جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

Displaying items by tag: اول ماه مه

به‌دنبال صدور قطعنامه مشترک تعدادی از تشکلهای کارگری در ایران به مناسبت روز جهانی کارگر، موجی از مصادره جنبش کارگری توسط جنبش سبز به راه افتاد. این جنبش ورشکسته اکنون در سودای آن است که با سوء‌استفاده از مبارزه طبقه کارگر ریشه‌های خشکیده خود را با خون مبارزان این طبقه آبیاری کند. سیاست بازان بی‌شرمی که در بیانیه خود به مناسبت روز جهانی کارگر حتی از طرح خواست آزادی کارگران زندانی نیز خودداری کرده‌اند و آشکارا به تبلیغ سیاست نئولیبرالی و دست راستی شناخته شده «اول رشد اقتصادی، بعد اشتغال» می پردازند، اکنون وقیحانه به سمت مصادره جنبش کارگری خیز برداشته اند و در پخش اخبار مربوط به قطعنامه تشکلهای کارگری اینگونه وانمود می‌کنند که گویا قطعنامه تشکلهای کارگری در رابطه با آنان قرار داشته است: «همزمان با اعلام حمایت شورای هماهنگی راه سبز امید در برپایی تجمعات کارگری در جهت احقاق حق و مطالبات کارگران، تشکلهای کارگری ایران نیز در بیانیه مشترکی با گرامی داشت روز کارگر اعلام داشته اند که کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی می دارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند».

این مقدمه چینی برای آن بود که پیاده نظام سبز به میدان آمده و کار مصادره جنبش کارگری را یک‌سره به فرجام برساند. این جریانات دست راستی ورشکسته اکنون دیگر رسما قطعنامه تشکلها را به «فراخوان تشکلهای کارگری برای گردهمایی های روز کارگر» تبدیل کرده‌اند و برای این گردهمایی‌ها ساعت و زمان و شعار نیز تعیین کرده اند. آن‌ها اعلام کرده‌اند که گردهمایی های کارگران در روز 11 اردیبهشت در تهران و شهرهای دیگر و با شعار های «مرگ بر دیکتاتور» و «زنده باد آزادی» برگزار می شود. این یک نقشه پلید، یک بیشرمی آشکار و یک حقه کثیف و ننگین بیشتر نیست. در هیچ یک از قطعنامه های تشکلهای کارگری معتبر نه به چنین تظاهراتهایی فراخوان داده شده است و نه چنین شعارهایی طرح گردیده است. جنبش ورشکسته سبز می‌خواهد طبقه کارگر را وارد میدانی کند که میدان او نیست.

 

رفقا، فعالین جنبش،

هیچ جنبشی نمی‌تواند اجازه دهد که زمان نبرد و روشها و ابزارهای نبرد وی را جنبشهای دیگر تعیین کنند. شعار یک جنبش در یک لحظه معین بیان هدف فوری و بلاواسطه آن است و جنبش کارگری امروز به هیچ وجه هدف فوری و بلاواسطه خود را تعیین تکلیف نهائی با نظام سیاسی حاکم قرار نداده است. چاهی که سیاست بازان و دلالان جنبش سبز بر سر راه طبقه کارگر و جنبش کارگری کنده اند، نبرد زودرسی را به این جنبش تحمیل خواهد کرد. نبردی که در هر صورت طبقه و جنبش ما در زمره بازندگان آن خواهند بود. نباید اجازه داد که محصول سالها کار و مقاومت و مبارزه صبورانه تک تک فعالین جنبش و مایه امید و سنگ بنای آینده جنبش قربانی مطامع حقه بازان سیاست بورژوائی گردد.

اول ماه مه روز جهانی کارگران است. این روزی است که باید نماد استقلال طبقه کارگر باشد. اجازه ندهید که این نماد استقلال طبقه، این روز پر افتخار، به نشانه ای از وابستگی این طبقه و جنبش آن به یک جنبش تماماً دست راستی بورژوائی مسخ شود. اجازه ندهید که چاکران درگاه سرمایه مردمی را به نام کارگران به مسلخ یک نبرد نابرابر بکشانند.

 

زنده باد اول ماه مه، روز جهانی کارگران

پایدار باد استقلال طبقاتی کارگران

 

عباس فرد، وحید صمدی، بهمن شفیق

10 اردیبهشت 90

30 آوریل 2010

 

