جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

دِن لا باتس: آغاز جنبش نوین کارگری در آمریکا

گروه ترجمه‌ی سایت جنبش کارگری: در روزهای 15 و 16 فوریه هزاران تن از کارگران در مدیسن ـ‌مرکز ایالت ویسکانسین‌ـ برعلیه طرح‌های فرماندار جمهوری‌خواه ـ‌اسکات واکر‌ـ که می‌خواهد حقوق اتحادیه‌های کارگری را کنار بزند، دست به‌تظاهرات زدند. واکر با مستثنی کردن پلیس و آتش‌نشان‌ها از قوانین ضد اتحادیه‌ای خود، به‌طور زیرکانه‌ای می‌خواهد بین کارگران شکاف بیندازد؛ ازطرف دیگر، رسانه‌ها نیز می‌کوشند کارکنان بخش دولتی را برعلیه کارگران بخش خصوصی برانگیزانند و بین آن‌ها شکاف بیندازند. با وجود همه‌ی این‌ها، هم آتش‌نشان‌ها و هم کارگران بخش خصوصی به‌مجلس ایالتی آمدند تا با پیوستن به‌کارگران بخش‌ دولتی از همه‌ی رده‌ها، بزرگ‌ترین تظاهراتِ چند دهه‌ی گذشته در آمریکا را شکل بدهند. تنها کالیفرنیا تظاهراتی به‌این وسعت را طی سال‌های اخیر دیده است.

بسیاری از تظاهرات‌کنندگان با الهام از مردم شورشی برعلیه دولت‌های مستبد و ضدکارگری‌ای که خاومیانه را به‌نابودی کشیده‌اند، نشانه‌هایی را حمل می‌کردند که معنی‌اش این بود: «بیائید همان‌طور مذاکره کنیم که کارگران در مصر مذاکره می‌کنند». درحالی‌که موقعیت در ویسکانسین به‌‌درستی با موقعیت انقلابی در دنیای عرب قابل مقایسه است، آن‌چه ما مشاهده می‌کنیم، [در واقع] یک جنبش نوین کارگری در آمریکاست. از آن‌جاکه این جنبش با ‌آن‌چه بسیاری انتظار آن را داشتند، تفاوت زیادی دارد، چه‌بسا مشاهده‌ی آن ما را دچار شگفتی کند.

آن‌چه ما انتظارش را نداشتیم
بسیاری از ما (ازجمله خودِ من) سال‌ها انتظار جنبشی را داشتیم که در میان توده‌های کارگر، از مبارزه در کفِ کارگاه و در کارخانه‌های صنعتی شکل بگیرد؛ بدون این‌که برای دموکراسی اتحادیه‌ای بجنگد و نیز خارج از روند [عمومی] مبارزه‌ی طبقه‌کارگر برعلیه کارفرماها. درحالی‌که این چشم‌انداز هنوز اعتبار بسیاری دارد، چیز متفاوتی در حال وقوع است. این خیزش نوین کارگری از میان ‌کارگران صنعتی آغاز نشد (گرچه بزودی آن‌ها‌ را هم به‌اندازه‌ی کافی دربرمی‌گیرد)، نقطه‌ی تمرکزش مبارزه در کف کارخانه نبود (گرچه در این شکی نیست که بزودی به‌آن‌جا هم می‌رسد)، انگیزه‌ی اولیه آن نیاز به‌دموکراسی اتحادیه‌ای نبود (گرچه می‌بایست برای دموکراسی اتحادیه‌ای بجنگد تا رهبران اتحادیه‌ها را به‌طرف نیازهای جنبش براند). این جنبشی است‌که همانند بسیاری از جنبش‌های گذشته‌ی کارگری در آمریکا در محدوده‌ی مبارزه‌ی طبقاتیِ اقتصادی باقی نماند (گرچه بزودی چنین مبارزه‌ای به‌طور شتاب‌یابنده سرعت می‌گیرد). این جنبش از همان آغاز ذاتاً سیاسی است.
پیدایش این جنبش نوین نه ناشی از تمرکز روی چانه‌زنی دسته‌جمعی برای مسائل عادی ـ‌مانند شرایط کار، دستمزدها و بیمه‌ی بیکاری‌ـ بلکه بیش‌تر تمرکز برروی مسائل برنامه‌ای و سیاسی‌ای بود که عموماً توسط احزاب سیاسی مطرح می‌شوند: حق مسلم کارگران برای چانه‌زنی دسته‌جمعی، اولویت‌های بودجه‌ی دولتی، و سیستم مالیاتی که بودجه را به‌لحاظ مالی پشتیبانی می‌کند. ازآن‌جاکه این جنبش در بخش‌های دولتی شروع شده است، درعین‌حال که شباهت چندانی به‌روند [عادی] مبارزه‌ی طبقاتی نخواهد داشت، [ولی] از این لحاظ که چگونگی صدای خودرا از درون یک برنامه سیاسی بازمی‌یابد، بی‌شباهت به‌‌روند مبارزه‌ی طبقاتی هم نخواهد بود. این [ویژگی] پیامدهای بسیار مهمی در مورد ‌مناسبات سنتی بین تشکل‌های کارگری و حزب دموکرات دربرخواهد داشت؛ به‌ویژه از این جهت که دموکرات‌ها، از اوباما گرفته تا فرمانداران ایالتی (مانند اندری کووُمو)، نیز خواهان کاهش دستمزدها، حق بیکاری، و دیگر حقوق و مزایا هستند.

