستان و مبادلات اقتصادي به شيوه ي پاياپاي براي نشان دادن چهره ي انساني – انقلابي سوسياليسم همراه با اشتباهات دروني حزب ودولت آن ، جبهه كار را از پاي درآورد.

در جشن پيروزي جبهه سرمايه، ليبرال ها وعده ي پايان تاريخ ، وعده پايان جنگ ها و وعده ي توسعه صنعتي جهان عقب مانده را دادند. ولي آنچه انجام دادند صدور صنايع آلوده ساز محيط زيست آن هم به صورت وابستگي اقتصادي به كشورهاي صادركننده بود. از ميان بردن امتيازات دولت رفاه كه نزديك به يك صدسال طبقه ي كارگر امريكا و اروپا را با ايدئولوژي سوسيال دموكراسي فريب دادند كه سرمايه داري به مرور و بدون انقلاب به سوسياليسم يا عدالت اجتماعي تبديل خواهد شد. ولي همه ي اين احزاب شريك در قدرت به نئوليبراليسم پيوستند؟! فقر در همه ي دنيا از غرب تا شرق گسترش يافت. بيكاري و فساد ابعاد نجومي يافت. اينك محيط زيست روند نابودي را طي مي كند. نئوليبراليسم با غارت بي رويه و بدون توجه به ارزش نيروي كار و توليد صنعتي، واسطه گري را بر جهان مسلط نمود. از اين رو قدرت خريد مردم جهان به پايين ترين حد خود رسيده و اين بحران را ابعادي تصاعدي داد. جبهه ي كار و روشن انديشان آن، با شوك شكست درخود فرو رفتند و به ياس گرفتار آمدند.

ولي روند بحران هاي جهاني بيان گر اين واقعيت است كه براي تداوم زندگي، از عدالت اجتماعي گريزي نيست. بايد براي اتحاد جهاني و منطقه اي جبهه نيروي ضد سرمايه داري متشكل و متحد شد.
کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

 

دستمزد 91
ز ريش ِ به دم ِ تيغ
داده از بيخ
چه مانده كه ؟
با افزايش پوشالي دستمزد –
به ريشمان مي خندند.
آه...
به دم ّ تيغ اگر
تفرقه را –
مي داديم.
 
15 فروردين 91
فلزبان



"نگاه"

در ميدان ِ شهر
در بازار
در دكه هاي كوچك پس كوچه ها
به اقتدارِ بي چون و چراي –
قيمت ها انديشم
به سنگر-
به جنگ –
به خاكريزهاي 28 هزار توماني
به دست هاي خالي و باد،
به آسمان نگاه مي كنم
و سفره هاي كوچك ِ خالي –
كه باد –
به رقصشان آورده
به رقص مي انديشم
و روزگار –
كه به رقصمان آورده.
 

15 فروردين 91
فلزبان

"گزارش"
پرسيد:
زندان چه گونه بود؟
گفتم:
تلنگري نخوردم و خونم –
زمين نريخت.
خون زبان منصور
جان نحيف محمود
بيماري رضا
و اسارت مددي
من راست گفته بودم،
اما –
آبرويم نداشته ام –
افتاد بر زمين؛
در تصادفم با
اتوبوس ِ واحدي.
 
7 آذر 90
فلزبان

 


"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد


"اول ماه مه"

 من در توام

و تو در من

و امتزاج ما

معناي فراخ

حتا –

در سلولي تنگ

 

فلزبان

16 فروردين 91

 

بر چادر نشسته ايم

اين است مزدي كه خدايان سود
بر ما
نازل كردند
بارش دود گرسنگي
در شب بهره كشي
بر اين سلوك اعتراض كرديم
در شيكاگو فريادمان را به اين توحش مقدس
با گلوله جواب دادند
و در ليون و پاريس با يك خروس قندي
و چتري وارونه بر سر برهنه مان
در برلين با صليب شكسته و ...
تولد گل سرخ بر لجنزار اشرافيت را افراطي گري نام نهادند
و تابلوي رويش ممنوع بر دروازه هاي جهان آويختند
تار و پود نقش متحدمان بر دارقالي زندگي جمعي را بر نتافتند
و هر رنگمان را بر داري آويختند
فاجعه ي دنياي وارونه را بديهي ترين نمود رشد ناميدند
جغد هاي هرزه نويس اين برده داران عصر فروش و قمار بزرگ
طبيعت را فروختند
انسان را فروختند
حقيقت را فروختند
سود كارمان را سرمايه نام نهادند و فروختند
بهشت را فروختند
و در آخر بر سر سفره و لباس تن و سرپناهمان با هم به قمار نشستند
اين سوداگران آز پيشه يك درصدي
در اين شب مهيب بهره كشي
اينك بر چادر نشسته ايم
مقابل ديوار وال استريت در نيويورك
ميان ميدان التحرير در قاهره
و در همه ي خيابان هاي لندن, پاريس,آتن, رم , مادريد , ليسبون ... تا سئول
و همه ي كمپ هاي كارگري
و حلبي آباد هاي اين زمين ناامن
و همچنان به جرم ساختن چتري واقعي
براي رهايي از تگرگ سياه گرسنگي
باتوم را , وگاز فلفل و زندان و مرگ را باز تجربه مي كنيم
تا برآمدن صبح برابري

علي يزداني


 سایت جنبش کارگری آزادی ابراهیم مددی را به اعضای سندیکای واحد، طبقه کارگر ایران و خانواده ابراهیم مددی تبریک می گوید

کارگر زندانی آزاد باید گردد
امروز30فروردین ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه از زندان آزادشد.
براساس این گزارشات، خانواده، اقوام، آشنایان ابراهیم مددی و دهها نفر از رانندگان شرکت واحد با لباس کار و دسته گل و شیرینی در مراسم استقبال وی مقابل زندان اوین حضور بهم رساندند.
استقبال کنندگان ابراهیم مددی وخانواده اش را تا منزلشان همراهی کردند. منصوراسالو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه همراه با چندتنی دیگر از همکاران، دوستان، آشنایان و خانواده هایشان درمنزل ابراهیم مددی به این جمع پیوستند و تا پاسی ازشب درکنار همدیگر بودند.

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

شعر و ادبیات کارگری

کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

كودكان در نيمه شب به جاي كاميون بار حمل مي‌كنند

ایلنا: يك فعال حقوق كودكان كار اعلام كرد: به دليل سنگ‌فرش كردن خيابان ناصرخسرو تهران، امكان استفاده از وسيله نقليه براي حمل بار مقدور نيست و كسبه از نيمه شب تا صبح از كودكان براي خالي كردن بار ماشين‌ها و...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here