
آنچه ما انتظارش را نداشتیم
بسیاری از ما (ازجمله خودِ من) سالها انتظار جنبشی را داشتیم که در میان تودههای کارگر، از مبارزه در کفِ کارگاه و در کارخانههای صنعتی شکل بگیرد؛ بدون اینکه برای دموکراسی اتحادیهای بجنگد و نیز خارج از روند [عمومی] مبارزهی طبقهکارگر برعلیه کارفرماها. درحالیکه این چشمانداز هنوز اعتبار بسیاری دارد، چیز متفاوتی در حال وقوع است. این خیزش نوین کارگری از میان کارگران صنعتی آغاز نشد (گرچه بزودی آنها را هم بهاندازهی کافی دربرمیگیرد)، نقطهی تمرکزش مبارزه در کف کارخانه نبود (گرچه در این شکی نیست که بزودی بهآنجا هم میرسد)، انگیزهی اولیه آن نیاز بهدموکراسی اتحادیهای نبود (گرچه میبایست برای دموکراسی اتحادیهای بجنگد تا رهبران اتحادیهها را بهطرف نیازهای جنبش براند). این جنبشی استکه همانند بسیاری از جنبشهای گذشتهی کارگری در آمریکا در محدودهی مبارزهی طبقاتیِ اقتصادی باقی نماند (گرچه بزودی چنین مبارزهای بهطور شتابیابنده سرعت میگیرد). این جنبش از همان آغاز ذاتاً سیاسی است.
پیدایش این جنبش نوین نه ناشی از تمرکز روی چانهزنی دستهجمعی برای مسائل عادی ـمانند شرایط کار، دستمزدها و بیمهی بیکاریـ بلکه بیشتر تمرکز برروی مسائل برنامهای و سیاسیای بود که عموماً توسط احزاب سیاسی مطرح میشوند: حق مسلم کارگران برای چانهزنی دستهجمعی، اولویتهای بودجهی دولتی، و سیستم مالیاتی که بودجه را بهلحاظ مالی پشتیبانی میکند. ازآنجاکه این جنبش در بخشهای دولتی شروع شده است، درعینحال که شباهت چندانی بهروند [عادی] مبارزهی طبقاتی نخواهد داشت، [ولی] از این لحاظ که چگونگی صدای خودرا از درون یک برنامه سیاسی بازمییابد، بیشباهت بهروند مبارزهی طبقاتی هم نخواهد بود. این [ویژگی] پیامدهای بسیار مهمی در مورد مناسبات سنتی بین تشکلهای کارگری و حزب دموکرات دربرخواهد داشت؛ بهویژه از این جهت که دموکراتها، از اوباما گرفته تا فرمانداران ایالتی (مانند اندری کووُمو)، نیز خواهان کاهش دستمزدها، حق بیکاری، و دیگر حقوق و مزایا هستند.
نه همانند طبقهی کارگر در دورهی پدربزرگهایمان
ما برای دهها سال گمان میکردیم که طبقهی کارگر در ایالات متحده متشکل از کارگرانی با دستهای پینهبسته است که در راهآهن، معادن و کارخانجات کار میکنند و بیش از 200 سال ـیعنی، از ایجاد اولین کارخانهها در شمال شرقی کشور در دههی 1790، برای این ملت ثروت مادی تولید میکردند. بههرحال، کارگران صنعتی از دههی 1920 بهعنوان درصد معینی از جمعیت کاهش یافتهاند؛ و نرخ این کاهش درصد از دههی 1950 سرعت هم گرفته است. کاهش کارگران صنعتی بهعنوان نسبتی از طبقهی مزدبگیران از دههی 1980 چشمگیر بوده است. در روزگاران قدیم، کارگران ماهر که تقریباً همه مردان سفید پوست بودند، بهعنوان مهاجر از کشورهای شمال و غرب اروپا میآمدند؛ درصورتی که کارگران صنعتی غیرماهر از جنوب و شرق اروپا بهمهاجرت میآمدند ـ سفیدها در اَپلاچییا[1] و آمریکاییهای آفریقاییتبار در مزارع جنوب. با وجود اینکه اکثر این کارگران صنعتی مرد بودند، ولی میلیونها زن نیز در کارخانههای نساجی، کارگاههای لباس و دیگر کارگاهها بهشدت کار میکردند. این کارگران در سال 1869 «سلحشوران کار» را سازمان دادند، در سال 1886 «فدراسیون کارگران آمریکا» (AFL) را بهوجود آوردند، در سال 1905 «کارگران صنعتی جهان» (IWW) و سرانجام در اثر خیزش عظیم کارگری در سالهای 1930 حق تشکل قانونی را بهدست آوردند و «کنگرهی اتحادیههای صنعتی» (CIO) را سازمان دادند.