نه همانند طبقه‌ی کارگر در دوره‌ی پدربزرگ‌هایمان
ما برای ده‌ها سال گمان می‌کردیم که طبقه‌ی کارگر در ایالات متحده متشکل از کارگرانی با دست‌های پینه‌بسته است‌ که در راه‌آهن، معادن و کارخانجات کار می‌کنند و بیش از 200 سال ـ‌یعنی، از ایجاد اولین کارخانه‌ها در شمال شرقی کشور در دهه‌ی 1790، برای این ملت ثروت مادی تولید می‌کردند. به‌هرحال، کارگران صنعتی از دهه‌ی 1920 به‌عنوان درصد معینی از جمعیت کاهش یافته‌اند؛ و نرخ این کاهش درصد از دهه‌ی 1950 سرعت هم گرفته است. کاهش کارگران صنعتی به‌عنوان نسبتی از طبقه‌ی مزدبگیران از دهه‌ی 1980 چشم‌گیر بوده است. در روزگاران قدیم، کارگران ماهر که تقریباً همه مردان سفید پوست بودند، به‌عنوان مهاجر از کشورهای شمال و غرب اروپا می‌آمدند؛ درصورتی که کارگران صنعتی غیرماهر از جنوب و شرق اروپا به‌مهاجرت می‌آمدند ـ سفیدها در اَپلاچی‌یا[1] و آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار در مزارع جنوب. با وجود این‌که اکثر این کارگران صنعتی مرد بودند، ولی میلیون‌ها زن نیز در کارخانه‌های نساجی، کارگاه‌های لباس و دیگر کارگاه‌ها به‌شدت کار می‌کردند. این کارگران در سال 1869 «سلحشوران کار» را سازمان دادند، در سال 1886 «فدراسیون کارگران آمریکا» (AFL) را به‌وجود آوردند، در سال 1905 «کارگران صنعتی جهان» (IWW) و سرانجام در اثر خیزش عظیم کارگری در سال‌های 1930 حق تشکل قانونی را به‌دست آوردند و «کنگره‌ی اتحادیه‌های صنعتی» (CIO) را سازمان دادند.

