جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار واکر (Walker) مبنی بر تخریب و ورشکست کردن اتحادیه‌ها به تصویب برسد را در دستور اجرایی کار خود قرار داده است.
یک اعتصاب عمومی‌ در ویسکانسین؟ مطمئناً [طبق باور عموم]، این تیپ از حرکات تنها در [جایی‌ مثل] فرانسه یا ایتالیا یا یونان [می‌ تواند] اتفاق بیفتد.
اما چنین چیزی در اینجا نیز اتفاق افتاده است. معروفترین آنان، اعتصاب عمومی‌ ۱ می ۱۸۸۹ است که در آن سازمان "ای.اف.ال" (AFL) برای دستیابی به حق ۸ ساعت کار [در روز]، فراخوان یک اعتصاب سراسری را داد. حدود سه چهارم جمعیت یک میلیونی کارگران در آن روز دست به اعتصاب زدند. شهر سیاتل نیز شاهد یک اعتصاب عمومی‌ در سال ۱۹۱۹ بود و به همین شکل شهر سن فرانسیسکو نیز در سال ۱۹۳۴. همچنین، در سال ۱۹۴۶، اتحادیه‌های بزرگ صنعتی شامل "کارگران صنایع خودرو سازی، کارگران صنایع فولاد، و کارگران صنعت برق" اعتصاب بزرگی‌ را رهبری کردند که ۵ میلیون کارگر را به خیابانها آورد.
آنچه در این میان شهرت کمتری یافته است این [مهم] است که اعتصاب عمومی‌ آن سال [(۱۹۴۶)]، شش شهر بزرگ آمریکا را در بر گرفت - پاسخی [محکم] به حمله خشن و حریصانه کارفرمایان حد متوسط برای از بین بردن حق اعتراض و چانه زنی‌ جمعی. این تعرض و اهانت کارفرمایان از همان لحظه شروع جنبه سیاسی داشت - زدن زخمی کاری بر پیکره قدرت اتحادیه، که معمولاً [چنین عملی‌] از حمایت و پشتیبانی دولت محلی و دولت ایالتی‌ برخوردار است.
اعتصابات بخش‌های میانی آمریکا
جنبشهای کارگری محلی، اعتصابات عمومی‌ در حمایت از ماشین کاران [(کارگرانی که با یک ماشین یا دستگاه خاص کار می‌‌کنند)] شهرهای استمفورد (Stamford) و کنتیکت (Connecticut) ؛ کارمندان خدمات شهری در روچستر (Rochester)، نیویورک (New York)، و هیوستن (Houston)؛ کارگران حمل و نقل در لنکستر (Lancaster) و پنسیلوانیا (Pennsylvania)؛ کارگران صنعت برق در پیتسبورگ (Pittsburgh)؛ و کارمندان جزٔ در اکلند (Oakland) و کالیفورنیا (California) را رهبری کردند.
کارگران در این شهرها شاهد حمله کارفرمایان به یک گروه از اعتصاب کننندگان بودند که این امر دوری از تهاجم به همه اتحادیه‌ها در شهر را گشود، و گرچه این حملات با حمایت شهرداران و فرماندارانی که حامی‌ مدیران بودند نیز مواجه شد اما، [نیروی] اعتصابات، آنان را وادار به عقب نشینی ساخت.