افزایش سریع کارکنان بخش دولتی
دورهی پس از جنگ [دوم جهانی] شاهد انبساط حکومت بهمثابهی میلیونها شغل دولتی بود که نه تنها کارکنان شهرداری، [کارگران] آب و فاضل و معلمان را دربرمیگرفت؛ بلکه شامل مددکاران اجتماعی، پرستاران بهداشت عمومی و اساتید دانشگاهها نیز میشد. در دهههای 1960 و 1970 یک خیزش کارگری دیگر بهوقوع پیوست که رشد سریع و تثبیت انواع گوناگون اتحادیههای کارکنان دولتی را بههمراه داشت. [این اتحادیهها عبارتاند از]: «فدراسیون معلمان آمریکا» (AFT)، «انجمن ملی آموزش و پرورش» (NEA)، «فدراسیون کارکنان شهری و وابسته بهشهرداریها در آمریکا» (AFSCME) و «فدراسیون کارکنان دولتی در آمریکا» (AFGE). ترکیب نژادی کارگران و کارکنان بخش دولتی که از سفیدپوستها، آمریکاییهای آفریقاییتبار و کارگران آمریکا لاتینی تشکیل شده، بهمراتب متنوعتر از بسیاری از اتحادیههای بخش خصوصی است.
کارکنان بخش دولتی حق داشتن اتحادیه قانونی، چانهزنی دستهجمعی و اعتصاب را در دههههای 1960 و 70 بهواسطهی [اقدام به]صدها اعتصاب کوچک و بزرگ در همین دو دهه بهدست آوردند. در صفحهی اول روزنامهها ـاغلبـ عکس تعدادی معلم یا مددکار اجتماعی، پرستار یا منشی، کارگران شهرداری یا کارکنان پارک بهچاپ میرسید که بهعلت اعتصاب بههمراه اتحادیه [غیرقانونی] دستگیر و بهزندان فرستاده میشدند. مشهورترین این اعتصابها، گویا اعتصاب «فدراسیون کارکنان شهری و وابسته بهشهرداریها...» در لوکال 1733 توسط کارکنان آمریکاییـآفریقاییتبارِ شهرداری در ممفیس (واقع در ایالت تنسی) بود. دکتر مارتین لوتر کینگ (جوان)[2]، رهبری جنبش حقوق شهروندی، زمانی ترور شد که برای کمک بهکارگران اعتصابی در آنجا بود.
نقطهی چرخش در اتحادیههای کارگری
کارکنان بخش دولتی ـاینکـ خودرا در خط مقدم جنبش کارگری یافتهاند که از اینسوی کشور تا آنسوی آن [در جبههی واحدی] میجنگند؛ و این جنگ در لحظهی کنونی در هیچجا بهاندازهی مدیسن (مرکز ایالت ویسکانسین) چشمگیر و حساس نیست. درست همانند انقلاب عرب که بهسرعت از تونس بهمصر سرایت کرد، میتوان انتظار داشتکه جنبش کارکنان بخش دولتی در ایالت ویسکانسین نیز بهمثابهی مقاومت در برابر فرمانداران احزاب جمهوریخواه و دموکرات و نیز مقامات محلیای که میخواهند کارگران را از حقوق حقهی خویش محروم نمایند، از یک ایالت بهایالت دیگر گسترش مییابد.
چه نوع جنبش کارگریای را میتوان انتظار داشت؟
تاریخ جنبش کارگری چه چیزهایی در مورد این جنبش بهما میآموزد؟
اولاٌ، میدانیم [و تاریخ جنبش کارگری بهما آموخته استکه] آنگاه که تودههای کارگر بهحرکت درمیآیند ـهمچنانکه هماکنون بهحرکت درآمدهاندـ آگاهی سیاسیشان بهسرعت تغییر میکند و [در واقع] رشد میکند. کارگرانیکه امروز بهسادگی از حقوق اتحادیهای خود دفاع میکنند ـاگر برمقاومتهایی که میکوشد آنها را نابود کند، فائق شوندـ نه تنها افزایش این حقوق را مطالبه خواهند کرد، بلکه بهبود شرایط کار و استاندارهای زندگی را نیز طلب خواهند نمود. از همه مهمتر اینکه [همین] کارگران برای گسترش قدرت خودشان نیز بهمبارزه برخواهند خواست. ما تازه در آغاز راه هستیم.