به کارگران زندانی در ایران

دوستان عزیز

روز جهانی کارگر امسال نیز در حالی فرا می رسد که شما در زندان به سر می برید. ما می دانیم که از میان شما کمانگرها جانشان را در راه دفاع از حرمت انسانی‌ توده محروم فروشنده نیروی کار از دست داده اند و  برخی از شما اسالوها، مددی ها، ابراهیم زاده ها، شهابی ها و دیگران با سخت ترین شرایط و به جرم دفاع ار حقوق پایه ای خود و همکارانتان اکنون سالیانی را در زندان سپری کرده اید و هنوز نیز سالیان دراز دیگری را در پشت بندها برایتان تدارک دیده اند. نظام سیاسی و حقوقی حاکم بر ایران برای بسیاری دیگر نیز که به جرم تشکیل سندیکا به زندان افتاده و پس از طی مدتی از زندان آزاد شده اند، با مجازات اخراج از کار و قطع منبع درآمدشان شرایط طاقت فرسایی را فراهم کرده است. دولت و دستگاه قضائی و اطلاعاتی در ایران نشان می دهند که از هر گونه تلاش کارگر برای ایجاد تشکل مستقل خود و دفاع از زندگی خویش، به سختی انتقام خواهند گرفت و در این راه نه تنها عهدنامه های بین المللی را نقض می کنند، بلکه همچنین قوانین مصوبه خود را به راحتی زیر پا می گذارند. این در حالی است که همان دولت و همان ارگانها و نهادهای حکومتی بیشترین امکانات را در اختیار کارفرمایان می گذارند تا با ایجاد تشکلهای صنفی خود لابی گری برای تأمین منافع خود را بهتر و مؤثرتر سازمان دهند. عدالت برای جمهوری اسلامی ایران فقط تا جائی معنی دارد که در سودآوری سرشار سرمایه خللی وارد نکند و به ارتقاء موقعیت اجتماعی کارگر نینجامد. عدالت برای جمهوری اسلامی در تعیین آن حداقلی از دستمزد است که برابر یک سوم خط فقر تعریف شده خود دولت است.

دوستان

دیری نخواهد پائید تا نسیم فرحبخش انقلاب نان و آزادی که از تونس آغاز شد و مصر را فرا گرفت و اکنون کل جهان عرب و شمال آفریقا را دستخوش تلاطم کرده است، به ایران نیز برسد .نظامی که بر بیعدالتی اجتماعی، بر انباشت بیکران ثروت در دست عده ای قلیل و تمرکز بیکران فقر در میان توده ای وسیع بنا شده است، پایدار نخواهد ماند. مبارزه علیه این بیعدالتی اجتماعی، مبارزه برای جهانی بهتر و انسانی، مبارزه برای آزادی واقعی بشر و نه آزادی سرمایه، اکنون به مرحله ای فرا روئیده است که دیگر فریب الترناتیوها و شبه انقلابات دروغین را نخواهد خورد. نوید تحقق این جهان انسانی از هر زمان در سی سال گذشته نزدیکتر شده است. به مبارزات رو به افزایش کارگران ویسکانسن و کارگران و توده محروم در انگلستان و فرانسه و سایر کشورها نگاه کنید، این صف رو به اعتلا را به روشنی خواهید دید. مطمئن باشید که کارگران و توده محرومان جامعه ایران نیز دست بکار خواهند شد. زمان آزادی شما نزدیک است. امیدوار باشید و بدانید که ما در روز جهانی کارگران به یاد شما نیز هستیم و شاخه ای گل سرخ را برای همبستگی با شما در دست خواهیم گرفت.

۱- یرواند آبراهامیان، دانشگاه شهر نیویورک، آمریکا.

۲- کاظم علمداری، دانشگاه ایالتی‌ کالیفرنیا، آمریکا.

۳- کوین اندرسن، دانشگاه کالیفرنیا - سانتا باربارا، آمریکا.

۴- آصف بیات، دانشگاه ایلینوی در اوربانا شامپاین، آمریکا.

۵- سهراب بهداد، دانشگاه دنیسون، آمریکا.

۶- ریچارد. جی‌. برنشتاین، مدرسه نوین تحقیقات اجتماعی، آمریکا.

۷- تیموتی برنن، دانشگاه مینسوتا، آمریکا.

۸- الکس کالینیکوس، کینگز کالج لندن، انگلستان.

۹- نوام چامسکی، ‌ام.آی.تی ، آمریکا.

۱۰- سیمون کریچلی، مدرسه نوین تحقیقات اجتماعی، آمریکا.

۱۱ -حمید دباشی، دانشگاه کلمبیا، آمریکا.

۱۲ - نانسی فریزر، مدرسه نوین تحقیقات اجتماعی، آمریکا.

۱۳ - پیتر هالوارد، دانشگاه کینگستون، انگلستان.

۱۴ -امیر حسنپور، دانشگاه تورنتو، کانادا.

۱۵ -جان هالووی، بی‌.یو.ای.پی‌، مکزیک.

۱۶ - بهروز معظمی، دانشگاه لایولا در نیوارلیان، آمریکا.

۱۷ -پل ماتیک، دانشگاه ادلفی، آمریکا.

۱۸ -هایده مغیثی، دانشگاه یورک، کانادا.

۱۹ -فرهاد نومانی، دانشگاه آمریکایی پاریس، فرانسه.

۲۰ -میثاق پارسا، کالج دارتموث، آمریکا.

۲۱ -سعید رهنما، دانشگاه یورک، کانادا.

۲۲ -مهرداد وهابی، دانشگاه پاریس هشت، فرانسه.

۲۳ -هلنا وورتن، دانشگاه ایلینوی در اوربانا شامپاین، آمریکا.

۲۴ - اسلاوی ژیژک، مدرسه آموزش عالی‌ اروپا، سوئیس.

