جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

فِرِد ویلسون: خیزش جهانی کارگران: "آخرین سنگر" در مقابل تهاجم سازمان‌یافته به‌طبقه‌ی کارگر و طبقه‌ی متوسط

گروه ترجمه سایت جنبش کارگری: نخبگان آمریکایی نگاه خود را به‌طرف ‌آخرین سنگرهای کارگری (یعنی: ‌اتحادیه کارکنان دولتی‌) برمی‌گردانند. تظاهرات در ویسکانسن نشان داد که یورش به‌منافع کارگران و طبقه‌ی متوسط امر ساده‌ای نیست.

اتحادیه‌های کارگری یک‌بار دیگر به‌مرکز تغییرات اجتماعی ـ‌اعم از ‌مثبت یا منفی‌ـ در جهان تبدیل شده‌اند. اگر عضو اتحادیه کارگری هستید، یا به‌سرنوشت جنبش‌های مترقی علاقه دارید؛ اینک وقت آن است ‌که متوجه‌ آن‌چه کارگران می‌کنند و آن‌چه برآن‌ها واقع می‌شود، باشید.
اتحادیه‌های کارگری نیرومند هستند؛ اما این نیرومندی فقط هنگامی در معرض مشاهده قرار گرفت ‌که توانست تغییرات اخیر در ‌خاورمیانه را به‌پیش براند. اعتصابات کارگری و اعتراضات اتحادیه‌‌ای در مصر و تونس ـ‌طی یک سال گذشته‌ـ زمینه‌ی بسیار مؤثری را برای یک قیام مردمی فراهم آورند. و در دوره‌های انتقال قدرت، کارگران (‌در برابر پاسداران [نظمِ] کهن و جنبش‌های اجتماعی‌ـ‌مذهبیِ‌ محافظه‌کار) عمده‌‌ترین آلترناتیو دموکراتیک ‌هستند. از هنگام سقوط مبارک، روزانه 30 تا 60 اعتصاب کارگری در مصر به‌وقوع پیوسته و نمایندگان کارگران می‌گویند: «دموکراسی هم‌اکنون»! اعتصابات غیرقانونی که دربرگیرنده‌ی 15000 کارگرِ بزرگ‌ترین کارخانه‌ی ریسندگی‌ـ‌‌بافندگی در مصر به‌نام MSIR نیز بود، برکناری مدیریت‌های فاسد را مطالبه می‌کنند[1].
در اروپا، این کارگران ـ‌و نه احزاب سوسیال دموکرات یا سبز‌ـ هستند که برعلیه برنامه‌ی ریاضت اقتصادی مبارزه می‌کنند. همین چند ماه پیش در فرانسه بود که اعتصاب عمومی برعلیه کاهش سال‌های بازنشستگی میلیون‌ها کارگر را (با سرعتی سریع‌تر از سرعت انتشار اخبار رسانه‌ها‌) در عرض یک ماه 3 بار به‌خیابان آورد که آخرین آن (در اواخر اکتبر) با حضور 3 میلیون نفر در یک روز برگزار گردید. درجریان همین اعتصابات بود که کارگران پالایشگاه‌ها تولید بنزین را برای مدت یک ماه متوقف کردند.
«کنگره‌‌ی اتحادیه‌های کارگری» (TUC)، در انگلستان، همایشی در رابطه با طرح اعتصابات هماهنگ برعلیه کاهش خدمات عمومی (توسط ائتلاف محافظه‌کار‌ـ‌لیبرال‌ـ‌دموکرات) داشته است. آن‌ها یک راهپیمایی توده‌ایِ 26 روزه را برنامه‌ریزی کردند که احتمالاً وسیع‌ترین بسیج در تاریخ غنی کارگری انگلستان است. سازماندهی برای این واکنش از 4 ماه پیش، حتی قبل از این‌که دانشجویان واکنش‌های مستقیم خود را برعلیه کاهش افزایش هزینه‌ی تحصیل آغاز کنند، شروع شده بود.
دو هفته پیش در همیلتون (واقع در اونتاریو) 10 هزار نفر که از تجمع در سرمای زمستان‌های کانادا ترسی نداشتند، در حمایت از فولاد‌کاران آمریکایی که درهای کارخانه‌ را به‌رویشان قفل کرده بودند، به‌دفاع از حقوق بازنشستگی برخاستند.

