جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

مارک برنر و جین اسلاتر: مرحله بعدی در ویسکانسین چه خواهد بود؟

گروه ترجمه سایت جنبش کارگری: جمهوری خواهان ویسکانسین، روز چهارشنبه، در برابر این حقیقت قرار گرفتند که بن بست سیاسیشان در سطح ایالت، در واقع، مربوط به درهم شکستن اتحادیه‌ها می‌‌باشد و نه در رابطه با بستن شکافهای درون بودجه ایالتی‌.
بیست و چهار ساعت بعد - پس از پاره‌ای اکربات بازیهای سرگیجه آور سیاسی - آنها عزم خود را جزم کردند تا از طریق پاره‌ای ملاکها و تبصره ها هم به ملغا کردن حق چانه زنی‌ و اعتراض جمعی کارمندان و کارگران بخش خدمات اجتماعی اقدام کنند و هم افکار عمومی‌ و قوانین مربوط به "مجامع عمومی" ایالتی‌ را مورد تمسخر قرار دهند.
برای کارگران ویسکانسین این رویداد نشانه ای آشکار بود - نشانه‌ای که بروز آن نیز لازم بود - که میلیونرها و میلیاردرهای ایالت (و سیاستمدارانی که در خدمتشان هستند) را هیچ چیزی در مسیر کوبیدن و پیش بردن آنچه در دستور کارشان دارند، متوقف نخواهد کرد. و برای تمامی جنبش کارگری، چنین نکته‌ای نشانه اتفاقات و بروز مسائل پیش روی زیادی خواهد بود.
شهر مدیسون، روز شنبه، سرشار خواهد بود از کارگرانی که از سراسر مناطق میانه غربی گرد هم می‌‌آیند تا خشمشان را ابراز کنند، اما اکنون پرسش اصلی‌ (یا به اصطلاح پرسش میلیون دلاری) در برابر فعالین کارگری ویسکانسین و مناطق اطراف این است: "قدم بعدی چیست؟"
در اختیار داشتن چنین منبع و ظرفیت بی‌ سابقه و کم نظیری از فعالیت و مبارزه در ماه گذشته، نقشه مسیر آغاز مرحله دوم خیزش است.


بی تحرکی و سازش = خلع سلاح شدن
به سان فورانی از عمق توده ها، اتفاقات ماه گذشته در ویسکانسین، قدرت و ذخائر بالقوه جنبش کارگری را به ما نشان داده است. از توان در ابداع گری و خودسازمانده‌هی، تبلور یافته در نمایش هزاران نفری اشغال ساختمان پارلمان ایالتی‌، تا کنشهای بی‌ شمار اعلام همبستگی‌، از منطقه اوکلیر گرفته تا منطقه توریورزم، این حرکت به راستی‌ یک جنبش عدالت طلبانه بود، که با خواسته‌هایی‌ بسیار بیشتر و فراتر از درخواست حق چانه زنی‌ جمعی برای معلمان و آتش نشانها، قوام یافته و تقویت شده بود.
میزان توان و استقامت صدها هزار نفری که تحصن کردند، راهپیمایی کردند، رقصیدند، و حتی پیمان ازدواجشان را به عنوان بخشی از این روند برون ریزی خشم مردمی[در همان مکان] به اجرا دراوردند، الهام بخش فعالان سیاسی اجتماعی در سراسر جهان گشته است.
این انرژی کلید اصلی‌ مقاومت در برابر کودتای قانون گذاری اسکات واکر است. اکنون زمان ارتقای کفه انتظارات و خواسته هاست و نه زمان کوتاه آمدن و عقب نشستن. این امر گرچه آسان نخواهد بود، اما در اینجا هفت نکته کلیدی در راه ساخت و پیشبرد چنین لحظه بی‌ نظیر و بی‌ سابقه‌ای در ویسکانسین وجود دارد.