 

THE SCHOLARS’ MESSAGE OF SOLIDARITY TO IMPRISONED IRANIAN WORKERS

To imprisoned workers of Iran:

Dear friends,

This year’s International Workers’ Day is approaching at a time when you are in prison. We know that among you there are many like Farzad Kamangar who sacrificed his life to defend the human dignity of the humble masses that are forced to sell their labour for meagre wages. And there are many more of you who like Mansour Osanloo, Ebrahim Madadi, Behnam Ebrahimzadeh, Reza Shahabi and others, have languished in prison with many dark years still ahead simply for defending workers’ basic human rights. Others who have gone to prison for organizing workers have continued to be punished by the ruling legal and political regime after their release, being forced out of work and thus deprived of their only source of income, creating unbearable conditions for them and their families. The government, judiciary and intelligence machinery in Iran have proven that any attempt by workers to establish independent labour organizations and defend their livelihood will be met with swift vengeance, a fact that violates both international agreements Iran is a party to and tramples on the government’s own laws. This is while the very same government and ruling cliques provide the maximum of resources to owners and managers of wealth so that they can better organize themselves against workers’ and make greater profits. Justice in the Islamic Republic of Iran only exists as long as it does not interfere with easy profits for exploiters and excludes the amelioration of workers’ conditions, who are given the absolute minimum wage possible, equivalent to one third of the poverty rate set by the government’s own statistics.

 

Friends,

It shall not be long until the sweet breeze of the revolution of bread and freedom that began in Tunisia, overtook Egypt and is now overtaking the entire Arab world and North Africa shall reach Iran. Any regime that is based on social injustice and the concentration of wealth in the hands of a minority while poverty is concentrated in the masses shall not endure. Fighting this injustice is fighting for a better and more human world, fighting for true human liberation and not the liberation of capital, and transcending to a level where workers can no longer be fooled by inferior alternatives and false revolutions. We have not been closer to the possibility of realizing this human world at any time in the last 30 years as we are now. One need only look at the ever increasing protests of the workers of Wisconsin and the struggle of the dignified masses of England, France and other nations. This bright horizon is impossible to miss. Under such conditions, rest assured that the dignified workers and masses of Iran shall not fail to act. Your time of liberation is at hand. Be hopeful and know that on International Workers’ Day we hold your memory in our hearts and grasp a red rose as a sign of our solidarity with you.

 

1-Ervand Abrahamian, City University of New York, USA.

2-Kazem Alamdari, California State University, USA.

3-Kevin Anderson, University of California- Santa Barbara, USA.

4-Asef Bayat, University of Illinois at Urbana–Champaign, USA.

5-Sohrab Behdad, Denison University, USA.

6-Richard J. Bernstein, The New School For Social Research, USA.

7-Timothy Brennan, University of Minnesota, USA.

8-Alex Callinicos, King's College London, UK.

9-Noam Chomsky, The Massachusetts Institute of Technology (MIT), USA.

10- Simon Critchley, The New School for Social Research, USA.

11-Hamid Dabashi, University of Columbia, USA.

12- Nancy Fraser, The New School for Social Research, USA.

13- Amir Hassanpour, University of Toronto, Canada.

14- John Holloway, Autonomous University of Puebla, Mexico.

15- Peter Hallward, Kingston University, Canada.

16- Paul Mattick, Adelphi University, USA.

17- Behrooz Moazami, Loyola University New Orleans, USA.

18-Haydeh Mogheysi, York University, Canada.

19-Farhad Nomani, The American University of Paris, France.

20- Misagh Parsa, Dartmouth College, USA.

21-Saeed Rahnama, York University, Canada.

22-Mehrdad Vahabi, University of Paris VIII, France.

23-Helena Worthen, University of Illinois at Urbana–Champaign, USA.

24-Slovj Zizek, European Graduate School, Switzerland.

 

منتشر شده در بخش: جنبش کارگری: اخبار ایران

قطعنامه مشترک اتحادیه های مستقل کارگری شمال خوزستان و اتحادیه مستقل کارگران دزفول

به مناسبت اول ماه مه (11 اردیبهشت)روز جهانی کارگر

بدین وسیله ماکارگران و اعضای اتحادیه های مستقل کارگری شمال خوزستان و دزفول فرارسیدن روز جهانی کارگر را به همه شما کارگران و زحمتکشان  تبریک گفته و خواسته های خود را که فکر می کنیم که خواست همه عزیزان کارگر می باشد به شرح زیر اعلام می داریم:

منتشر شده در بخش: جنبش کارگری: اخبار ایران
اول ماه مه روز جهانی کارگر، روز اتحاد و اعتراض جهانی کارگران به ستم و نابرابری نظام سرمایه داری است. این روز یاد آور مبارزات کارگران جهان برای دستیابی به حقوق انسانی شان است. کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی میدارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.