عکاس: پی آر واچ (PR Watch)

 

اما امروز، فعالان کارگری در کانادا درگیر درام غیرقابل باوری هستند که در فاصله‌ی بسیار نزدیکی از ‌مزرهای ما ـ‌در ویسکانسن‌ـ به‌نمایش گذاشته شده است. اعتصاب عمومی مدارس را به‌تعطیلی کشانده و 5 روز است‌که بیش از 30 هزار نفر ساختمان‌های مهم را اشغال کرده‌اند. در 19 فوریه بیش از 80 هزار نفر در مدیسون [مرکز ایالت ویسکانسن] دست به‌تظاهرات زدند[3].
این مسئله به‌طور گسترده‌ای پذیرفته شده بود ‌که دموکرات‌ها (با شکست سختی‌که در انتخابات میان‌دوره‌ای ویسکانسن خورده بودند) فقط به‌طور نمادین برعلیه شرارت‌های فرمان‌دار جمهوری‌خواه به‌مبارزه برمی‌خیزند؛ مبارزه‌ای‌که [در واقع] بسیار سطحی‌تر از آن خواهد بود ‌که تهاجم جمهوری‌خواهان به‌حقوق کارگران را به‌چالش بکشد. معهذا، طبق گفته‌ی جان نیکولز، فعال سیاسی بومی و گزارش‌گر نشریه «ملت» (The Nation)، وقتی‌که سناتورهای دموکرات از میان پنجره‌های‌شان نگاهی به‌بیرون انداختند و ده‌ها هزار نفر از اعضای اتحادیه‌های کارگری و دانشجویان را در خیابان‌ها دیدند، تصمیم گرفتند که از ایالت خارج شوند تا جمهوری‌خواهان به‌حد نصاب لازم برای تصویب قوانینی که برای اتحادیه‌های کارگری مخرب است، دست نیابند.
تصاویر هزاران کارگر، معلم و دانشجو که کاخ کنگره در ویسکانسن را اشغال کرده‌اند، الهام‌بخش است؛ اما معنی واقعی این مبارزه بسیار پیچیده‌تر از این‌ حرف‌هاست. یک نظریه که به‌خوبی توسط جان مک‌آله‌وی در نشریه «ملت» تشریح شده است، این است‌که ویسکانسن ـ‌از جمیع جهات‌‌ـ «آخرین سنگر» برای طبقه‌ی کارگر در ایالات متحده‌ی آمریکاست.
مسئله‌ی مرکزی بحث این است‌که الیت آمریکایی، در برابر کمیتِ کنونی و 7 درصدیِ اتحادیه‌های متشکل در بخش خصوصی، توجه خودرا به‌طرف ‌آخرین سنگر ـ‌یعنی: به‌‌سوی ‌اتحادیه‌های کارکنان بخش دولتی[2]‌ـ برمی‌گرداند. فرضِ قانون در ویسکانسن و بسیاری از ایالت‌های دیگر در مورد حقوق بازنشستگی و امثالهم این بوده است‌که مبنا را نه برپایه هزینه‌ها [یا خواست کارفرما]، بلکه براساس حق چانه‌زنی، تعامل و قابلیت [و نیز امکان] حضور اتحادیه‌های بخش دولتی در سیاست بگذارد. [اما] ورای فعالیت [و حقوق قانونی] اتحادیه‌ها، درخواست‌نامه‌های قانونِ به‌اصطلاح "حق کار" که پرداخت حق عضویت در اتحادیه و کسر مستقیم آن توسط کارفرما ـ‌به‌حساب اتحادیه‌ـ را ممنوع اعلام می‌دارد، در 12 ایالت و ازجمله در ایالت‌های شمالی (مانند مونتانا، اوهایو و ویسکانسن) برای رأگیری و تصویب روی میز قانون‌گزاری گذاشته شده است. پایان فاجعه‌بار این "حمله‌ی نهایی" توسط کریس هِیز و به‌طور بسیار برانگیزاننده‌ای در شبکه‌ی خبری MSNBC منتشر گردید؛ او گفت: آمریکایی‌ها باید مواظب ویسکانسن باشند، زیرا این امکان وجود دارد که یک روز صبح زود از خواب بیدار شوند و هیچ اثری از جنبش اتحادیه‌‌های کارگری در آمریکا نبینند.

