گروه ترجمه سایت جنبش کارگری: جمهوری خواهان ویسکانسین، روز چهارشنبه، در برابر این حقیقت قرار گرفتند که بن بست سیاسیشان در سطح ایالت، در واقع، مربوط به درهم شکستن اتحادیهها میباشد و نه در رابطه با بستن شکافهای درون بودجه ایالتی.
بیست و چهار ساعت بعد - پس از پارهای اکربات بازیهای سرگیجه آور سیاسی - آنها عزم خود را جزم کردند تا از طریق پارهای ملاکها و تبصره ها هم به ملغا کردن حق چانه زنی و اعتراض جمعی کارمندان و کارگران بخش خدمات اجتماعی اقدام کنند و هم افکار عمومی و قوانین مربوط به "مجامع عمومی" ایالتی را مورد تمسخر قرار دهند.
برای کارگران ویسکانسین این رویداد نشانه ای آشکار بود - نشانهای که بروز آن نیز لازم بود - که میلیونرها و میلیاردرهای ایالت (و سیاستمدارانی که در خدمتشان هستند) را هیچ چیزی در مسیر کوبیدن و پیش بردن آنچه در دستور کارشان دارند، متوقف نخواهد کرد. و برای تمامی جنبش کارگری، چنین نکتهای نشانه اتفاقات و بروز مسائل پیش روی زیادی خواهد بود.
شهر مدیسون، روز شنبه، سرشار خواهد بود از کارگرانی که از سراسر مناطق میانه غربی گرد هم میآیند تا خشمشان را ابراز کنند، اما اکنون پرسش اصلی (یا به اصطلاح پرسش میلیون دلاری) در برابر فعالین کارگری ویسکانسین و مناطق اطراف این است: "قدم بعدی چیست؟"
در اختیار داشتن چنین منبع و ظرفیت بی سابقه و کم نظیری از فعالیت و مبارزه در ماه گذشته، نقشه مسیر آغاز مرحله دوم خیزش است.
بی تحرکی و سازش = خلع سلاح شدن
به سان فورانی از عمق توده ها، اتفاقات ماه گذشته در ویسکانسین، قدرت و ذخائر بالقوه جنبش کارگری را به ما نشان داده است. از توان در ابداع گری و خودسازماندههی، تبلور یافته در نمایش هزاران نفری اشغال ساختمان پارلمان ایالتی، تا کنشهای بی شمار اعلام همبستگی، از منطقه اوکلیر گرفته تا منطقه توریورزم، این حرکت به راستی یک جنبش عدالت طلبانه بود، که با خواستههایی بسیار بیشتر و فراتر از درخواست حق چانه زنی جمعی برای معلمان و آتش نشانها، قوام یافته و تقویت شده بود.
میزان توان و استقامت صدها هزار نفری که تحصن کردند، راهپیمایی کردند، رقصیدند، و حتی پیمان ازدواجشان را به عنوان بخشی از این روند برون ریزی خشم مردمی[در همان مکان] به اجرا دراوردند، الهام بخش فعالان سیاسی اجتماعی در سراسر جهان گشته است.
این انرژی کلید اصلی مقاومت در برابر کودتای قانون گذاری اسکات واکر است. اکنون زمان ارتقای کفه انتظارات و خواسته هاست و نه زمان کوتاه آمدن و عقب نشستن. این امر گرچه آسان نخواهد بود، اما در اینجا هفت نکته کلیدی در راه ساخت و پیشبرد چنین لحظه بی نظیر و بی سابقهای در ویسکانسین وجود دارد.
اعتصاب یک روزه
اعتصاب عمومی یک روزه ویسکانسین در تاریخ ۱۴ آوریل، مسیر خشم و توانایی سازماندهی کارگران، در آنجا و سایر نقاط، را به کارفرمایان و سیاستمداران نشان خواهد داد.
