خود فیلم البته، بی شک، بیشتر در حال شکایت و تأسف از مقوله هماهنگ کردن و یک شکل سازی بود تا ابراز ناراحتی از یکی از مدلهای تجاری خاص IKEA، چرا که اشباع بودن بازار IKEA همیشه تا حدی به عنوان تشکر توام با ستایشی از پارهای صفات و شخصیت سازیهای ویژه به ظاهر انسانی [این کمپانی]، در نظر گرفته میشده است. مستقر در سوئد، آرم عظیم زرد و آبی [این کمپانی] برای مشتریان به عنوان نماد یکی از محدود شرکتهای ضدّ کمپانی والمارت (Walmart) در دنیا شناخته شده بود. شرکتی که طعم سوسیالیست اسکاندیناویایی آن، طوری ظاهر گشته بود تا به ما این اطمینان را بدهد که با کارگران خود رفتاری احتمالاً بهتر در مقایسه با بسیاری از شرکتهای چند ملیتی دیگر دارد، که در نتیجه حالتی از خرید کردن بدون احساس گناه را برای آمریکاییان به وجود میآورد. یا [حداقل] اینطور به نظر میرسید تا درست همین هفته که نشریه لوس آنجلس تایمز (Los Angeles Times) داستان ناگواری را در مورد کارخانه IKEA واقع در منطقه دانویل (Danville) ایالت ویرجینیا منتشر ساخت.
متن منتشر شده به اتّهامات مطرح شده علیه این کمپانی در رابطه با تبعیض نژادی نگاهی انداخته؛ شکایات کارمندان در مورد بدرفتاریهای محیط کار را آشکار ساخته؛ و به بررسی چگونگی تلاشهای IKEA، به سبک کمپانی والتن (Walton)، در ضربه زدن و به شکست کشاندن کوششها جهت سازماندهی اتحادیه، پرداخته است. با در نظر گرفتن توأمان همه این موارد، چنین ادعاها و اظهاراتی یکی از گزارههای منحصر بفرد IKEA در امر فروش اجناسش را به شدت تضعیف کرده، و در این روند، آشکارا نشانگر در پیش گرفتن نوع جدیدی از یک حرکت و روند اقتصادی آزار دهنده است - روندی که اکنون حتی شرکتهایی را که از نظر ما بیشترین میزان هوشیاری و توجّهات اجتماعی را در مقایسه با دیگر شرکتها از خود نشان میدادند را نیز به طرز بغرنجی به دام خود انداخته است.
مطالب درج شده در گزارش نشریه تایمز (Times) داستان آزاردهنده ایست از چرائی تصمیم اولیه IKEA در گشایش کارخانهای در ایالات متحده. این تصمیم به هیچ عنوان به جهت استفاده از نیروی کار ماهر و پر بازده ما نبود - همان شهرتها و ویژه گیهای مثبتی که یکبار بخش تولیدی ما را به حرکت دراورد و باعث شکل گیری طبقه متوسط ما گشت. در عوض و [درست برعکس]، چنین تصمیمی به جهت بهره برداری از روند سقوط سطح حقوقها و همچنین [سیاستها و برنامه های] حمایتی بسیار ضعف از کارگر، اتخاذ شده بود.
اگرچه کارخانههای این شرکت در سوئد همان قفسه کتابهایی را تولید میکنند که در کارخانه مستقر در ویریجینیا ساخته میشود، نشریه تایمز (Times) این نکته را متذکر میشود که "تفاوت بزرگ در این است که اروپاییان از دریافت حداقل دستمزد ۱۹$ در ساعت و قانون دولتی استفاده از ۵ هفته تعطیلات همراه با حقوق لذت میبرند، در حالیکه کارگران تمام وقت در منطقه دانویل (Danville) ویرجینیا با ۸$ در ساعت کار خود را آغاز میکنند و از تنها ۱۲ روز تعطیلی برخوردارند." - که البته تمام این بحث هنوز شامل یک سوم کارگران منطقه دانویل (Danville) نمیشود که به خاطر قراردادی بودن و استخدام شدن از طریق آژانسهای کاریابی موقت، حقوق بسیار کمتری را دریافت میکنند.
انگیزه IKEA در استثمارگری و بهره برداری تداعی کننده خاطراتی از جک ولش، مدیر شرکت جنرال الکتریک (General Electric's Jack Welsh) است. او سخن مشهوری دارد که گفته بود در دوران بدون حضور اتحادیههای قدرتمند دولتی و با وجود انواع استانداردهای مربوط به تجارت آزاد، شرکاتهایی که مدام در پی افزایش سطح سود خود هستند، به این نقطه ختم خواهند شد که "هر تک کارخانهای را که شما صاحبش هستید در داخل یک کرجی (قایق) خواهند گذاشت" و همه دنیا را به دنبال یافتن پایینترین سطح حقوق و شرایط کاری خواهند چرخید، با علم به این موضوع که دیگر [با مشکلی] به نام هزینه تعرفهها مواجه نخواهند بود.
و این دقیقاً چیزیست که سابقا بسیاری از تولیدکنندگان آمریکایی انجام دادند و ایالات متحده آمریکا را زمانیکه که پیمان نفتا (NAFTA) امضا شد و چین هزینه تعرفهها را کاهش داد، به سوی آن کشور (چین) ترک کردند، و احتمالاً [حتی] بیشتر از این را نیز انجام خواهند داد اگر که طرح جدید پیمان تجارت آزاد کلمبیا (Colombia)، ارائه شده توسط دولت رئیس جمهور اوباما، به تصویب کنگره برسد. این همان چیزیست [که در حال حاضر] شرکتها با ترک چین و رفتن به سوی نقاطی با حق دستمزد حتی بسیار پایین تر[از چین] نظیر ویتنام و کره شمالی در حال انجامش هستند. IKEA نیز با منتقل کردن امکانات و ابزار تولیدیش از سوئد به ویرجینیا عمل کاملا مشابهی را انجام داد (و احتمالاً اگر که کارگران منطقه دانویل نیز جسارت کنند و قدری احترام و امکانات طلب نمایند، [این شرکت] خود را به مکان دیگری منتقل خواهد کرد).
بی شک، منطقه دانویل فرصتهای شغلی جدیدی را در این شرایط دیده است، اما این فرصتهای شغلی جدید تنها جایگزین مشاغل تولیدی با دستمزد بالای این شهر شدند که در گذشته و در نتیجه پدیده مشابهی همگیشان از بین رفتند. این امر بدین معناست که کارگران شهر دانویل همه چیز را در جریان این معامله از دست داده اند، چنانکه کارگران در سراسر آمریکا و در گوشه و کنار جهان در جریان مسابقه خانمان براندازی موسوم به کاهش دستمزدها تا نهایت ممکن، در حال از دست دادن همه چیز خود هستند.
زمانی که حتی آخرین شرکتهای [نسبتا] پاک بینی همچون IKEA نیز به این رقابت میپیوندند، این نشانه ایست از این مهم که کارگران همه کشورها به چیزی بسیار متفاوت تر از [ تنها به سادگی ارائه دادن مقوله] تجارت "آزاد" نیازمندند.
مترجم: کیوان شفیعی
۱۴ آوریل ۲۰۱۱
منبع: الترنت (AlterNet)