افزایش سریع کارکنان بخش دولتی
دوره‌ی پس از جنگ [دوم جهانی] شاهد انبساط حکومت به‌مثابه‌ی میلیون‌ها شغل دولتی بود که نه تنها کارکنان شهرداری، [کارگران] آب و فاضل و معلمان را دربرمی‌گرفت؛ بلکه شامل مددکاران اجتماعی، پرستاران بهداشت عمومی و اساتید دانشگاه‌ها نیز می‌شد. در دهه‌های 1960 و 1970 یک خیزش کارگری دیگر به‌وقوع پیوست که ‌‌رشد سریع و تثبیت انواع گوناگون اتحادیه‌های کارکنان دولتی را به‌همراه داشت. [این اتحادیه‌ها عبارت‌‌اند از]: «فدراسیون معلمان آمریکا» (AFT)، «انجمن ملی آموزش و پرورش» (NEA)، «فدراسیون کارکنان شهری و وابسته به‌شهرداری‌ها در آمریکا» (AFSCME) و «فدراسیون کارکنان دولتی در آمریکا» (AFGE). ترکیب نژادی کارگران و کارکنان بخش دولتی که از سفیدپوست‌ها، آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار و کارگران آمریکا لاتینی تشکیل شده، به‌مراتب متنوع‌تر از بسیاری از اتحادیه‌های بخش خصوصی است.
کارکنان بخش دولتی حق داشتن اتحادیه قانونی، چانه‌زنی دسته‌جمعی و اعتصاب را در ده‌هه‌های 1960 و 70 به‌واسطه‌ی [اقدام به]‌صدها اعتصاب کوچک و بزرگ در همین دو دهه به‌دست آوردند. در صفحه‌ی اول روزنامه‌ها ـ‌اغلب‌ـ عکس تعدادی معلم یا مددکار اجتماعی، پرستار یا منشی، کارگران شهرداری یا کارکنان پارک به‌چاپ می‌رسید که به‌علت اعتصاب به‌همراه اتحادیه [غیرقانونی] دستگیر و به‌زندان فرستاده می‌شدند. مشهورترین این اعتصاب‌ها، گویا اعتصاب «فدراسیون کارکنان شهری و وابسته به‌شهرداری‌ها...» در لوکال 1733 توسط کارکنان آمریکایی‌ـ‌آفریقایی‌تبارِ شهرداری در ممفیس (واقع در ایالت تنسی) بود. دکتر مارتین لوتر کینگ (جوان)[2]، رهبری جنبش حقوق شهروندی، زمانی ترور شد که برای کمک به‌کارگران اعتصابی در آن‌جا بود.

نقطه‌ی چرخش در اتحادیه‌های کارگری

این روزها ما در نقطه‌ی چرخش جنبش کارگری قرار داریم. کارفرماها، احزاب سیاسی و دولت (در همه‌ی سطوح) به‌این نتیجه رسیده‌اند که وقت آن فرا رسیده ‌که برعلیه آخرین خاکریز اتحادیه‌گرایی در آمریکا ـ‌یعنی، اتحادیه‌های کارکنان دولتی‌ـ به‌حرکت درآیند. براساس آخرین شمارش «اداره‌ی آمار ‌کار» تنها 9/11 درصد کارگران در آمریکا عضو اتحادیه‌ها هستند، که فقط 9/6 درصد آن‌ها از بخش خصوصی است. به‌هرحال، [این درحالی است‌که] کارکنان دولتی‌ای که عضو اتحادیه‌ها هستند، حدود 2/32 درصد می‌باشند؛ و شمار معلمین حتی از این هم کمی بیش‌تر است. نخبگان سیاسی و اقتصادی در جستجوی راه‌حل نهایی در مقابل مشکلات طبقه‌ی کارگر هستند ـ و [اما] ما سوار قطار نشده‌ایم و به‌طرف اردوگاه کار [نیز] نمی‌رویم.
کارکنان بخش دولتی ـ‌‌اینک‌ـ خودرا در خط مقدم جنبش کارگری یافته‌اند که از این‌سوی کشور تا آن‌سوی آن [در جبهه‌ی واحدی] می‌جنگند؛ و این جنگ در لحظه‌ی کنونی در هیچ‌جا به‌اندازه‌ی مدیسن (مرکز ایالت ویسکانسین) چشم‌گیر و حساس نیست. درست همانند انقلاب عرب که به‌سرعت از تونس به‌مصر سرایت کرد، می‌توان انتظار داشت‌که جنبش کارکنان بخش دولتی در ایالت ویسکانسین نیز به‌مثابه‌ی مقاومت در برابر فرمانداران احزاب جمهوری‌خواه و دموکرات و نیز مقامات محلی‌ای که می‌خواهند کارگران را از حقوق حقه‌ی خویش محروم نمایند، از یک ایالت به‌ایالت دیگر گسترش می‌یابد.