دوماً، [تاریخ جنبش کارگری بهما آموخته استکه] وقتی کارگران بهکشف استراتژی و تاکتیکهای جنبش خود نائل گردند، آنگاه این کشفیات را بهسرعت بهدیگر گروههای کارگری گسترش میدهند. هنگامیکه کارگران لاستیکسازی در آکرون (واقع در ایالت اوهایو) اعتصابِ همراه با تحصن در کارخانه را در سال 1936 کشف کردند، این تاکتیک نه تنها بهسرعت بهکارگران اتومبیلسازی سرایت کرد که اعتصاب بزرگ سالهای 1937 و 38 را بهدنبال پیداشت؛ بلکه شایان ذکر استکه تاکتیک اعتصابـتحصن حتی بهکارگرانی مانند «دختران فروشنده» در فروشگاههای بزرگ نیز سرایت کرد که بعید بهنظر میرسید. در جریان دههی 1950 و اوایل دههی 60 مدافعین حقوق شهروندی در رابطه با آمریکاییهای آفریقاییتبار قدرت اعتصابـتحصن را دوباره کشف کردند و آن را بهتحصن نشسته در سالنهای عذاخوری، ایستگاههای اتوبوس، و دیگر مکانهای خصوصی و عمومی در سراسر جنوب تبدیل نمودند.
[گرچه] امروزه کارگران در ویسکانسین در جستجوی استراتژیها و تاکتیکهایی هستند که بتواند از حقوق اتحادیهای آنها دفاع کند، و از تجمعات تودهای و گردهمآییهای وسیع در مرکز ایالت ـیعنی، مدیسنـ نیز استفاده میکنند؛ [اما] هنگامیکه آنها استراتژی و تاکتیکهایی را پیدا کنند که کارآیی داشته باشد، این استراتژی و تاکتیکها همانند شعلههای یک آتشسوزی سرکش بههمهی کارکنان بخش دولتی سرایت خواهد کرد ـ و آنگاه بهسوی کارگران بخشهای خصوصی [نیز] پرش خواهد نمود.
این جنبش هم اقتصادی و هم سیاسی است
سوماً، جنبش واقعی کارگری جدایی ساختگیِ بین سیاست و اقتصاد را نادیده میگیرد و با کنار گذاشتن هریک از این دو بهتنهایی، بهدنبال منطق مبارزه میرود که هم سیاست و هم اقتصاد را شامل میشود. کارگران صنعتی که در دههی 1930 برای دستمزد بالاتر مبارزه میکردند، [در پروسهی همین مبارزه] بهکارگرانی تبدیل شدند که رسمیت یافتن اتحادیههای کارگری، ایجاد قانونکار و اعطای حق سازمانیابی را مطالبه میکردند. کارکنان بخش دولتی در دههی 1960 نیز ـبهطور مشابهیـ برای حق سازماندهی اتحادیه و چانهزنی دستجمعی مبارزه میکردند که بهمسیر مبارزه برای افزایش دستمزدها تغییر جهت دادند. آنچه [امروزه روز] مقدمتاً یک مبارزهی سیاسی در ویسکانسین است ـبهاین معنیکه از حق داشتن اتحادیه کارگری برای کارکنان دولتی، حق چانهزنی دستجمعی و برخورداری از حق اعتصاب دفاع میکندـ بهطور گریزناپذیری بهمبارزه برای شرایط بهتر، دستمزد بالاتر، بهداشت و حقوق بازنشستگی تبدیل خواهد شد.
چهارماً، وقتیکه یک جنبش واقعی بهقیام برمیخیزد ـنه بهمعنی جنبشی با حضور هزاران یا حتی دهها هزار نفر، بلکه بهاین معنیکه میلیونها نفر در آن شرکت میکنندـ لزوماً بهجنبشی دگرگونشونده تبدیل میشود. [بدینترتیب]، مقامات مردد اتحادیه ـیعنی، آنها که دو دل هستند، آنها که تردید دارند، یا آنها که بهواسطهی تمایلات خود تسلیم شدهاندـ بهزودی خودرا در مقابل چالش مقامات جدید و رهبران جوانی میبینند که بهآنها فشار میآورند که اگر بهمبارزه روی نمیآورند، [از رهبری] کنار بروند. چنین جنبشهایی اتحادیهها را دگرگون میکند ـ اغلب بهواسطهی تغییر رهبری و گاهی اوقات بهدلیل تغییر در بسیاری از نهادهای مربوط بهاتحادیهها. چنین بود قیامِ جنبش کارگران صنعتی در دههی 1939 که پوستهی قدیمی «فدراسیون کارگران آمریکا» (AFL) را شکست و«کنگرهی اتحادیههای صنعتی» (CIO) جدید را بهوجود آورد.