سازمان "ای اف ال - سی آی او" برای همان روز (۱۴ آوریل) اعلام فراخوان جهت یک همبستگی ملی داده است - روزی که مارتین لوترکینگ مورد اصابت گلوله قرار گرفت. باید این مهم را در نظر گرفت که اعتصاب عمومی پیش روی کارگران و دانشجویان در ویسکانسین الهام بخش اتحادیهها در ایالات دیگر خواهد شد تا فعالیتهای خاص خودشان را در شکلی هرچه بزرگتر و جسورانه تر برپا کنند.
با راهپیماییهای گسترده در سراسر ایالت، و نه تنها در مدیسن، چنین اعتصابی قدرت و اتحاد جنبش را خواهد ستود و از دستاوردهای تاکنونی و دستاوردهای بعدی تجلیل خواهد کرد. چنین عملی میتواند سراغاز مرحلهای نوین و عمیق تر از مبارزه شود و باعث این تشخیص گردد که قدرت یک شبه به دست آوردنی نیست.
این عمل به مجموعه تلنگری بدل خواهد شد به شخص فرماندار واکر و حامیان میلیاردرش و همچنین به شکلی جمعی و عمومی، به اعضأ اتحادیهها در رابطه با وظایف پیش رویشان ضمانت و قوت قلب خواهد داد.
این عمل هم تلنگرهایی را به شخص فرماندار واکر و حامیان میلیاردرش وارد خواهد آورد و هم به اعضأ اتحادیهها وعده های جمعی و عمومیشان در رابطه با وظایف پیش روی را گوشزد خواهد داد.
روزهای فعالیت و کنشگری می تواند تا ۱۴ آوریل ادامه یافته و زمینه سازی نماید. به هر تظاهرات کنندهای در این شنبه [پیش رو] میتوان مسئولیتی را، جهت پیگیری مستمر وظیفه ای، واگذار کرد نظیر: جمع آوری امضاهای اعلام شده، برپاکردن أئتلاف کامیونیتیهای محلی جهت مقابله با شرایط قطع خدمات شهری، و همچنین شرکت کردن در کلاسهای آموزشی اتحادیهها جهت فراگیری تاکتیکهای جدید ساخت و استفاده از نیروی محیط کار.
قانون جدید آقای واکر میگوید که او میتواند هر کارگر و کارمند ایالتی را که دست به اعتصاب بزند اخراج کند. یعنی همه ۶۰،۰۰۰ نفر را؟ دفاع علیه این قانون انبوه خواهد بود.
محیط کاری را سازماندهی کنید.
کارکنان خدمات عمومی (شهری) در نوعی سرگیجه و به گرد خود چرخیدن به سر میبرند چنانکه گویی شوک انفجاری را تجربه میکنند. اما حتی اتحادیههای غیر قراردادی هم میتوانند عمل و برنامههایی در زمینه داشتن مباشر و ناظر، برنامههای آموزشی، و کارگاههای آموزش جعمی داشته باشند. آنان نیز میتوانند راههایی را برای نشان دادن خشم خود به روسایشان پیدا کنند، حال چه از طریق پوشیدن تیشرتهای اعتراضی در روزهای خاص و، اگر که جسارت بیشتری به خرج دهند، تا ایستادن و بوجود آوردن مانع در برابر تعویض شیفت های کاری و قواعد مربوط به آن. راهپیمائیهای ظهر هنگام به سمت محل کار سایر اتحادیهها نیز میتواند باعث هرچه مستحکم تر شدن همبستگی بین آنان شود.
آنان میتوانند از حامیان خود بخواهند که همچنان به اعمال فشار ادامه دهند. به عنوان مثال در منطقه لا کراس، والدین طرحی را برنامه ریزی کردند که بر اساس آن، به هریک از آموزگاران فرزاندانشان سیبی را به عنوان هدیه فرستادند که بر روی آن برچسبی با این مضمون وجود داشت: "ما تو را به جایگاه اصلیت باز خواهیم گرداند."