شور و شعف و رزمندگی کارگران در روز اول ماه مه و اعتراض آزادانه میلیونی آنان به شرایط زندگی شان در اکثر نقاط دنیا در حالی جهان را به لرزه میاورد که کارگران ایران علاوه بر محرومیت از حقوق اجتماعی خود از قبیل بر پائی تشکل و اعتراضات خیابانی، هر روزه و هر لحظه در معرض شدیدترین تهاجمات به زندگی و معیشت خود قرار دارند. هر گونه اعتراض و حق خواهی کارگران با بازداشت و زندان پاسخ میگیرد، با طرح موسوم به هدفمند کردن یارانه ها که سرمایه داری حاکم با پشتیبانی نهادهای بین المللی سرمایه داری اجرای آن را آغاز کرده است در حال تباه کردن بیش از پیش زندگی و معیشت میلیونها خانواده کارگری هستند و کسی حق اظهار نظر آزادانه در این باره را ندارد، با افزایش سرسام آور قیمتهای انرژی و تعطیلی کارخانه ها هر روزه صد ها و هزاران کارگر به صف میلیونی بیکاران رانده میشوند و در همین حال بیمه بیکاری را بیش از پیش به ضرر کارگران تغییر میدهند، اقدام به اخذ فرانشیز در بیمارستانها و مراکز درمانی تامین اجتماعی از کارگران میکنند و معیارهای دیگری برای حقوق بازنشستگی می تراشند، بیمه کارگران ساختمانی را در هزارتوی راهروهای اداری ابتر میکنند و در حالی که اقدام به افزایش سرسام آور قیمتهای کالاهای اساسی کرده اند حداقل دستمزد کارگران را بطور توهین آمیزی 9 درصد افزایش میدهند.

از نظر ما همه اینها برای میلیونها خانواده کارگری مستاصل از تامین حداقل معیشت در شرایط کنونی، معنائی جز درماندگی بیشتر برای گذران زندگی و تحمیل فقر و فلاکتی روز افزون بر آنها ندارد. اما ما کارگران نظاره گر مرگ تدریجی خود و همسر و فرزندانمان نخواهیم شد، ما تعرض هر روزه به زندگی و معیشت خود را بر نخواهیم تافت و متحد و یکپارچه در مقابل فقر و فلاکت و بی حقوقی اجتماعی تحمیل شده بر خود ایستادگی خواهیم کرد. در این راستا ما کارگران ایران با ابراز انزجار از وضعیت موجود، همگان را در تمامی نقاط کشور به طرح متحدانه و سراسری خواستها و مطالبات شان فرا میخوانیم و در شرایط حاضر خواهان تحقق بی درنگ مطالبات زیر هستیم:

1- آزادی بی قید و شرط برپايي تشكل هاي مستقل کارگری، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، آزادی احزاب، تجمع و آزادي بيان و مطبوعات حق مسلم ما است و اين خواسته ها بايد ضمن برچیده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و زندگی، به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران و عموم مردم ایران به رسميت شناخته شوند.

2- ما جامعه ای را که اقلیتی صاحب ثروت وسرمایه های کلان باشند واکثریتی هم نان شب نداشته باشند بر نخواهیم تافت. از نظر ما افزایش 9 درصدی دستمزدها بویژه با توجه به اجرای طرح قطع یارانه ها و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی اهانت به منزلت انسانی و حق حیات کارگران است. ما تعیین چنین سطح دستمزدی را تحمیل بیش از پیش فقر و فلاکت مطلق بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و با رد شیوه کنونی تعیین دستمزدها مصرانه خواهان توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و تعیین دستمزدها توسط نماینده های واقعی کارگران بر اساس بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز هستیم.

3- ما خواهان محو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، بر چیده شدن شرکتهای پیمانکاری و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی، تامین امنیت شغلی کارگران و رعایت بالاترین استاندارد های بهداشت و ایمنی در محیطهای کار و زندگی هستیم

4- دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت شود

5- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده و يا به سن اشتغال رسيده اند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند

6- به رغم اینکه سازمان تامین اجتماعی با دسترنج و پول کارگران به یکی از نهادهای دارای ثروت نجومی در ایران تبدیل شده است اما این سازمان با قرار گرفتن در چرخه سود و سودآوری سرمایه تنها به فکر کاهش خدمات درمانی و دریافت فرانشیز از کارگران بیمار است. ما بیمه های تامین اجتماعی را حق مسلم تمامی آحاد جامعه میدانیم و خواهان اداره این نهاد بدست نماینده های منتخب کارگران در سراسر کشور هستیم.

7- ما ضمن محكوم كردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگری و مردمی، خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و دیگر جنبش های اجتماعی از زندان و توقف فوری پیگرد های قضایی علیه آنان و بر چیده شدن فضای امنیتی موجود هستیم

8- ما خواهان لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی هستیم

9- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی هستیم

10- کار کودکان باید ملغی گردد. برخورداری کودکان و والدین آنها از تامین اجتماعی گسترده و کامل، امكانات آموزشي رفاهي و بهداشتي يكسان و رایگان جدا از موقعيت اقتصادي و اجتماعي خانوادگی شان، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي می بایدبرسمیت شناخته شود.

