گروه ترجمهی سایت جنبش کارگری: مبارزهی طبقاتی با تبلیعات تلویزیونی و کیلیکِ موس یا انتشار روزنامه بهپیروزی نمیرسد....
از آغاز بحران مالی و انتخاب اوباما در پائیز 2008 تاکنون دو رویداد عمده توسط کارگران بهوقوع پیوسته که توجه الیت مالی آمریکا را بهخود جلب کرده است ـ اشغال کارخانهای بهنام «در و پنجره[سازی] ریبالیک»{1} (Republic Windows and Doors) در شیکاگو بهسال 2008 و اخیراً اشغال کاخ کنگره در ویسکانسین. هردو رویداد حمایت عظیم مردم را بهخود جلب نمود.

عکس از کن ایلییو: انبوه معترضانی که ساختمان کنگرهی ایالت ویسکانسین را اشغال کردهاند.
بههرحال، اینگونه وقایع نه تنها برای الیت اقتصادی ـکه اقتصاد ما را رهبری میکنندـ تهدیدی بهحساب میآمد، بلکه وضعیت چالشگرانهای بهرهبران ترقیخواه در واشنگتن نیز میدهد؛ ربط اینها با هم چگونه است؟ نافرمانی مدنی تودهوار و خودبهخودی و [نیز] عمل مستقیم و بیواسطه بهکارگران این اجازه را داد که امور را بهدست خود بگیرند و کارکرد عادی و مناسبات درونی خود را واژگون سازند.
بهمحض اینکه رئیس جمهور در سامبر 2008 وارد دفتر کارش شد، «کارگران متحد برق» (United Electrical Workers) که در کارخانهی (Republic Windows and Doors) ـواقع در شیکاگوـ کار میکردند، پس از اینکه بسته شدن کارخانه اعلام گردید، با اشغال آن همهی دنیا را شوکه کردند. اشغالکنندهگان همهی 8 شبانهروزی که کارخانه را در اشغال داشتند، بهمرکز توجه دولت، رسانههای ملی و بینالمللی، و نیز اتحادیههاییکه از اطراف جهان پیام همبستگی برای آنها میفرستادند، تبدیل شده بودند. حتی رئیس جمهور منتخب ـاز مرکز شیکاگو، فقط چند مایل دورتر از کارخانهـ حمایت خود را از کارگران اعلام داشت. کارگران نهایتاً در این امر موفق شدند که حساب بدهیهای قانونی کارخانه را از حساب «بانکِ آمریکا» (Bank of America) جدا کنند. درنتیجهی توجهاتی که بهاین مبارزه جلب گردید، کارگران این امکان را بهدست آوردند تا مالک تازهای برای بازگشایی و ادارهی کارخانه پیدا کنند.
علیرغم موفقیت در شیکاگو، [تاکتیک] اشغال کارخانهها توسط اتحادیهها دنبال نشد؛ و کارخانههای بسیاری با هزاران کارگر ـزیر نظر اوباما و بدون کوچکترین مقاومتیـ تعطیل شدند. جنبش ترقیخواهی نیز ـبرخلاف شیوهی فعالین آن در دورهی رکود اقتصادی در سال 1929ـ هیچ واکنشی در مقابل بحران اقتصادی نداشت. آنها درگیر اعتصابات و اقدامات تودهای برای اشغال کارخانهها ـکه [در سال 1933] بهطرح «نیودیل منجر» گردیدـ نشدند؛ و شیوهی نافرمانی مدنی را هم بهکار نبردند که در دههی 1960 حقوق شهروندی را برای آمریکاییهای آفریقاییتبار بهدنبال داشت. [بههرروی]، تلاش چندانی برای ایجاد همگامی با [تاکتیک] موفق در کارخانهی (Republic Windows and Doors) صورت نگرفت.
کریس تاونزِند مدیر باتجربهی اقدامات سیاسی در اتحادیه «کارگران متحد برق» میگوید: «کنفرانسهای پِرهزینهای برگزار میشد تا مردم در بارهی این حرف بزنند که چگونه میتوان یک جنبش ترقیخواهانه را ایجاد کرد؛ اما هرگز از من یا از کس دیگری از اتحادیه ما دعوت نشد تا دربارهی این حرف بزنیم که چگونه میتوان در رابطه با کشمکش با بانکها بههمان نتیجهای رسید که کارخانهی (Republic Windows and Doors) را بهپیروزی رساند». وی ادامه میدهد:«در عوض، جنبش ترقیخواه درست بههمان دستورالعملها، مشاوران پرهزینهی رسانهای و روابط آشنایی بازگشت که نتایج مأیوسکنندهی خودرا در دورهی کلینتون و قبل از آن در دورهی کارتر نشان داده بود».
[بدینسان]، گفتگو از اقدام مستقیم و غیرخشونتآمیز تا هنگامی که حوادث̊ کارگران بخش دولتی در ویسکانسین را بهخیزش واداشت، عملاً وجود نداشت. چنین بهنظر میرسد که فرماندار اسکات واکر در مسیر خود برای درهم کوبیدن اتحادیههای بخش دولتی در ویسکانسین بود ـ که ناگاه چیز غیرمنتظرهای اتفاق افتاد. تظاهراتکنندگان کاخ کنگرهی ایالتی را اشغال کردند؛ [این واکنش] باعث شد که 14 سناتور حزب دموکرات از ایالت بگریزند و مجلس قانونگزاری ایالت ویسکانسین عملاً تعطیل شود. جریان اشغال ساختمان کنگرهی ایالتی ویسکانسین الیت سراسر کشور را شوکه کرد و فرمانداران ایالتهای ایندیانا، میشیگان، فلوریدا و آیوا را مجبور کرد تا دست از تجاوز بهحقوق کارگران بردارند.
من بهوسطهی دهها مصاحبهای که در متن مسائل ویسکانسین با آدمهایی انجام دادم که درگیر اعتراض در سطوح مختلف بودند، بدون هیچگونه ابهامی برایم روشن شده استکه اعتراضات ـدر مراحل اولیهـ نه از بالا بهپایینِ سازمانهای کارگری و حتی نه توسط رهبران کارگری محلی در ویسکانسین؛ بلکه توسط فعالین و خودِ کارگران شروع شد. این درحالی که رهبران سازمانهای محلی در پیشبرد اعتراضات بیاثر نبودند، [اما] ابعاد و شدت اعتراضات چنان وسیع بود که این رهبران ظرفیت سازماندهی آن را نداشتند.
تاریخ انتشار: پنجم مارس 2011
لینک مقاله:
پانوشت ها:
[1] لینکهای زیر دربارهی اشغال کارخانهی «ریپالیک» در شیکاگوست:
http://www.etehadbinalmelali.com/HTML_1/12_12_08/Shikago.htm