چه نوع جنبش کارگری‌ای را می‌توان انتظار داشت؟
تاریخ جنبش کارگری چه چیزهایی در مورد این جنبش به‌ما می‌آموزد؟
اولاٌ، می‌دانیم [و تاریخ جنبش کارگری به‌ما آموخته است‌که] آن‌گاه که توده‌های کارگر به‌حرکت درمی‌آیند ـ‌هم‌چنان‌که هم‌اکنون به‌حرکت درآمده‌اند‌ـ آگاهی سیاسی‌شان به‌سرعت تغییر می‌کند و [در واقع] رشد می‌کند. کارگرانی‌که امروز به‌سادگی از حقوق اتحادیه‌ای خود دفاع می‌کنند ـ‌اگر برمقاومت‌هایی که می‌کوشد آن‌ها را نابود کند، فائق شوند‌ـ نه تنها افزایش این حقوق را مطالبه خواهند کرد، بلکه بهبود شرایط کار و استاندارهای زندگی را نیز طلب خواهند نمود. از همه‌ مهم‌تر این‌که [همین] کارگران برای گسترش قدرت خودشان نیز به‌مبارزه برخواهند خواست. ما تازه در آغاز راه هستیم.
دوماً، [تاریخ جنبش کارگری به‌ما آموخته ‌است‌که] وقتی کارگران به‌کشف استراتژی و تاکتیک‌های جنبش خود نائل گردند، آن‌گاه این کشفیات را به‌سرعت به‌دیگر گروه‌های کارگری گسترش می‌دهند. هنگامی‌که کارگران لاستیک‌سازی در آکرون (واقع در ایالت اوهایو) اعتصابِ همراه با تحصن در کارخانه را در سال 1936 کشف کردند، این تاکتیک نه تنها به‌سرعت به‌کارگران اتومبیل‌سازی‌ سرایت کرد که ‌اعتصاب بزرگ سال‌های 1937 و 38 را به‌دنبال پی‌داشت؛ بلکه شایان ذکر است‌که تاکتیک اعتصاب‌ـ‌تحصن حتی به‌کارگرانی مانند «دختران فروشنده» در فروشگاه‌های بزرگ نیز سرایت کرد که بعید به‌نظر می‌رسید. در جریان دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 60 مدافعین حقوق شهروندی در رابطه با آمریکایی‌‌های ‌آفریقایی‌تبار قدرت اعتصاب‌ـ‌تحصن را دوباره کشف کردند و آن را به‌تحصن نشسته در سالن‌های عذاخوری، ایستگاه‌های اتوبوس، و دیگر مکان‌های خصوصی و عمومی در سراسر جنوب تبدیل نمودند.
[گرچه] امروزه کارگران در ویسکانسین در جستجوی استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایی هستند که بتواند از حقوق اتحادیه‌ای آن‌ها دفاع کند، و از تجمعات توده‌ای و گردهم‌آیی‌های وسیع در مرکز ایالت ـ‌یعنی، مدیسن‌ـ نیز استفاده می‌کنند؛ [اما] هنگامی‌که آن‌ها استراتژی و تاکتیک‌هایی را پیدا کنند که کارآیی داشته باشد، این استراتژی و تاکتیک‌ها همانند شعله‌های یک آتش‌سوزی سرکش به‌همه‌ی کارکنان بخش دولتی سرایت خواهد کرد ـ و آن‌گاه به‌سوی کارگران بخش‌های خصوصی [نیز] پرش خواهد نمود.