11- ما دگرگونی خواهی را حق مسلم تمامی انسانها در سرتاسر جهان میدانیم و با حمایت قاطعانه از مبارزات و اعتراضات مردمی در تمامی کشورهای خاورمیانه، هر گونه سرکوب اعتراضات مردمی و بند و بست دولتها برای سمت و سو دادن به تغییرات از بالای سر مردم و دست اندازی و دخالت از سوی آنها در سرنوشت مردم کشورهای خاورمیانه را قویا محکوم میکنیم

12- ما بخشی از کارگران جهان هستیم و اخراج و تحمیل هرگونه تبعیض بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیتها را به هر بهانه ای محکوم میکنیم

13- ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي کارگری و مردمی از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي كارگران براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم

14- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگي بين المللي كارگران

1 مه 2011 - 11 ارديبهشت1390

سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

اتحاديه آزاد كارگران ايران

هيئت بازگشايي سنديكاي كارگران نقاش و تزئينات ساختمان

هیئت بازگشائی سندیکای فلز کار مکانیک

كانون مدافعان حقوق كارگر

كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري

كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكل هاي كارگري

 

- اول ماه مه2011 - 11 اردیبهشت 1390

منتشر شده در بخش: جنبش کارگری: اخبار ایران

با آغاز دهه دوم قرن بیست ویکم، جهان تحت حاکمیت سرمایه داری هچنان دنیای محض بی حقوقی برای بخش اعظم ساکنان آن است. تمرکز بیش از پیش ثروت و امکانات جامعه در دست اقلیتی هر چه کوچکتر شونده و محروم ماندن اکثریت مردم از ابتدایی ترین شرایط یک زندگی انسانی، خصلت اساسی جهان درآستانه اول ماه مه ۲۰۱۱ است. روند پرشتاب حمله به دستاوردهای کارگری و حقوق انسانی در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری بر بستر حمله ایدئولوژیک به ایده های انسانی و سوسیالیستی و تقویت ارتجاعی ترین و راست ترین گرایشات مذهبی و قومی، بخشی از تاریخ جامعه جهانی در سالهای اخیر بوده است.

در مقابله با این روند اما کارگران و انسانهای آزادی خواه در اقصی نقاط جهان ساکت ننشسته اند. بویژه در سال اخیر از فرانسه و اسپانیا و یونان و آمریکا گرفته تا تونس و مصر و ایران، مردم به مقابله با این وضعیت برخاسته اند. سال ۲۰۱۰ نقطه مهمی در اعتراض به تعرض چند ده ساله سرمایه جهانی بود. همه نشانه ها بیانگر این است که در سال ۲۰۱۱ اعتراضات به نظام سرمایه داری و مصائب آن در اقصی نقاط جهان بیش از پیش گسترش پیدا خواهند کرد.

در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه وضعیت کارگران براستی فاجعه بار و غیر قابل تحمل است. در حالی که بنا به گزارش نهادهای رسمی بین المللی نرخ تورم در ایران بیش از ۲۲ درصد است، و در حالی که بنا به گزارش فعالان مستقل کارگری قیمت کالاهای ضروری اولیه مثل گوشت، مرغ، تخم مرغ، روغن، برنج، شکر و غیره بین ۵۰ تا ۱۲۰ درصد افزایش پیدا کرده، حداقل دستمزد کارگری با افزایش ۹ درصدی از ۳۰۳ هزار تومان به ۳۳۰ هزار تومان (حدود ۲۷۵ دلار) در ماه افزایش پیدا کرده است. شرم آور اینکه این دستمزد در مقایسه با استانداردهای بین المللی حدود چهار برابر زیر خط فقر است. به موازات این تعرض، یارانه های ناکافی نیز حذف شده و بهای مصرف انرژی مانند گاز، برق، و سوخت بطور سر سام آور افزایش یافته است. در بسیاری از مراکز کار، پرداخت همین دستمزد بشدت ناکافی را نیز ماهها به تعویق می اندازند. برای همین دستمزد اندک نیز حاضر به بستن عقد قرارداد کار رسمی نیستند و دست کارفرمایان و پیمانکاران را در نوشتن قراردادهای موقت، پیمانی، سفید امضاء و بعضا گرفتن چک و سفته از کارگر کاملا باز گذاشته اند. در نبود قرارداد جمعی کار و وجود نیروی کار مفت و مجانی ، کارفرمایان سودجو با سرنوشت و زندگی کارگران بازی میکنند. شدت کار را افزایش داده و کوچکترین هزینه ای برای تامین ایمنی کار متقبل نمی شوند. جان باختن سالانه بیش از ۱۲۰۰ کارگر بر اثر سوانح کار و مصدوم شدن بیش از ۲۳ هزار نفر از کارگران بر اثر این شرایط ، همه اجزایی از جنگ تمام عیاری هستند که سرمایه داری و حکومت آن علیه کارگران در ایران به پیش میبرند. به این نیز راضی نیستند. همزمان با این تعرض سردمداران قانونگرایی اسلامی دارند از قوانین خودشان نیز قانون زدایی می کنند. میخواهند روابط استاد-شاگردی عصر قجر را برقرار کرده و کار مزد را به گاه مزد تبدیل کنند.