یک آلترناتیو سیاسی
پنجماً، و سرانجام، جنبش میلیونی نوین در آمریکا رابطهی سیاسیِ دیرینه بین اتحادیههای کارگری و حزب دموکرات را بهچالش خواهد کشید. [بدینترتیبکه] اتحادیهها مقدمتاً بهحزب دموکرات فشار میآورند تا دست از سیاستهای محافظهکارانهاش در رابطه با خطِ مشیِ کارگری، بودجه و مالیات بردارد؛ و درصورتیکه این شیوهی مبارزه شکست بخورد، آنگاه بهدنبال یک واسطِ سیاسی [یعنی، تشکل حزبیِ] دیگر میگردند. شاید اتحادیهها در انتخابات درونی حزب تلاش کنند تا نامزدهای خودرا بهجای نامزد دموکراتها بنشانند؛ یا احتمالاً بکوشند بخشهای ایالتی حزب را بهکنترل خود درآورند. [بههرروی] اینکه آیا جنبش نوینِ آمریکایی قدرت آن را دارد که یک آلترناتیو سیاسی تدارک ببیند[یا نه]، سؤالی استکه پاسخاش را آینده خواهد داد.
بههرجهت، ویسکانسین که بهخاطر تاریخ طولانیِ گروهبندیهای سیاسیاش در جناج چپِ حزب دموکرات مشهور است، در زمانهای مختلف نفوذ و توانایی قابل ملاحظهای را از خود نشان داده است: در سالهای 1960 حزب سوسیالیست در میلواکی [که بزرگترین شهر در ایالت ویسکانسین است] بهقدرت رسید؛ حزب کارگران کشاورزی یکبار قدرت ایالتی را بهدست آورد؛ چند ده سال قبل حزب ترقیخواه در شهرستان دین بهموفیقتهایی دست یافت؛ و [اما] در رابطه با کلیت ویسکانسین: حزب سبز بیش از یکبار برندهی مقامهایی در تمام ایالت بوده است. [گرچه] هیچیک از این موارد آن چیزی نبوده و نیستکه یک جنبش کارگری بهآن نیاز دارد تا بهقدرت سیاسی واقعی دست یابد؛ اما وجود اینگونه آلترناتیوهای سیاسی از ظرفیت بیشتر و گرایش تجربی ایالت حکایت میکند. [با این وجود، حقیقت این استکه] کارگران آمریکایی در تاریخ [بیش از 200 سالهی] خود، بهاستثنای حزب سوسیالیست در اوایل قرن بیستم، هرگز موفق بهایجاد هیچگونه حزبی نشدهاند.
امروزه، [با این وضعیتی که] دموکراتها با کم کردن مالیات برای ثروتمندان، قطع بودجهها و نادیده گرفتن کارکنان بخش دولتی [فراهم آوردهاند]، احتمالاً در آستانهی مقابله بین کارگران و حزب دموکراتِ طرفدار کارفرماها قرار گرفتهایم که میتواند بهایجاد یک آلترنانیو سیاسی راهبر گردد. مبارزه در رابطه با دولت و سیاستهایش، یقیناً براساس جدال کنونی بنا شده است که در بخش خصوصی ـتا این اندازه مستقیمـ ندرتاً اتفاق میافتد. وظیفه[ی اساسی] در این لحظه برپایی مبارزه برای دفاع از خدمات عمومی، اتحادیههای کارکنان بخش دولتی و حقوق آنهاست؛ [چراکه] این مبارزه مستقیماً بهتقابل سیاسی راهبر میشود.
منبع:
http://www.socialistproject.ca/bullet/466.php
http://mrzine.monthlyreview.org/2011/labotz180211.html
-این لینک هم مقالهی دیگری از همین نویسنده استکه بهزبان فارسی ترجمه شده است:http://www.iran-tribune.com/2009-02-16-22-05-21/12227-2011-03-30-02-08-36
- لینک زیر بیوگرافی نویسندهی مقاله بهقلم خودش را باز میکند:
http://danlabotz.com/about/biography/
پانوشت ها
[1] سرزمین پهناوری در شرق ایالات متحدهی آمریکا، واقع در جنوب کوههای آپالاچی که دربرگیرندهی چندین منطقه از ایالتهایی استکه در مجاورت یکدیگر قرار دارند. این مناطق عبارتاند از: شمال شرقی آلاباما، شمال غربی جورجیا، شمال غربی کارولینای جنوبی، شرق تنسی، غرب ویرجینیا، شرق کنتاکی و جنوب غربی پنسیلوانیا.
[2] «فیلمی از اعتراضات در ویسکانسین». عبارت داخل گیومه لینکی از یک ویدئوکلیپ استکه جنبش حقوق شهروندی (بهرهبری مارتین لوتر کینگ) و شباهتهای تاریخی آن با جنبش کنونی در ویسکانسین را بهتصویر میکشد.