 

اعتصاب یک روزه
اعتصاب عمومی‌ یک روزه ویسکانسین در تاریخ ۱۴ آوریل، مسیر خشم و توانایی سازماندهی کارگران، در آنجا و سایر نقاط، را به کارفرمایان و سیاستمداران نشان خواهد داد.
سازمان "ای اف ال - سی‌ آی‌ او" برای همان روز (۱۴ آوریل) اعلام فراخوان جهت یک همبستگی‌ ملی‌ داده است - روزی که مارتین لوترکینگ مورد اصابت گلوله قرار گرفت. باید این مهم را در نظر گرفت که اعتصاب عمومی‌ پیش روی کارگران و دانشجویان در ویسکانسین الهام بخش اتحادیه‌ها در ایالات دیگر خواهد شد تا فعالیتهای خاص خودشان را در شکلی‌ هرچه بزرگتر و جسورانه تر برپا کنند.
با راهپیمایی‌های گسترده در سراسر ایالت، و نه تنها در مدیسن، چنین اعتصابی قدرت و اتحاد جنبش را خواهد ستود و از دستاوردهای تاکنونی و دستاوردهای بعدی تجلیل خواهد کرد. چنین عملی‌ می‌‌تواند سراغاز مرحله‌ای نوین و عمیق تر از مبارزه شود و باعث این تشخیص گردد که قدرت یک شبه به دست آوردنی نیست.
این عمل به مجموعه تلنگری بدل خواهد شد به شخص فرماندار واکر و حامیان میلیاردرش و همچنین به شکلی‌ جمعی و عمومی‌، به اعضأ اتحادیه‌ها در رابطه با وظایف پیش رویشان ضمانت و قوت قلب خواهد داد.
این عمل هم تلنگرهایی را به شخص فرماندار واکر و حامیان میلیاردرش وارد خواهد آورد و هم به اعضأ اتحادیه‌ها وعده های جمعی و عمومیشان‌ در رابطه با وظایف پیش روی را گوشزد خواهد داد.

روزهای فعالیت و کنشگری می‌ تواند تا ۱۴ آوریل ادامه یافته و زمینه سازی نماید. به هر تظاهرات کننده‌ای در این شنبه [پیش رو] می‌‌توان مسئولیتی را، جهت پیگیری مستمر وظیفه ای، واگذار کرد نظیر: جمع آوری امضاهای اعلام شده، برپاکردن أئتلاف کامیونیتی‌های محلی جهت مقابله با شرایط قطع خدمات شهری، و همچنین شرکت کردن در کلاسهای آموزشی اتحادیه‌ها جهت فراگیری تاکتیکهای جدید ساخت و استفاده از نیروی محیط کار.
قانون جدید آقای واکر می‌‌گوید که او می‌‌تواند هر کارگر و کارمند ایالتی‌ را که دست به اعتصاب بزند اخراج کند. یعنی‌ همه ۶۰،۰۰۰ نفر را؟ دفاع علیه این قانون انبوه خواهد بود.


محیط کاری را سازماندهی کنید.
کارکنان خدمات عمومی‌ (شهری) در نوعی سرگیجه و به گرد خود چرخیدن به سر می‌‌برند چنانکه گویی شوک انفجاری را تجربه می‌‌کنند. اما حتی اتحادیه‌های غیر قراردادی هم می‌‌توانند عمل و برنامه‌هایی‌ در زمینه داشتن مباشر و ناظر، برنامه‌های آموزشی، و کارگاه‌های آموزش جعمی داشته باشند. آنان نیز می‌‌توانند راه‌هایی‌ را برای نشان دادن خشم خود به روسایشان پیدا کنند، حال چه از طریق پوشیدن تیشرت‌های اعتراضی در روزهای خاص و، اگر که جسارت بیشتری به خرج دهند، تا ایستادن و بوجود آوردن مانع در برابر تعویض شیفت های کاری و قواعد مربوط به آن. راهپیمائی‌های ظهر هنگام به سمت محل کار سایر اتحادیه‌ها نیز می‌‌تواند باعث هرچه مستحکم تر شدن همبستگی‌ بین آنان شود.
آنان می‌‌توانند از حامیان خود بخواهند که همچنان به اعمال فشار ادامه دهند. به عنوان مثال در منطقه لا کراس، والدین طرحی را برنامه ریزی کردند که بر اساس آن، به هریک از آموزگاران فرزاندانشان سیبی را به عنوان هدیه فرستادند که بر روی آن برچسبی با این مضمون وجود داشت: "ما تو را به جایگاه اصلیت باز خواهیم گرداند."
گرچه عدم پرداخت چکها یک شکست است اما غیر قابل جبران نیست. جیم کاوانو، مسئول فدراسیون مرکزی کارگران جنوب مدیسون، گفته است: "با این میزان از علاقه‌ای که اعضای اتحادیه به طور ناگهانی از خود نشان داده اند، اتحادیه بی‌ شک به حیات خود ادامه خواهد داد."
کاوانو همچنین ادامه می‌‌دهد که: "گواهی‌ها (تصدیق نامه های) سالانه مشکل بسیار بزرگی خواهدبود. اما عدم پرداخت به موقع چکها می‌‌تواند وسیله برقراری گفتمانی بین اتحادیه‌ها و اعضایشان شود. اگر آنان (اتحادیه ها) از افراد بخواهند که این پرداخت های معوقه را از حسابهای بانکی خودشان برداشت کنند، آنان امروز به درصد بسیار بالاتری نسبت به آنچه که دو ماه پیش می‌‌توانستند، دست خواهند یافت."
در برخی‌ ایالات دیگر نظیر تگزاس و کارولینای شمالی‌، اتحادیه‌های بدون حقوق قانونی (ثبت نشده) نیز، حتی با وجود تمام مشکلات و نابرابری ها، پیشاپیش در حال کنش گری و اقدام، همچون اتحادیه‌های رسمی‌ هستند. و با همین شکل آنان در مسیر آموختن نحوه عمل کردن هستند، کارمندان بخش خدمات عمومی‌ (شهری) ویسکانسین نیز در حال آغاز حرکت از نقطه‌ای به مراتب قوی تر هستند.