اما بر متن این شرایط دشوار و به رغم هجوم همه جانبه سرمایه داری به کار ومعیشت کارگران و با وجود اذیت و آزار و سرکوب فعالین و تشکلات مستقل کارگری، و در حالی که جنبش اعتراضی عمومی در رکود قرار دارد، کارگران ایران سال ۱۳۹۰ را با تعرض آغاز کرده اند. بلافاصله پس از تعطیلات نوروزی، ده هزار کارگر شرکتهای پيمانكاری مجتمع پتروشیمی ماهشهر به عنوان پیشگامان جنبش کارگری از جانب همه کارگران اعلام کرده اند که دیگر حاضر نیستند به قراردادهای اسارت بار موقت تن دهند. حاضر نیستند این شرایط بغایت غیر انسانی را تحمل کنند. سال ۹۰ سالی است که کارگران به میدان می آیند تا پرچم اعتراض علیه نابرابری و استبداد در جامعه را بدست گیرند.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران تعرض دولت و کارفرمایان به زندگی و معیشت کارگران را بشدت محکوم میکند و از مبارزات و خواستهای کارگران ایران فعالانه و پیگیرانه حمایت میکند. مهمترین خواستهای حداقل و فوری اعلام شده از طرف کارگران ایران در آستانه اول مه سال ۹۰ به قرار زیر است:

1) افزایش ۲۷ هزار تومانی دستمزد توهین آشکار به حرمت و کرامت کارگری و بازی کردن با جان و زندگی میلیونها انسان بویژه کودکان خانواده های کارگری و قراردادن آنان در معرض انواع بیماری ها است. کارگران خواهان دستمزدی چند برابر دستمزد تعیین شده براساس بالاترین استانداردهای انسانی و اعلام نظرخود كارگران ازطريق نمايندگان واقعی و تشكل های مستقل كارگری هستند.

2) کارگران ایران یارانه ها را ناکافی میدانستند اما حذف آن را تعرض به سطح معیشت زندگی خود و خانواده های کارگری میدانند و خواهان توقف اجرای طرح قطع یارانه ها می باشند.

3) کارگران ایران خواهان انحلال سریع شرکتهای پیمانکاری و لغو کلیه قراردادهای موقت، پیمانی، سفید امضاء و مجازات کارفرمایانی هستند که از کارگران چک و سفته تعهدی می گیرند.

4) کارگران ایران خواهان پرداخت فوری و کامل حقوق معوقه خود و پرداخت به موقع دستمزدها و مزایای کاری هستند. عدم پرداخت به موقع دستمزدها بايستی به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به كارگران پرداخت گردد.

5) کارگران ایران خواهان ایمنی محیط کار مطابق با استانداردهای برسمیت شناخته شده بین المللی بوده و خواهان محاکمه جنایی کارفرمایانی هستند که از این تعهد تخطی می کنند.

6) کارگران ایران خواستار آزادی کامل و بی قید و شرط اعتصاب و تشکلات مستقل کارگری هستند. همچنین کلیه نهادهای سرکوب و دست ساز دولتی از جمله حراست، خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار باید از محیطهای کار برچیده گردند و کارگران بتوانند بدون مداخله دولت و کارفرمایان تشکلات مطبوع خود را ایجاد نمایند.

7) کارگران ایران خواستار آزادی کامل و بی قید و شرط بیان، نشر، مطبوعات، اجتماعات و راهپیمایی هستند.

8) کارگران ایران خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی کارگران و فعالین کارگری زندانی، از جمله منصور اسالو، ابراهیم مددی، رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده، و توقف هرگونه اخراج، اذیت و آزار و تعقیب فعالین کارگری میباشند.

9 ) کارگران ایران خواهان پایان دادن به تبعیض و ستم جنسیتی و لغو کلیه قوانین و مقررات ضد زن در تمام شئون زندگی بوده و تحقق حقوق برابر و انسانی میان زن و مرد را یک خواست پایه ای کارگری میدانند.

10) کارگران مهاجر بویژه کارگران افغانی در ایران تحت ستم و استثمار مضاعف و بی حقوقی محض قرار دارند. کارگران ایران خواهان پایان دادن به تبعیض و ستم نسبت به کارگران مهاجر بوده و خواستار مجازات کارفرمایان و نهادهایی هستند که از این اصل تخطی می کنند.

11) هزاران کودک در ایران در شرایط بردگی به کار مشغولند. کارگران ایران خواهان پایان دادن به کار کودکان و برخوردار شدن کلیه کودکان از حقوق و حمایت کامل برای داشتن زندگی شایسته، تحصیل، سرپناه ،بهداشت و تعذیه مناسب هستند.

(12 اخراج و بيكار سازی كارگران به هر بهانه ای بايد متوقف گردد و تمامی كسانی كه بيكار شده اند و يا به سن اشتغال رسيده و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاری متناسب با يك زندگی شایسته انسانی برخوردار شوند.

13) انواع تبعیض از جمله بر اساس ملیت، زبان، مذهب و جنسیت خواست نظام سرمایه داری برای تفرقه و به زیان اتحاد و همبستگی کارگری است. کارگران ایران خواهان حقوق برابر و انسانی میان تمام ساکنین ایران هستند.

14) کارگران ایران خواهان پایان دادن به ارعاب، تهدید، دستگیری و شکنجه فعالین در عرصه های مختلف مبارزاتی بوده و خواهان آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی هستند.

15) کارگران ایران خواهان لغو مجازات شنیع و بشدت ارتجاعی و ضد انسانی اعدام به هر شکل و تحت هر بهانه ای هستند.

16) کارگران ایران خود را جزیی از طبقه جهانی کارگر می دانند و از مبارزات هم طبقه ای های خویش در سراسر جهان بویژه مبارزات اخیر در کشورهای خارمیانه و شمال آفریقا برای زندگی شایسته انسان و تحقق خواست های برابری طلبانه و آزادی خواهانه حمایت می کنند.