گرچه عدم پرداخت چکها یک شکست است اما غیر قابل جبران نیست. جیم کاوانو، مسئول فدراسیون مرکزی کارگران جنوب مدیسون، گفته است: "با این میزان از علاقهای که اعضای اتحادیه به طور ناگهانی از خود نشان داده اند، اتحادیه بی شک به حیات خود ادامه خواهد داد."
کاوانو همچنین ادامه میدهد که: "گواهیها (تصدیق نامه های) سالانه مشکل بسیار بزرگی خواهدبود. اما عدم پرداخت به موقع چکها میتواند وسیله برقراری گفتمانی بین اتحادیهها و اعضایشان شود. اگر آنان (اتحادیه ها) از افراد بخواهند که این پرداخت های معوقه را از حسابهای بانکی خودشان برداشت کنند، آنان امروز به درصد بسیار بالاتری نسبت به آنچه که دو ماه پیش میتوانستند، دست خواهند یافت."
در برخی ایالات دیگر نظیر تگزاس و کارولینای شمالی، اتحادیههای بدون حقوق قانونی (ثبت نشده) نیز، حتی با وجود تمام مشکلات و نابرابری ها، پیشاپیش در حال کنش گری و اقدام، همچون اتحادیههای رسمی هستند. و با همین شکل آنان در مسیر آموختن نحوه عمل کردن هستند، کارمندان بخش خدمات عمومی (شهری) ویسکانسین نیز در حال آغاز حرکت از نقطهای به مراتب قوی تر هستند.
دست در دست هم بایستید.
برنامه ریاضت اقتصادی واکر تقریبا هیچ کس را با خود همراه نمیسازد اما از این پتانسیل برخوردار است که تقریبا همه را با هم متحد کند. اتحادیهها باید به سراغ گروهها و انجمنهای محلی رفته و این عمل را نه تنها در سطح نظارت بر اجرا، بلکه به شیوه ای ارگانیک آن چنان در سطوح محلی گسترش دهند که توانایی پیشدستی و مقابله با هر عملی که واکر ممکن است تا پیش از کناره گیری یا عزلش انجام دهد را دارا باشند.
آیا نگران از دست دادن موسیقی در مدارس هستید؟ پس کودکان را برای اجرای کنسرت فلبداههای در جریان جلسه هیأت رئیسه مدرسه آماده کنید. آیا علاقه مند هستید که دست اندازها و چالهها تعمیر شوند؟ پس نشستی را در این رابطه با انجمن محل برگزار کرده و اطلاع رسانی و تبلیغ آن را بدین شکل سازماندهی کنید که اتومبیلی خسارت دیده را در میدان شهر قرار داده و در کنار آن پارچه ای نصب نمائید که بر روی آن توضیح داده شده که چه تعداد بیشتری تصادف رخ خواهد داد اگر که واکر به این روند قطع بودجه و کمکهای محلی ادامه دهد.
هرگز منتظر دریافت اجازه از مقامات بالاتر نمانید.
در هر اتحادیه ای، چه عمومی و چه خصوصی، درس اصلی آموخته شده از رویدادهای ماه قبل این است که اعضا نباید در انتظار فرمان حرکت، از بالا، بنشینند. در تاریخ ۱۵ فوریه این[رویداد]، اتفاقی، ابتدا، کاملا در سطح محلی بود - معلمین و دیگر کارکنان مدارس مدیسون - که[نهایتاً] اعتصابی گسترده در سطح ایالت را شکل داد.
ریچ ترومکا، ریاست "ای اف ال - سی آی او"، در نشستی صبحگاهی در مدیسون گفت: "اعضا در این جریان کاملا جلوتر از ما قرار دارند." ثابت کنید که او درست میگوید!
سیاستمداران را تنبیه کنید.