 

دست در دست هم بایستید.
برنامه ریاضت اقتصادی واکر تقریبا هیچ کس را با خود همراه نمی‌‌سازد اما از این پتانسیل برخوردار است که تقریبا همه را با هم متحد کند. اتحادیه‌ها باید به سراغ گروه‌ها و انجمن‌های محلی رفته و این عمل را نه تنها در سطح نظارت بر اجرا، بلکه به شیوه ای ارگانیک آن چنان در سطوح محلی گسترش دهند که توانایی پیشدستی و مقابله با هر عملی‌ که واکر ممکن است تا پیش از کناره گیری یا عزلش انجام دهد را دارا باشند.
آیا نگران از دست دادن موسیقی‌ در مدارس هستید؟ پس کودکان را برای اجرای کنسرت فلبداهه‌ای در جریان جلسه هیأت رئیسه مدرسه آماده کنید. آیا علاقه مند هستید که دست اندازها و چاله‌ها تعمیر شوند؟ پس نشستی را در این رابطه با انجمن محل برگزار کرده و اطلاع رسانی و تبلیغ آن را بدین شکل سازماندهی کنید که اتومبیلی خسارت دیده را در میدان شهر قرار داده و در کنار آن پارچه ای نصب نمائید که بر روی آن توضیح داده شده که چه تعداد بیشتری تصادف رخ خواهد داد اگر که واکر به این روند قطع بودجه و کمکهای محلی ادامه دهد.


هرگز منتظر دریافت اجازه از مقامات بالاتر نمانید.
در هر اتحادیه ای، چه عمومی‌ و چه خصوصی، درس اصلی‌ آموخته شده از رویدادهای ماه قبل این است که اعضا نباید در انتظار فرمان حرکت، از بالا، بنشینند. در تاریخ ۱۵ فوریه این[رویداد]، اتفاقی، ابتدا، کاملا در سطح محلی بود - معلمین و دیگر کارکنان مدارس مدیسون - که[نهایتاً] اعتصابی گسترده در سطح ایالت را شکل داد.
ریچ ترومکا، ریاست "ای اف ال - سی‌ آی‌ او"، در نشستی صبحگاهی در مدیسون گفت: "اعضا در این جریان کاملا جلوتر از ما قرار دارند." ثابت کنید که او درست می‌‌گوید!