(17 اول ماه مه بايد تعطيل رسمی اعلام گردد و هر گونه ممنوعيت و محدوديت در برگزاری راهپیمایی و مراسم اول ماه مه توسط کارگران و تشکلات مستقل کارگری ملغی باید گردد .

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران با شادباش اول مه و ضمن حمایت از خواست ها و مبارزات کارگران در ایران، و بخصوص قطعنامه مشترک تشکلات مستقل کارگری ایران به مناسبت اول مه ۲۰۱۱، از همه کارگران و فعالان کارگری در ایران می خواهد که مستقل از ملیت، جنسیت، نژاد، رنگ، زبان، سن و باورها و عقاید مختلف، اتحاد و همبستگی طبقاتی و بین المللی کارگران را سرلوحه مبارزات خویش قرار دهند.

زنده باد اول ماه مه!

زنده باد اتحاد و همبستگی بین المللی کارگری!

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۲۷ آوریل ۲۰۱۱

این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

http://www.etehadbinalmelali.com

منتشر شده در بخش: جنبش کارگری: اخبار ایران
اول ماه مه روز جهانی کارگر، روز اتحاد و اعتراض جهانی کارگران به ستم و نابرابری نظام سرمایه داری است. این روز یاد آور مبارزات کارگران جهان برای دستیابی به حقوق انسانی شان است. کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی میدارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.

شور و شعف و رزمندگی کارگران در روز اول ماه مه و اعتراض آزادانه میلیونی آنان به شرایط زندگی شان در اکثر نقاط دنیا در حالی جهان را به لرزه میاورد که کارگران ایران علاوه بر محرومیت از حقوق اجتماعی خود از قبیل بر پائی تشکل و اعتراضات خیابانی، هر روزه و هر لحظه در معرض شدیدترین تهاجمات به زندگی و معیشت خود قرار دارند. هر گونه اعتراض و حق خواهی کارگران با بازداشت و زندان پاسخ میگیرد، با طرح موسوم به هدفمند کردن یارانه ها که سرمایه داری حاکم با پشتیبانی نهادهای بین المللی سرمایه داری اجرای آن را آغاز کرده است در حال تباه کردن بیش از پیش زندگی و معیشت میلیونها خانواده کارگری هستند و کسی حق اظهار نظر آزادانه در این باره را ندارد، با افزایش سرسام آور قیمتهای انرژی و تعطیلی کارخانه ها هر روزه صد ها و هزاران کارگر به صف میلیونی بیکاران رانده میشوند و در همین حال بیمه بیکاری را بیش از پیش به ضرر کارگران تغییر میدهند، اقدام به اخذ فرانشیز در بیمارستانها و مراکز درمانی تامین اجتماعی از کارگران میکنند و معیارهای دیگری برای حقوق بازنشستگی می تراشند، بیمه کارگران ساختمانی را در هزارتوی راهروهای اداری ابتر میکنند و در حالی که اقدام به افزایش سرسام آور قیمتهای کالاهای اساسی کرده اند حداقل دستمزد کارگران را بطور توهین آمیزی 9 درصد افزایش میدهند.

از نظر ما همه اینها برای میلیونها خانواده کارگری مستاصل از تامین حداقل معیشت در شرایط کنونی، معنائی جز درماندگی بیشتر برای گذران زندگی و تحمیل فقر و فلاکتی روز افزون بر آنها ندارد. اما ما کارگران نظاره گر مرگ تدریجی خود و همسر و فرزندانمان نخواهیم شد، ما تعرض هر روزه به زندگی و معیشت خود را بر نخواهیم تافت و متحد و یکپارچه در مقابل فقر و فلاکت و بی حقوقی اجتماعی تحمیل شده بر خود ایستادگی خواهیم کرد. در این راستا ما کارگران ایران با ابراز انزجار از وضعیت موجود، همگان را در تمامی نقاط کشور به طرح متحدانه و سراسری خواستها و مطالبات شان فرا میخوانیم و در شرایط حاضر خواهان تحقق بی درنگ مطالبات زیر هستیم:

1- آزادی بی قید و شرط برپايي تشكل هاي مستقل کارگری، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، آزادی احزاب، تجمع و آزادي بيان و مطبوعات حق مسلم ما است و اين خواسته ها بايد ضمن برچیده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و زندگی، به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران و عموم مردم ایران به رسميت شناخته شوند.

2- ما جامعه ای را که اقلیتی صاحب ثروت وسرمایه های کلان باشند واکثریتی هم نان شب نداشته باشند بر نخواهیم تافت. از نظر ما افزایش 9 درصدی دستمزدها بویژه با توجه به اجرای طرح قطع یارانه ها و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی اهانت به منزلت انسانی و حق حیات کارگران است. ما تعیین چنین سطح دستمزدی را تحمیل بیش از پیش فقر و فلاکت مطلق بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و با رد شیوه کنونی تعیین دستمزدها مصرانه خواهان توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و تعیین دستمزدها توسط نماینده های واقعی کارگران بر اساس بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز هستیم.