این جنبش هم اقتصادی و هم سیاسی است
سوماً، جنبش‌ واقعی کارگری جدایی ساختگیِ بین سیاست و اقتصاد را نادیده می‌گیرد و با کنار گذاشتن هریک از این دو به‌تنهایی، به‌دنبال منطق مبارزه می‌رود که هم سیاست و هم اقتصاد را شامل می‌شود. کارگران صنعتی که در دهه‌ی 1930 برای دستمزد بالاتر مبارزه می‌کردند، [در پروسه‌ی همین مبارزه] به‌کارگرانی تبدیل شدند که رسمیت یافتن اتحادیه‌های کارگری، ایجاد قانون‌کار و اعطای حق سازمان‌یابی را مطالبه می‌کردند. کارکنان بخش دولتی در دهه‌ی 1960 نیز ـ‌‌به‌‌طور مشابهی‌‌ـ برای حق سازماندهی اتحادیه و چانه‌زنی دستجمعی مبارزه می‌کردند که به‌مسیر مبارزه برای افزایش دستمزدها‌ تغییر جهت دادند. آن‌چه [امروزه روز] مقدمتاً یک مبارزه‌ی سیاسی در ویسکانسین است ـ‌به‌این معنی‌که از حق داشتن اتحادیه کارگری برای کارکنان دولتی، حق چانه‌زنی دستجمعی و برخورداری از حق اعتصاب دفاع می‌کند‌ـ به‌طور گریزناپذیری به‌مبارزه برای شرایط بهتر، دستمزد بالاتر، بهداشت و حقوق بازنشستگی تبدیل خواهد شد.
چهارماً‌، وقتی‌که یک جنبش واقعی به‌‌قیام برمی‌خیزد ـ‌نه به‌معنی جنبشی با حضور هزاران یا حتی ده‌ها هزار نفر، بلکه به‌این معنی‌که میلیون‌ها‌ نفر در آن شرکت می‌کنند‌ـ لزوماً به‌جنبشی دگرگون‌شونده تبدیل می‌شود. [بدین‌ترتیب]، مقامات مردد اتحادیه ـ‌یعنی، آن‌ها که دو دل‌ هستند، آن‌ها که تردید دارند، یا آن‌ها که به‌واسطه‌ی تمایلات خود تسلیم شده‌اند‌ـ به‌زودی خودرا در مقابل چالش مقامات جدید و رهبران جوانی می‌بینند که به‌آن‌ها فشار می‌آورند که اگر به‌مبارزه روی نمی‌آورند، [از رهبری] کنار بروند. چنین جنبش‌هایی اتحادیه‌ها را دگرگون می‌کند ـ اغلب به‌واسطه‌ی تغییر رهبری و گاهی اوقات به‌دلیل تغییر در بسیاری از نهادهای مربوط به‌اتحادیه‌ها. چنین بود قیامِ جنبش کارگران صنعتی در دهه‌ی 1939 که پوسته‌ی قدیمی «فدراسیون کارگران آمریکا» (AFL) را شکست و«کنگره‌ی اتحادیه‌های صنعتی» (CIO) جدید را به‌وجود آورد.