زمانیکه شهردار استمفرد با [پیشنهاد] استفاده از نیروی پلیس برای شکستن صفوف کارگاران ماشین کار در برابر ورودی قفل شده کارخانه، واقع در منطقه "ییل و تاون" (Yale & Towne) مخالفت کرد، فرماندار ایالت کنتیکت به درخواست [مشابه] [مسوییلین] این کمپانی، از طریق استفاده از نیروی پلیس ایالتی‌ برای حمله به [صفوف] اعتصاب کنندگان، پاسخ مثبت داد. این ماجرا [به سرعت] دهان به دهان و از منطقه‌ای به منطقه دیگر پیچید و در نتیجه آن، صبح روز بعد، کارگران دست به راهپیمایی در مرکز شهر زدند که به تظاهراتی بسیار عظیم بدل گشت و اعتصاب عمومیشان را به اوج خود رسانید. سرانجام، کارگران "ییل و تاون" (Yale & Towne) پیروز شدند و هرآنچه را که تقاضا کرده بودند به دست آوردند.
در شهر اکلند (Oakland)، اعتصاب با ترک کردن محل کار توسط کارمندان جزٔ دو فروشگاه بسیار بزرگ آغاز شد. وقتی‌ که مسئولین شهر نیروهای پلیس را برای شکستن اعتصاب وارد صحنه کردند، متصدیان تراموای شهری و به دنبالشان رانندگان اتوبوس و کامیون و وانتبار، بلافاصله و به راحتی‌ ماشینهای خود را متوقف کردند. به گفته یکی‌ از اعتصاب کنندگان: "با به هم گره خوردن هزاران نفر در قلب شهر که مساله "کار" عامل اصلی‌ اتصالشان بود، برای یک اعتصاب عمومی‌ فراخوان داده شد." اعتصاب از بلوکی به بلوکی دیگر در محله‌های کارگری نشین گسترش یافت و دیری نپایید که رهبران اتحادیه‌های شهر به طور رسمی‌ آن را اعلام کردند.
در دهه ۱۹۴۰، کارگران و کارمندان عمومی‌ [(خدمات شهری و دولتی)] بر طبق قانون از حقوق مذاکرات دسته جمعی کارمندان با کارفرما برخوردار نبودند. اما در شهرهای هیوستون (Houston) و روچستر (Rochester)، اتحادیه‌ها و یا به عبارتی انجمنهای کارمندی، افزایش دستمزد و امنیت شغلی‌ در برابر موج رو به گسترش اخراجها - زیرا که بودجه شهری به سبب بازگشت سربازان از جنگ و افزایش میزان بیکاری، تحت فشار شدید بود - را تقاضا کردند. بسیج توده‌ای کلید اصلی‌ آغاز هر عملی‌ بود. در هر دو شهر، کارگرانی که دست به اعتصاب زده بودند اخراج شده بودند و نیروی پلیس نیز وارد عمل شده بود. اعتصاب عمومی‌ یک روزه شهر هیوستون به عنوان "تعطیلات کار" نامیده شده بود و در مجموع، کم یا زیاد، ناموفق بود. [اما] در شعر روچستر، اعتصاب مشابه یک روزه‌ای تمام شهر را فلج کرد. [در نتیجه]، هم کلیه احکام اخراج لغو شد و هم کارگران و کارمندان در [مبارزه برای] به دست آوردن حق عضویت در اتحادیه پیروز گشتند.
اعتصاب در دیگر شهرها نیز داستان نسبتا مشابهی‌ دارد، چنانکه گاه فرخوانی رسمی‌ به اعتصاب از ابتدا صادر شده و گاهی‌ نیز اعتصاب در پی‌ مجموعه از رویدادهای در حال وقوع رخ داده است. اما همیشه این خود اتحادیه‌های محلی و محلات کارگری نشین بوده اند که شمار شرکت کنندگان را دگرگون کردند. آن اعتصابها [از ابتدا عمدتاً] اعتصابات اعلام اتحاد و همبستگی‌ بودند که اما بلافاصله جنبه سیاسی پیدا کرده و دولتهای محلی را به مقابله طلبیده و همگیشان را وادار به عقب نشینی کردند. عمده این اعتصابات پیروز شدند؛ یعنی‌ حمله مدیران را از سر گذرانده و دولتمردان شهری را مجبور ساختند تا حمایت خود را از کارفرمایان بردارند.