پانوشت‌ها:
توضیح: هرسه پانوشته‌ی زیر از مقاله‌‌ای به‌نام «تلاش فرعون ویسکانسن برای سرکوب اتحادیه‌ها» برگرفته شده است. برای دسترسی به‌اصل نوشته روی عنوان آن کیلیک کنید.
[1] روز ۲۰ فوریه، در اقدامی جالب که نشان از همبستگی بین‌المللی با زحمتکشان ویسکانسن داشت، کمال عباس، رهبر مرکز سندیکاها و خدمات کارگران مصر، ضمن یک پیام ویدیویی حمایت کارگران مصری را از مبارزهٔ کارکنان معترض ویسکانسن برای دفاع از حقوق سندیکایی‌شان اعلام کرد. در این پیام او گفت: «من از محلی در نزدیکی میدان تحریر با شما سخن می‌گویم که قلب انقلاب مصر بود...از همین‌جا می‌خواهم به شما بگویم که ما در کنار شما هستیم، همان‌طور که شما در کنار ما بودید...می‌خواهم بگویم که هیچ قدرتی نمی‌تواند قدرت مردمی را به چالش بکشد که به حقوق خود اعتقاد راسخ دارند...استوار بایستید و از حق خود نگذرید...ما و تمام مردم دنیا در کنار شما هستیم و از شما حمایت کامل می‌کنیم...امروز روز رزم کارگران آمریکایی است. ما به کارگران آمریکایی درود می‌فرستیم...شما پیروز خواهید بود. پیروزی از آن مردمان جهان است که علیه استثمار و برای حقوق عادلانهٔ خود می‌رزمند.»
[2] «فدراسیون کارکنان دولتی...» از همگان خواسته است که برای همبستگی با زحمتکشان معترض، در صفحه‌های فیس‌بوک خود این جمله را بنویسند: «من با معلمان، آتش‌نشان‌ها، پرستاران، کارگران ساختمانی و همهٔ آنها که حقوق‌شان مورد حملهٔ فرمانداران و قانونگذاران ایالتی است، اعلام همبستگی می‌کنم.» همچنین، با توجه به اوضاع جاری در منطقهٔ خاورمیانه و شمال آفریقا، بسیاری از رسانه‌های آمریکایی اسکات واکر را با رئیس جمهور مخلوع مصر حسنی مبارک مقایسه کردند! برای نمونه، تیتر یکی از مقاله‌های واشنگتن پست در روز ۱۶ فوریه این بود: «تلاش فرعون ویسکانسن برای سرکوب اتحادیه‌ها». نوشته‌های روی پلاکاردهای تظاهرکنندگان نیز واکر را با دیکتاتور مصر مقایسه می‌کنند: «حُسنی واکر»، «زور نگو، مذاکره کن»، و «دیکتاتورها سرنگون خواهند شد».
[3] ... یکی از این خیزش‌ها، به پا خاستن اعضای اتحادیه‌های صنفی ایالت ویسکانسن آمریکا در برابر لایحه‌‌ای است که فرماندار جمهوری‌خواه این ایالت، اسکات واکر، برای محدود کردن یا از میان بردن حقوق اجتماعی کارگران و اتحادیه‌های صنفی و دست زدن به اخراج‌های گسترده به بهانهٔ جبران کسری بودجهٔ دولت ایالتی به مجلس آورده است. در صورت تصویب این لایحه، کارکنان دولتی، در مذاکره و تنظیم قرارداد دسته‌جمعی کار، بسیاری از حقوق‌شان را از دست می‌دهند و دیگر حق مذاکره در مورد دستمزد و برخی از مزایای کار را نخواهند داشت، از جمله در مورد مزایای بازنشستگی و بیمهٔ درمان و بهداشت. طبقه‌بندی مشاغل حذف خواهد شد و تعیین و افزایش دستمزدها و حقوق‌ها صرفاً به اختیار و تشخیص کارفرما خواهد بود. طبق روال معمول، در این مذاکرات میان کارفرما و اتحادیهٔ کارکنان است که حقوق و دستمزدهای کارکنان عضو اتحادیه، مزایای بیمهٔ بهداشت و درمان، بازنشستگی، مرخصی‌ها و دیگر شرایط کار مورد بحث و مذاکره قرار می‌گیرد و در انتها این کارکنان هستند که باید با رأی خود این قرارداد را به تصویب نهایی برسانند تا قابل اجرا باشد. و اینک دولت جمهوری‌خواه ویسکانسن در صدد آن است بخش‌هایی از این حقوق را از کارکنان بگیرد. به قول خود کارکنان، این نقض فاحش حقوق اجتماعی چیزی نیست جز اینکه «آنها می‌خواهند آنچه را که سال‌ها برای به دست آوردن آن جنگیده‌ایم، از ما بگیرند.» شایان ذکر است که ویسکانسن ایالتی صنعتی است که خاستگاه و زادگاه «فدراسیون کارکنان دولت ایالتی، منطقه‌ای و شهرداری آمریکا» است که بزرگترین اتحادیهٔ کارگری عضو AFL-CIO (فدراسیون کارگران آمریکا و کنگرهٔ سازمان‌های صنعتی) است، و نخستین ایالت آمریکاست که در آن، در سال ۱۹۵۹، کارکنان دولتی توانستند حق مذاکره دسته‌جمعی برای تنظیم قرارداد کار و شرایط کار را به دست بیاورند.