سیاستمداران را تنبیه کنید.
از کسانی‌ که در جهت نابودی اتحادیه‌ها تلاش کردند، خلع رای نمائید. کاندیداهای طرفدار طبقه کارگر را انتخاب کرده و جایگزین آنان نمائید. ۱۴ سناتوری که از ایالت گریختند تا نقشه‌های واکر را سد نمایند، اکنون در وضعیت بسیار خوبی‌ به نظر می‌‌رسند - البته برای دموکراتها. اما در مقیاس کلان، طرز برخورد اکثر دموکراتها در رابطه با حقوق کارگران تنها زمانی‌ [اندکی‌] خوب به نظر می‌‌آید که با رفتار متعصبینی همچون واکر مقایسه شود.
اگر که طبقه کارگر مدیریت دقیقی‌ جهت کنار زدن سیستمدارانی که دموکرات بودن حرفه‌شان است و به دنبال جایگزین شدن هشت کاندیدای معزول هستند، اعمال ننماید، و به جای آنان، برای به قدرت رسیدن کاندیداهای کارگری که به مرام نامه طبقه کارگر متعهد هستند تلاش ننماید، نتیجه [همه این تلاش ها] تنها پرسشی عظیم خواهد بود که: "پس به راستی‌ چرا انقدر خود را به زحمت و سختی انداختیم؟!"


این لحظه را در سراسر کشور قبضه کرده و از آن خود کنید.

آیا کسی‌ هست که فکر کند کارگران در فلوریدا یا اوهایو با درجا‌ت کمتری نسبت به کارگران ویسکانسین عصبانی هستند؟ آن دسته از رهبران اتحادیه‌ها که این شرایط زمانی‌ را نقاپند، تا خیزش و جهشی به کمپینها و سازماندهی‌های تحت قرارداد و مدیریتشان بدهند، باید ذهنها و نگرش‌هایشان مورد بازنگری و معاینه مجدد قرار گیرد!

 

پول را به ما نشان دهید.
یکی‌ از بزرگترین دروغ‌ها در مورد تمامی این [نمایش] سیرک مربوط به بودجه ویسکانیسن این است که کارکنان بخش خدمات عمومی‌ مدام از خزانه عمومی‌ گدایی می‌‌کنند. اگر که دولت ورشکسته به نظر می‌‌رسد، این امر بدین سبب است که پول در دستان نادرستی قرار دارد. اتحادیه‌های ملی‌ باید از کمپینی آموزشی به بزرگی‌ یک ماموت بالا بروند ([چنین کمپین عظیمی‌ را سازماندهی کنند]) تا بتوانند به شکلی‌ دقیق ثابت نمایند که مالیات گرفتن از شرکتهای سهامی و طبقه ثروتمند می‌‌تواند آشفتگیهای بودجه را برطرف نماید. این عمل نخستین گام است جهت ایجاد و آفرینش یک خواست سیاسی جدید.
نور چراغی را به عمق جیبها بیندازید. جامعه را در مورد ثروتهای عظیم و گزافی که درون این اقتصاد وجود دارد آموزش دهید. ابتدا با کسانی شروع کنید که به لحاظ سیاسی در سرمایه گذاری بانکی برای یورش به کارگران ویسکانسن دست داشتند. همچون برادران کوچ، بانک ‌ام & آی‌ و والمارت.
در ورودی مراکز خرید صفهای فشرده و طویل درست کنید و در ادامه، راهروها و سالن‌های انتظار را اشغال کنید. تجمعات اعتراضی همراه با پلاکارد و شکل دهی‌ جمیعت‌های بزرگ انسانی‌ با قصد و هدف خاص و جلب نظر رهگذران همچون طراحی‌ و اجرای تیاترها و نمایشهای خیابانی را جزو کار خود قرار دهید. صندوقهای بازنشستگی را از داخل بانکهای مجرم خارج سازید. شهر را سراسر از پوسترهایی پر کنید که نشان می‌‌دهند کدام سلاطین مرفه شرکتهای بزرگ اسکات واکر را علم کردند تا چنین زشتیهایی را به سادگی‌ به بیرون بریزد.
هیمه ‌های چوب اکنون حسابی‌ خشکند! باید جرقه‌ای برای روشن کردنشان یافت!
مترجم: کیوان شفیعی.
منبع مقاله:
http://labornotes.org/2011/03/whats-next-wisconsin

تاریخ: ۱۱ مارس ۲۰۱۱

www.jonbeshekargary.org

کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

 

دستمزد 91
ز ريش ِ به دم ِ تيغ
داده از بيخ
چه مانده كه ؟
با افزايش پوشالي دستمزد –
به ريشمان مي خندند.
آه...
به دم ّ تيغ اگر
تفرقه را –
مي داديم.
 