یکی‌ از ارزشمندترین جنبه‌های یک اعتصاب عمومی‌ در این است که نشان می‌‌دهد تا چه حد مقوله "کار و کارگر" برای اداره یک شهر ضروری و حیاتیست. وقتی‌ که کارگران در سن فرانسیسکو دست به اعتصاب زدند، یکی‌ از تاریخ نگاران در مورد این اعتصاب گفت: "ماشین غول آسای تجارت فاقد هر جنبه‌ای از حیات بوده و کشتی‌ شکسته‌ای بیش نبود که کارگران دستش را کوتاه ساختند."
چگونه اروپا این کار (اعتصاب) را انجام می‌‌دهد
با نگاهی‌ به اخبار و گزارشات درمورد اعتصابات عمومی‌ در اروپا، شما شاید به این فکر بیفتید که تنها بر اساس فراخانهای تند و آتشین مقامات رسمی‌ است که جمعیت به داخل خیابان کشیده می‌‌شود. اگر قدری نزدیکتر به موضوع نگاه کنید، خواهید دید که این حرکت اغلب در ارتباط با گروه‌های خاصی‌ در مناطق محلیست که رهبری جریان را در دست دارند - به عنوان مثال کارگران متروی پاریس. چنین گروه‌هایی‌ هستند که شهر را متوقف می‌‌کنند و به فاصله کوتاهی‌ هم، تمامی جمعیت پراکنده می‌‌شوند.
در اواسط دهه ۱۹۹۰، به فاصله کوتاهی پس از یکی‌ از سری چندین اعتصاب سراسری یکروزه در اسپانیا، من از یکی‌ از مقامات صاحب سمت بالا در اتحادیه در مورد چگونگی‌ شکل‌گیری و سازماندهی این حرکت پرسیدم که؛ آیا هر کسی‌ تنها با اشاره‌ای (از طرف شما) محل کار خود را ترک کرده یا دست از کار می‌‌کشد؟ و او گفت نه. کارگران دارای بهترین سطح سازماندهی در بخش حمل و نقل، یا در بخش بارانداز و لنگرگاه، و یا در کارخانجات بزرگ، اولین گام حرکت در ترک محل کار را برداشته و همگیشان دست به راهپیمایی به داخل شهر می‌‌زنند، و در ادامه، شاغلین کارگاههای کوچکتر و فروشگاهها بیرون می‌‌آیند و از بخشهایی که از کمترین میزان سازماندهی برخودارند حمایت می‌‌کنند تا آنان نیز دست از کار کشیده و محل کارشان را ترک کنند. مقامات رسمی‌ اتحادیه تنها در میادین آماده اند تا سخنرانیهای خود را ارائه دهند. این اعتصابها اگر که رهبران بالا فراخوان ندهند و آمادگیهای لازم برای آن را به وجود نیاورند، اتفاق نخواهند افتاد، اما این خود مردم هستند که شتاب و قدرت اصلی‌ را به این رهبران می‌‌دهند.
تجمع و غلظت کارگران
فدراسیون کار بخش جنوب مرکزی مدیسون برای یک اعتصاب عمومی‌ "فراخوان" نداد. تنها ۹۷ اتحادیه وابسته به آن توانستند به طور رسمی‌ دست به یک اعتصاب بزنند. فدراسیون نیز، در عملی‌ معقولانه، برای آموزش اجرای چنین رویداد پیشگامانه‌ای فراخوان به یک دوره آموزشی داد.