از کسانی که در جهت نابودی اتحادیهها تلاش کردند، خلع رای نمائید. کاندیداهای طرفدار طبقه کارگر را انتخاب کرده و جایگزین آنان نمائید. ۱۴ سناتوری که از ایالت گریختند تا نقشههای واکر را سد نمایند، اکنون در وضعیت بسیار خوبی به نظر میرسند - البته برای دموکراتها. اما در مقیاس کلان، طرز برخورد اکثر دموکراتها در رابطه با حقوق کارگران تنها زمانی [اندکی] خوب به نظر میآید که با رفتار متعصبینی همچون واکر مقایسه شود.
اگر که طبقه کارگر مدیریت دقیقی جهت کنار زدن سیستمدارانی که دموکرات بودن حرفهشان است و به دنبال جایگزین شدن هشت کاندیدای معزول هستند، اعمال ننماید، و به جای آنان، برای به قدرت رسیدن کاندیداهای کارگری که به مرام نامه طبقه کارگر متعهد هستند تلاش ننماید، نتیجه [همه این تلاش ها] تنها پرسشی عظیم خواهد بود که: "پس به راستی چرا انقدر خود را به زحمت و سختی انداختیم؟!"
این لحظه را در سراسر کشور قبضه کرده و از آن خود کنید.
آیا کسی هست که فکر کند کارگران در فلوریدا یا اوهایو با درجات کمتری نسبت به کارگران ویسکانسین عصبانی هستند؟ آن دسته از رهبران اتحادیهها که این شرایط زمانی را نقاپند، تا خیزش و جهشی به کمپینها و سازماندهیهای تحت قرارداد و مدیریتشان بدهند، باید ذهنها و نگرشهایشان مورد بازنگری و معاینه مجدد قرار گیرد!
پول را به ما نشان دهید.
یکی از بزرگترین دروغها در مورد تمامی این [نمایش] سیرک مربوط به بودجه ویسکانیسن این است که کارکنان بخش خدمات عمومی مدام از خزانه عمومی گدایی میکنند. اگر که دولت ورشکسته به نظر میرسد، این امر بدین سبب است که پول در دستان نادرستی قرار دارد. اتحادیههای ملی باید از کمپینی آموزشی به بزرگی یک ماموت بالا بروند ([چنین کمپین عظیمی را سازماندهی کنند]) تا بتوانند به شکلی دقیق ثابت نمایند که مالیات گرفتن از شرکتهای سهامی و طبقه ثروتمند میتواند آشفتگیهای بودجه را برطرف نماید. این عمل نخستین گام است جهت ایجاد و آفرینش یک خواست سیاسی جدید.
نور چراغی را به عمق جیبها بیندازید. جامعه را در مورد ثروتهای عظیم و گزافی که درون این اقتصاد وجود دارد آموزش دهید. ابتدا با کسانی شروع کنید که به لحاظ سیاسی در سرمایه گذاری بانکی برای یورش به کارگران ویسکانسن دست داشتند. همچون برادران کوچ، بانک ام & آی و والمارت.
در ورودی مراکز خرید صفهای فشرده و طویل درست کنید و در ادامه، راهروها و سالنهای انتظار را اشغال کنید. تجمعات اعتراضی همراه با پلاکارد و شکل دهی جمیعتهای بزرگ انسانی با قصد و هدف خاص و جلب نظر رهگذران همچون طراحی و اجرای تیاترها و نمایشهای خیابانی را جزو کار خود قرار دهید. صندوقهای بازنشستگی را از داخل بانکهای مجرم خارج سازید. شهر را سراسر از پوسترهایی پر کنید که نشان میدهند کدام سلاطین مرفه شرکتهای بزرگ اسکات واکر را علم کردند تا چنین زشتیهایی را به سادگی به بیرون بریزد.
هیمه های چوب اکنون حسابی خشکند! باید جرقهای برای روشن کردنشان یافت!
مترجم: کیوان شفیعی.
منبع مقاله:
http://labornotes.org/2011/03/whats-next-wisconsin
تاریخ: ۱۱ مارس ۲۰۱۱