15 فروردين 91
فلزبان



"نگاه"

در ميدان ِ شهر
در بازار
در دكه هاي كوچك پس كوچه ها
به اقتدارِ بي چون و چراي –
قيمت ها انديشم
به سنگر-
به جنگ –
به خاكريزهاي 28 هزار توماني
به دست هاي خالي و باد،
به آسمان نگاه مي كنم
و سفره هاي كوچك ِ خالي –
كه باد –
به رقصشان آورده
به رقص مي انديشم
و روزگار –
كه به رقصمان آورده.
 

15 فروردين 91
فلزبان

"گزارش"
پرسيد:
زندان چه گونه بود؟
گفتم:
تلنگري نخوردم و خونم –
زمين نريخت.
خون زبان منصور
جان نحيف محمود
بيماري رضا
و اسارت مددي
من راست گفته بودم،
اما –
آبرويم نداشته ام –
افتاد بر زمين؛
در تصادفم با
اتوبوس ِ واحدي.
 
7 آذر 90
فلزبان

 


"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد


"اول ماه مه"

 من در توام

و تو در من

و امتزاج ما

معناي فراخ

حتا –

در سلولي تنگ

 

فلزبان

16 فروردين 91

 

بر چادر نشسته ايم

اين است مزدي كه خدايان سود
بر ما
نازل كردند
بارش دود گرسنگي
در شب بهره كشي
بر اين سلوك اعتراض كرديم
در شيكاگو فريادمان را به اين توحش مقدس
با گلوله جواب دادند
و در ليون و پاريس با يك خروس قندي
و چتري وارونه بر سر برهنه مان
در برلين با صليب شكسته و ...
تولد گل سرخ بر لجنزار اشرافيت را افراطي گري نام نهادند
و تابلوي رويش ممنوع بر دروازه هاي جهان آويختند
تار و پود نقش متحدمان بر دارقالي زندگي جمعي را بر نتافتند
و هر رنگمان را بر داري آويختند
فاجعه ي دنياي وارونه را بديهي ترين نمود رشد ناميدند
جغد هاي هرزه نويس اين برده داران عصر فروش و قمار بزرگ
طبيعت را فروختند
انسان را فروختند
حقيقت را فروختند
سود كارمان را سرمايه نام نهادند و فروختند
بهشت را فروختند
و در آخر بر سر سفره و لباس تن و سرپناهمان با هم به قمار نشستند
اين سوداگران آز پيشه يك درصدي
در اين شب مهيب بهره كشي
اينك بر چادر نشسته ايم
مقابل ديوار وال استريت در نيويورك
ميان ميدان التحرير در قاهره
و در همه ي خيابان هاي لندن, پاريس,آتن, رم , مادريد , ليسبون ... تا سئول
و همه ي كمپ هاي كارگري
و حلبي آباد هاي اين زمين ناامن
و همچنان به جرم ساختن چتري واقعي
براي رهايي از تگرگ سياه گرسنگي
باتوم را , وگاز فلفل و زندان و مرگ را باز تجربه مي كنيم
تا برآمدن صبح برابري

علي يزداني


 سایت جنبش کارگری آزادی ابراهیم مددی را به اعضای سندیکای واحد، طبقه کارگر ایران و خانواده ابراهیم مددی تبریک می گوید

کارگر زندانی آزاد باید گردد
امروز30فروردین ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه از زندان آزادشد.
براساس این گزارشات، خانواده، اقوام، آشنایان ابراهیم مددی و دهها نفر از رانندگان شرکت واحد با لباس کار و دسته گل و شیرینی در مراسم استقبال وی مقابل زندان اوین حضور بهم رساندند.
استقبال کنندگان ابراهیم مددی وخانواده اش را تا منزلشان همراهی کردند. منصوراسالو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه همراه با چندتنی دیگر از همکاران، دوستان، آشنایان و خانواده هایشان درمنزل ابراهیم مددی به این جمع پیوستند و تا پاسی ازشب درکنار همدیگر بودند.

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

شعر و ادبیات کارگری

کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

كودكان در نيمه شب به جاي كاميون بار حمل مي‌كنند

ایلنا: يك فعال حقوق كودكان كار اعلام كرد: به دليل سنگ‌فرش كردن خيابان ناصرخسرو تهران، امكان استفاده از وسيله نقليه براي حمل بار مقدور نيست و كسبه از نيمه شب تا صبح از كودكان براي خالي كردن بار ماشين‌ها و...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here