اعضای اتحادیه‌های مدیسون، شتاب و سرعت [خوبی‌] را در انتقال تجربیات بسیاری در طول [ تنها] چند هفته داشته اند، و از حمایت اجتماعی خوبی‌ نیز، با نسبت ۲ به ۱، نه تنها در ویسکانسین بلکه در سراسر کشور برخوردار بوده اند. اما، منطقه مدیسون نکاتی‌ در خود دارد که اغلب جنبه کلیدی را برای یک اعتصاب عمومی‌ موفقیت آمیز داشته و آن همانا تراکم و غلظتی غیر معمول از کارگران سازماندهی شده است.
منطقه مدیسون شاید فاقد کارخانجات عظیم، سیستمهای راه آهن مرکزی، و اسکله‌های شلوغ و پر رفت و آمدی باشد که اعتصابهای عمومی‌ پیشین به عنوان ستون فقرات اصلی‌ خود بر روی آنان تکیه می‌‌کردند. ویژگی‌ اصلی‌ که اما این منطقه دارد، آن هم به عنوان یک مرکز حکومتی و یک مرکز دانشگاهی، تراکم و غلظت بسیار بالای کارگران و کارمندان عضو اتحادیه در بخشهای عمومی‌، اجتماعی، و دولتیست که همگیشان در قلب شهر و در بخشهای بسیار مهم و در حال کار دولتی حضور دارند.
بگذارید کارگران و کارمندان با جسم و ذهن خود دست از کار بکشند و آنگاه است که همه اهمیت شاغلین بخش دولتی و خدمات اجتماعی در زندگی‌ روزانه را خواهند دید. اگر کارمندان بخش خصوی نیز به این حرکت ملحق شوند، کشور آمریکا درس جدیدی را خواهد آموخت از اینکه اثر وجودی چه کسی‌ برای جامعه واقعا اساسی‌ و ضروریست و چرا این امری بسیار معقول و منطقیست که این افراد باید از درآمدی شرافتمندانه و شرایط کاری مناسبی برخوردار باشند.
چه کسی‌ اکنون در آن بالاست؟
[اما در این بین] نکته دیگری هم وجود دارد. همانطور که مردم ویسکانسین از تاریخ شخصیشان می‌‌دانند (تاریخ منطقه شان)، سیاست آمریکا فرار و بخارشدنیست - یک روز سناتور "باب لا فولت جونیور" (Bob La Follette ,Jr) طرفدار حقوق کارگر بر سر کار است و روزی دیگر سناتور "جو مک کارتی" (Joe Mc Carthy) [دست راستی‌]. در ماه نوامبر، "اسکات واکر" (Scott Walker) در حال تاخت و تاز و دست یافتن به شهرت و محبوبیت بود و امروز میزان محبوبیت او به چاه توالت سرازیر شده است.
سال گذشته، [فضا در اختیار] حزب "تی پارتی" (Tea Party) حمایت شده با میلیاردرهایی نظیر "برادران کوچ" (Koch Brothers) که اخبار و رسانه‌ها را تحت کنترل و سیطره خود داشتند بود. [اما] این ماه، کشور در مورد لایحه ۱۰۱ مربوط به حق چانه زنی‌ جمعی کارمندان با کارفرما و معنایش برای زندگی‌ کارگران و کارمندان نیز آموخته است.
وقتی‌ که کارگران هرچه عظیم تر در هم تنیده شده و متحد شوند، [آنگاه]، بانکداران انگل، کارفرمایان خوش پوش و خوش ظاهر، میلیاردرهای [به ظاهر] طرفدار آزادی فردی، و جیره خواران سیاسی همچون [فرماندار] واکر، را بر سر جای و اندازه خود خواهند نشاند. یک اعتصاب عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌، قادر است تا تغییرات شگرفی را در چشم انداز سیاسی سطح کشور به وجود آورد.