یک آلترناتیو سیاسی
پنجماً، و سرانجام، جنبش میلیونی نوین در آمریکا رابطه‌ی سیاسیِ دیرینه بین اتحادیه‌های کارگری و حزب دموکرات را به‌چالش خواهد کشید. [بدین‌‌ترتیب‌که] اتحادیه‌ها مقدمتاً به‌حزب دموکرات فشار می‌آورند تا دست از سیاست‌های محافظه‌کارانه‌‌‌‌اش در رابطه با خطِ‌ مشیِ کارگری، بودجه و مالیات بردارد؛ و درصورتی‌که این شیوه‌ی مبارزه شکست بخورد، آن‌گاه به‌دنبال یک واسطِ سیاسی [یعنی، تشکل حزبیِ] دیگر می‌گردند. شاید اتحادیه‌ها در انتخابات درونی حزب تلاش ‌کنند تا نامزدهای خودرا به‌جای نامزد دموکرات‌ها بنشانند؛ یا احتمالاً بکوشند بخش‌های ایالتی حزب را به‌‌کنترل خود درآورند. [به‌هرروی] این‌که آیا جنبش نوینِ آمریکایی قدرت آن را دارد ‌که یک آلترناتیو سیاسی تدارک ببیند[یا نه]، سؤالی است‌که پاسخ‌اش را آینده خواهد داد.
به‌هرجهت، ویسکانسین که به‌خاطر تاریخ طولانیِ گروهبندی‌های سیاسی‌‌اش در جناج چپِ حزب دموکرات مشهور است، در زمان‌های مختلف نفوذ و توانایی قابل ملاحظه‌ای را از خود نشان داده است: در سال‌های 1960 حزب سوسیالیست در میلواکی [که بزرگ‌ترین شهر در ایالت ویسکانسین است] به‌قدرت رسید؛ حزب کارگران کشاورزی یک‌بار قدرت ایالتی را به‌دست آورد؛ چند ده سال قبل حزب ترقی‌خواه در شهرستان دین به‌موفیقت‌هایی دست یافت؛ و [اما] در رابطه با کلیت ویسکانسین: حزب سبز بیش از یک‌بار برنده‌ی مقام‌هایی در تمام ایالت بوده است. [گرچه] هیچ‌یک از این موارد آن چیزی نبوده و نیست‌که یک جنبش کارگری به‌آن نیاز دارد تا به‌قدرت سیاسی واقعی دست یابد؛ اما وجود این‌گونه آلترناتیوهای سیاسی از ظرفیت بیش‌تر و گرایش تجربی ایالت حکایت می‌کند. [با این وجود، حقیقت این است‌که] کارگران آمریکایی در تاریخ [بیش از 200 ساله‌ی] خود، به‌استثنای حزب سوسیالیست در اوایل قرن بیستم، هرگز موفق به‌ایجاد هیچ‌گونه حزبی نشده‌اند.
امروزه، [با این وضعیتی که] دموکرات‌ها با کم کردن مالیات برای ثروتمندان، قطع بودجه‌ها و نادیده گرفتن کارکنان بخش دولتی [فراهم آورده‌اند]، احتمالاً در آستانه‌ی مقابله‌ بین کارگران و حزب دموکراتِ طرفدار کارفرماها قرار گرفته‌ایم که می‌تواند به‌ایجاد یک آلترنانیو سیاسی راهبر گردد. مبارزه در رابطه با دولت و سیاست‌هایش، یقیناً براساس جدال کنونی بنا شده است که در بخش خصوصی ـ‌تا این اندازه مستقیم‌ـ ندرتاً اتفاق می‌افتد. وظیفه‌[ی اساسی] در این لحظه برپایی مبارزه برای دفاع از خدمات عمومی، اتحادیه‌های کارکنان بخش دولتی و حقوق آن‌هاست؛ [چراکه] این مبارزه مستقیماً به‌تقابل سیاسی راهبر می‌شود.

منبع:

http://www.socialistproject.ca/bullet/466.php

http://mrzine.monthlyreview.org/2011/labotz180211.html

-این لینک هم مقاله‌ی دیگری از همین نویسنده است‌که به‌زبان فارسی ترجمه شده است:

http://www.iran-tribune.com/2009-02-16-22-05-21/12227-2011-03-30-02-08-36

- لینک زیر ‌بیوگرافی نویسنده‌ی مقاله به‌قلم خودش را باز می‌کند:

http://danlabotz.com/about/biography/

پانوشت ها

[1] سرزمین پهناوری در شرق ایالات متحده‌ی آمریکا، واقع در جنوب کوه‌های آپالاچی که دربرگیرنده‌ی چندین منطقه از ایالت‌هایی است‌که در مجاورت یکدیگر قرار دارند. این مناطق عبارت‌اند از: شمال شرقی آلاباما، شمال غربی جورجیا، شمال غربی کارولینای جنوبی، شرق تنسی، غرب ویرجینیا، شرق کنتاکی و جنوب غربی پنسیلوانیا.
[2] «فیلمی از اعتراضات در ویسکانسین». عبارت داخل گیومه لینکی از یک ویدئوکلیپ است‌که جنبش حقوق شهروندی (به‌رهبری مارتین لوتر کینگ) و شباهت‌های تاریخی آن با ‌جنبش کنونی در ویسکانسین را به‌تصویر می‌کشد.

کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

 

دستمزد 91
ز ريش ِ به دم ِ تيغ
داده از بيخ
چه مانده كه ؟
با افزايش پوشالي دستمزد –
به ريشمان مي خندند.
آه...
به دم ّ تيغ اگر
تفرقه را –
مي داديم.
 
15 فروردين 91
فلزبان



"نگاه"

در ميدان ِ شهر
در بازار
در دكه هاي كوچك پس كوچه ها
به اقتدارِ بي چون و چراي –
قيمت ها انديشم
به سنگر-
به جنگ –
به خاكريزهاي 28 هزار توماني
به دست هاي خالي و باد،
به آسمان نگاه مي كنم
و سفره هاي كوچك ِ خالي –
كه باد –
به رقصشان آورده
به رقص مي انديشم
و روزگار –
كه به رقصمان آورده.
 

