اما اگر این اقدام یک عقب نشینی است، عقب نشینی در مقابل چه کسی است؟ در مقابل اتحادیه های بین المللی؟ در مقابل اعتراضات جهانی؟ در مقابل سازمان جهانی کار؟ نه. همه این عوامل در سالهای گذشته اسارت اسالو نیز حضور داشتند و چه بسا به مراتب بیشتر، مصرانه تر و پیوسته تر خواهان آزادی اسالو نیز بودند. با این حال نظام نه تنها هیچگاه حاضر به آزادی اسالو نشد، بلکه حتی از مرخصی درمانی به او نیز خودداری ورزید. آیا این عقب نشینی در مقابل جنبش کارگری ایران است؟ آری و نه. جنبش فی الحال موجود کارگری ایران چنان خیزش قابل توجهی از خود نشان نداده است که منجر به وحشت حاکمان و عقب نشینی آنان شود. در عین حال تهدید این جنبش هیچگاه به اندازه امروز واقعی نبوده است. جنبش کارگری ایران امروز بیش از تمام سالهای اخیر از هویتی روشن برخوردار است. آنچه امروز این جنبش را از دیروز آن متمایز می کند، ظرفیت عظیم آن است که دیگر چندان هم نهفته نیست. ظرفیتی که گر چه هنوز در تهران آشکار نشده است، در تونس و قاهره و اسکندریه اما با قدرت تمام خود را به نمایش گذاشت. اگر جنبش کارگری مصر و تونس میتوانند رژیمها را جا بجا کنند، چرا جنبش کارگری ایران نتواند. جنبش مستقل کارگری ایران امروز هم هنوز جنبشی کوچک است، اما در پرتو نورافکن میدان التحریر سایههای هیبت انگیز این جنبش نه تنها بر دیوارهای زندانها نقش بسته است، بلکه حتی از پنجره های ساختمانهای وزارت اطلاعات و قوه قضائیه و دولت نیز بر میز کار حاکمان افتاده است. این آن تهدید واقعی است که به آزادی اسالو انجامیده است.
جنبش کارگری ایران ثمره شیرین خیزش کارگران مصر و تونس را می چشد. این شیرینی بر این جنبش، بر اسالو و خانواده عزیزش، بر تک تک مبارزان سندیکای واحد و بر همه فعالین صدیق جنبش کارگری گوارا باد.
بهمن شفیق، وحید صمدی، عباس فرد
13 خرداد 1390
3 ژوئن 2011
http:omied.de