مترجم: کیوان شفیعی

منبع: لیبر نتز (LABORnotes)

تاریخ انتشار: ۱۸ مارس ۲۰۱۱

---------------------
"کیم مودی" (Kim Moody) مدیر سابق نشریه "لیبر نتز" (Labor Notes) است که در حال حاضر در کشور انگلستان زندگی‌ می‌‌کند.

http://www.labornotes.org/2011/03/general-strike-heartland

 

کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

 

دستمزد 91
ز ريش ِ به دم ِ تيغ
داده از بيخ
چه مانده كه ؟
با افزايش پوشالي دستمزد –
به ريشمان مي خندند.
آه...
به دم ّ تيغ اگر
تفرقه را –
مي داديم.
 
15 فروردين 91
فلزبان



"نگاه"

در ميدان ِ شهر
در بازار
در دكه هاي كوچك پس كوچه ها
به اقتدارِ بي چون و چراي –
قيمت ها انديشم
به سنگر-
به جنگ –
به خاكريزهاي 28 هزار توماني
به دست هاي خالي و باد،
به آسمان نگاه مي كنم
و سفره هاي كوچك ِ خالي –
كه باد –
به رقصشان آورده
به رقص مي انديشم
و روزگار –
كه به رقصمان آورده.
 

15 فروردين 91
فلزبان

"گزارش"
پرسيد:
زندان چه گونه بود؟
گفتم:
تلنگري نخوردم و خونم –
زمين نريخت.
خون زبان منصور
جان نحيف محمود
بيماري رضا
و اسارت مددي
من راست گفته بودم،
اما –
آبرويم نداشته ام –
افتاد بر زمين؛
در تصادفم با
اتوبوس ِ واحدي.
 
7 آذر 90
فلزبان

 


"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد


"اول ماه مه"

 من در توام

و تو در من

و امتزاج ما

معناي فراخ

حتا –

در سلولي تنگ

 

فلزبان

16 فروردين 91

 

بر چادر نشسته ايم

اين است مزدي كه خدايان سود
بر ما
نازل كردند
بارش دود گرسنگي
در شب بهره كشي
بر اين سلوك اعتراض كرديم
در شيكاگو فريادمان را به اين توحش مقدس
با گلوله جواب دادند
و در ليون و پاريس با يك خروس قندي
و چتري وارونه بر سر برهنه مان
در برلين با صليب شكسته و ...
تولد گل سرخ بر لجنزار اشرافيت را افراطي گري نام نهادند
و تابلوي رويش ممنوع بر دروازه هاي جهان آويختند
تار و پود نقش متحدمان بر دارقالي زندگي جمعي را بر نتافتند
و هر رنگمان را بر داري آويختند
فاجعه ي دنياي وارونه را بديهي ترين نمود رشد ناميدند
جغد هاي هرزه نويس اين برده داران عصر فروش و قمار بزرگ
طبيعت را فروختند
انسان را فروختند
حقيقت را فروختند
سود كارمان را سرمايه نام نهادند و فروختند
بهشت را فروختند
و در آخر بر سر سفره و لباس تن و سرپناهمان با هم به قمار نشستند
اين سوداگران آز پيشه يك درصدي
در اين شب مهيب بهره كشي
اينك بر چادر نشسته ايم
مقابل ديوار وال استريت در نيويورك
ميان ميدان التحرير در قاهره
و در همه ي خيابان هاي لندن, پاريس,آتن, رم , مادريد , ليسبون ... تا سئول
و همه ي كمپ هاي كارگري
و حلبي آباد هاي اين زمين ناامن
و همچنان به جرم ساختن چتري واقعي
براي رهايي از تگرگ سياه گرسنگي
باتوم را , وگاز فلفل و زندان و مرگ را باز تجربه مي كنيم
تا برآمدن صبح برابري

علي يزداني


 سایت جنبش کارگری آزادی ابراهیم مددی را به اعضای سندیکای واحد، طبقه کارگر ایران و خانواده ابراهیم مددی تبریک می گوید

کارگر زندانی آزاد باید گردد
امروز30فروردین ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه از زندان آزادشد.
براساس این گزارشات، خانواده، اقوام، آشنایان ابراهیم مددی و دهها نفر از رانندگان شرکت واحد با لباس کار و دسته گل و شیرینی در مراسم استقبال وی مقابل زندان اوین حضور بهم رساندند.
استقبال کنندگان ابراهیم مددی وخانواده اش را تا منزلشان همراهی کردند. منصوراسالو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه همراه با چندتنی دیگر از همکاران، دوستان، آشنایان و خانواده هایشان درمنزل ابراهیم مددی به این جمع پیوستند و تا پاسی ازشب درکنار همدیگر بودند.

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

شعر و ادبیات کارگری

کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

كودكان در نيمه شب به جاي كاميون بار حمل مي‌كنند

ایلنا: يك فعال حقوق كودكان كار اعلام كرد: به دليل سنگ‌فرش كردن خيابان ناصرخسرو تهران، امكان استفاده از وسيله نقليه براي حمل بار مقدور نيست و كسبه از نيمه شب تا صبح از كودكان براي خالي كردن بار ماشين‌ها و...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here