15 فروردين 91
فلزبان

"گزارش"
پرسيد:
زندان چه گونه بود؟
گفتم:
تلنگري نخوردم و خونم –
زمين نريخت.
خون زبان منصور
جان نحيف محمود
بيماري رضا
و اسارت مددي
من راست گفته بودم،
اما –
آبرويم نداشته ام –
افتاد بر زمين؛
در تصادفم با
اتوبوس ِ واحدي.
 
7 آذر 90
فلزبان

 


"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد


"اول ماه مه"

 من در توام

و تو در من

و امتزاج ما

معناي فراخ

حتا –

در سلولي تنگ

 

فلزبان

16 فروردين 91

 

بر چادر نشسته ايم

اين است مزدي كه خدايان سود
بر ما
نازل كردند
بارش دود گرسنگي
در شب بهره كشي
بر اين سلوك اعتراض كرديم
در شيكاگو فريادمان را به اين توحش مقدس
با گلوله جواب دادند
و در ليون و پاريس با يك خروس قندي
و چتري وارونه بر سر برهنه مان
در برلين با صليب شكسته و ...
تولد گل سرخ بر لجنزار اشرافيت را افراطي گري نام نهادند
و تابلوي رويش ممنوع بر دروازه هاي جهان آويختند
تار و پود نقش متحدمان بر دارقالي زندگي جمعي را بر نتافتند
و هر رنگمان را بر داري آويختند
فاجعه ي دنياي وارونه را بديهي ترين نمود رشد ناميدند
جغد هاي هرزه نويس اين برده داران عصر فروش و قمار بزرگ
طبيعت را فروختند
انسان را فروختند
حقيقت را فروختند
سود كارمان را سرمايه نام نهادند و فروختند
بهشت را فروختند
و در آخر بر سر سفره و لباس تن و سرپناهمان با هم به قمار نشستند
اين سوداگران آز پيشه يك درصدي
در اين شب مهيب بهره كشي
اينك بر چادر نشسته ايم
مقابل ديوار وال استريت در نيويورك
ميان ميدان التحرير در قاهره
و در همه ي خيابان هاي لندن, پاريس,آتن, رم , مادريد , ليسبون ... تا سئول
و همه ي كمپ هاي كارگري
و حلبي آباد هاي اين زمين ناامن
و همچنان به جرم ساختن چتري واقعي
براي رهايي از تگرگ سياه گرسنگي
باتوم را , وگاز فلفل و زندان و مرگ را باز تجربه مي كنيم
تا برآمدن صبح برابري

علي يزداني


 سایت جنبش کارگری آزادی ابراهیم مددی را به اعضای سندیکای واحد، طبقه کارگر ایران و خانواده ابراهیم مددی تبریک می گوید

کارگر زندانی آزاد باید گردد
امروز30فروردین ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه از زندان آزادشد.
براساس این گزارشات، خانواده، اقوام، آشنایان ابراهیم مددی و دهها نفر از رانندگان شرکت واحد با لباس کار و دسته گل و شیرینی در مراسم استقبال وی مقابل زندان اوین حضور بهم رساندند.
استقبال کنندگان ابراهیم مددی وخانواده اش را تا منزلشان همراهی کردند. منصوراسالو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه همراه با چندتنی دیگر از همکاران، دوستان، آشنایان و خانواده هایشان درمنزل ابراهیم مددی به این جمع پیوستند و تا پاسی ازشب درکنار همدیگر بودند.

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

شعر و ادبیات کارگری

کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

كودكان در نيمه شب به جاي كاميون بار حمل مي‌كنند

ایلنا: يك فعال حقوق كودكان كار اعلام كرد: به دليل سنگ‌فرش كردن خيابان ناصرخسرو تهران، امكان استفاده از وسيله نقليه براي حمل بار مقدور نيست و كسبه از نيمه شب تا صبح از كودكان براي خالي كردن بار ماشين‌ها و...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here