نویسنده: فِرِد ویلسون [معاون اتحادیه‌های انرژی و کاغذسازی در کانادا]

تاریخ انتشار: 22 فوریه 2011

لینک مقاله:

http://www.alternet.org/world/150004/labor_uprising%3A_the_%22last_stand%22_against_the_corporate_assault_on_the_working_and_middle_class#disqus_thread

کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

 

دستمزد 91
ز ريش ِ به دم ِ تيغ
داده از بيخ
چه مانده كه ؟
با افزايش پوشالي دستمزد –
به ريشمان مي خندند.
آه...
به دم ّ تيغ اگر
تفرقه را –
مي داديم.
 
15 فروردين 91
فلزبان



"نگاه"

در ميدان ِ شهر
در بازار
در دكه هاي كوچك پس كوچه ها
به اقتدارِ بي چون و چراي –
قيمت ها انديشم
به سنگر-
به جنگ –
به خاكريزهاي 28 هزار توماني
به دست هاي خالي و باد،
به آسمان نگاه مي كنم
و سفره هاي كوچك ِ خالي –
كه باد –
به رقصشان آورده
به رقص مي انديشم
و روزگار –
كه به رقصمان آورده.
 

15 فروردين 91
فلزبان

"گزارش"
پرسيد:
زندان چه گونه بود؟
گفتم:
تلنگري نخوردم و خونم –
زمين نريخت.
خون زبان منصور
جان نحيف محمود
بيماري رضا
و اسارت مددي
من راست گفته بودم،
اما –
آبرويم نداشته ام –
افتاد بر زمين؛
در تصادفم با
اتوبوس ِ واحدي.
 
7 آذر 90
فلزبان

 


"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد


"اول ماه مه"

 من در توام

و تو در من

و امتزاج ما

معناي فراخ

حتا –

در سلولي تنگ

 

فلزبان

16 فروردين 91

 

بر چادر نشسته ايم

اين است مزدي كه خدايان سود
بر ما
نازل كردند
بارش دود گرسنگي
در شب بهره كشي
بر اين سلوك اعتراض كرديم
در شيكاگو فريادمان را به اين توحش مقدس
با گلوله جواب دادند
و در ليون و پاريس با يك خروس قندي
و چتري وارونه بر سر برهنه مان
در برلين با صليب شكسته و ...
تولد گل سرخ بر لجنزار اشرافيت را افراطي گري نام نهادند
و تابلوي رويش ممنوع بر دروازه هاي جهان آويختند
تار و پود نقش متحدمان بر دارقالي زندگي جمعي را بر نتافتند
و هر رنگمان را بر داري آويختند
فاجعه ي دنياي وارونه را بديهي ترين نمود رشد ناميدند
جغد هاي هرزه نويس اين برده داران عصر فروش و قمار بزرگ
طبيعت را فروختند
انسان را فروختند
حقيقت را فروختند
سود كارمان را سرمايه نام نهادند و فروختند
بهشت را فروختند
و در آخر بر سر سفره و لباس تن و سرپناهمان با هم به قمار نشستند
اين سوداگران آز پيشه يك درصدي
در اين شب مهيب بهره كشي
اينك بر چادر نشسته ايم
مقابل ديوار وال استريت در نيويورك
ميان ميدان التحرير در قاهره
و در همه ي خيابان هاي لندن, پاريس,آتن, رم , مادريد , ليسبون ... تا سئول
و همه ي كمپ هاي كارگري
و حلبي آباد هاي اين زمين ناامن
و همچنان به جرم ساختن چتري واقعي
براي رهايي از تگرگ سياه گرسنگي
باتوم را , وگاز فلفل و زندان و مرگ را باز تجربه مي كنيم
تا برآمدن صبح برابري

علي يزداني


 سایت جنبش کارگری آزادی ابراهیم مددی را به اعضای سندیکای واحد، طبقه کارگر ایران و خانواده ابراهیم مددی تبریک می گوید

کارگر زندانی آزاد باید گردد
امروز30فروردین ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه از زندان آزادشد.
براساس این گزارشات، خانواده، اقوام، آشنایان ابراهیم مددی و دهها نفر از رانندگان شرکت واحد با لباس کار و دسته گل و شیرینی در مراسم استقبال وی مقابل زندان اوین حضور بهم رساندند.
استقبال کنندگان ابراهیم مددی وخانواده اش را تا منزلشان همراهی کردند. منصوراسالو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه همراه با چندتنی دیگر از همکاران، دوستان، آشنایان و خانواده هایشان درمنزل ابراهیم مددی به این جمع پیوستند و تا پاسی ازشب درکنار همدیگر بودند.

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

شعر و ادبیات کارگری

کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

كودكان در نيمه شب به جاي كاميون بار حمل مي‌كنند

ایلنا: يك فعال حقوق كودكان كار اعلام كرد: به دليل سنگ‌فرش كردن خيابان ناصرخسرو تهران، امكان استفاده از وسيله نقليه براي حمل بار مقدور نيست و كسبه از نيمه شب تا صبح از كودكان براي خالي كردن بار ماشين‌ها و...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here