3- ما خواهان محو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، بر چیده شدن شرکتهای پیمانکاری و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی، تامین امنیت شغلی کارگران و رعایت بالاترین استاندارد های بهداشت و ایمنی در محیطهای کار و زندگی هستیم

4- دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت شود

5- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده و يا به سن اشتغال رسيده اند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند

6- به رغم اینکه سازمان تامین اجتماعی با دسترنج و پول کارگران به یکی از نهادهای دارای ثروت نجومی در ایران تبدیل شده است اما این سازمان با قرار گرفتن در چرخه سود و سودآوری سرمایه تنها به فکر کاهش خدمات درمانی و دریافت فرانشیز از کارگران بیمار است. ما بیمه های تامین اجتماعی را حق مسلم تمامی آحاد جامعه میدانیم و خواهان اداره این نهاد بدست نماینده های منتخب کارگران در سراسر کشور هستیم.

7- ما ضمن محكوم كردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگری و مردمی، خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و دیگر جنبش های اجتماعی از زندان و توقف فوری پیگرد های قضایی علیه آنان و بر چیده شدن فضای امنیتی موجود هستیم

8- ما خواهان لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی هستیم

9- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی هستیم

10- کار کودکان باید ملغی گردد. برخورداری کودکان و والدین آنها از تامین اجتماعی گسترده و کامل، امكانات آموزشي رفاهي و بهداشتي يكسان و رایگان جدا از موقعيت اقتصادي و اجتماعي خانوادگی شان، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي می بایدبرسمیت شناخته شود.

11- ما دگرگونی خواهی را حق مسلم تمامی انسانها در سرتاسر جهان میدانیم و با حمایت قاطعانه از مبارزات و اعتراضات مردمی در تمامی کشورهای خاورمیانه، هر گونه سرکوب اعتراضات مردمی و بند و بست دولتها برای سمت و سو دادن به تغییرات از بالای سر مردم و دست اندازی و دخالت از سوی آنها در سرنوشت مردم کشورهای خاورمیانه را قویا محکوم میکنیم

12- ما بخشی از کارگران جهان هستیم و اخراج و تحمیل هرگونه تبعیض بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیتها را به هر بهانه ای محکوم میکنیم

13- ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي کارگری و مردمی از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي كارگران براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم

14- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگي بين المللي كارگران

1 مه 2011 - 11 ارديبهشت1390

سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

اتحاديه آزاد كارگران ايران

هيئت بازگشايي سنديكاي كارگران نقاش و تزئينات ساختمان

هیئت بازگشائی سندیکای فلز کار مکانیک

كانون مدافعان حقوق كارگر

كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري

كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكل هاي كارگري

 

- اول ماه مه2011 - 11 اردیبهشت 1390

منتشر شده در بخش: جنبش کارگری: اخبار ایران
در آستانه ی روز جهانی کارگر، اول ماه مه در سال 1390 قرار داریم.سالی که رهبر ِحاکمیت سرمایه‌داری ایران در ادامه‌ی طرح‌ها و اقدامات هر چه بیشتر برای سرکوب مطالبات و منافع طبقه‌ی کارگر و برای تکمیل برنامه‌ی سرمایه داری، آن را سال "جهاد اقتصادی" اعلام کرده است. اما طبقه‌ی کارگر در این سال باید بیش از پیش در مقابل این حاکمیت سرمایه داری ایستاده و سال 1390 را به سال تقویت و گسترش " ستیز طبقاتی" و " نبرد کارگری" تبدیل کند.
کارگران در ایران در بدترین وضعیت معیشتی، اقتصادی و سرکوب سیاسی قرار گرفته اند؛ قراردادهای موقت، بیکار‌سازی، دستمزد‌های تا چند مرتبه زیر خط فقر و شرکت‌های پیمان‌کاری و قراردادهای اسارت آورشان به طبقه‌ی کارگر تحمیل می‌شود؛ با طرح حذف یارانه‌ها حاکمیت سرمایه‌داری در ایران هم‌گام و مطابق با نسخه‌های نهاد‌های جهانی سرمایه داری هم‌چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، هجوم گسترده و وحشیانه‌تری را به زندگی و هستی کارگران آغاز کرده است و هم اکنون قیمت های برخی اقلام اساسی تا ده برابر افزایش یافته در حالی که دستمزد ها کماکان برده وارانه است و پرداخت مبالغ اندک و مضحک یارانه ی نقدی حتا چاره ی یک دهم هزینه ی زندگی کارگران را نمیکند؛ کارگران و فعالان کارگری و فعالین تشکل‌های مستقل در جنبش کارگری به حبس، اخراج، تهدید، ارعاب و بیکاری محکوم می‌شوند؛ هر گونه اعلام نظر، بیان اندیشه، اعتراض، تظاهرات و هر نوع فعالیت اجتماعی-سیاسی سرکوب می‌شود.
برای دعوت کارگران به تحمل استثمار و بردگی و از طرفی برای حفظ سودآوری سرمایه‌داران، کارگران را به "جهاد اقتصادی" دعوت می‌کنند و با استفاده از این واژگان مذهبی- ناسیونالیستی قصد تخدیر و فریب کارگران را دارند تا شاید کسی فکر کند تحمل این فلاکت " جهاد" است و لازم! نه! کارگران فریب این بازی‌ها را نمی‌خورند!
در سایر نقاط جهان نیز کم و بیش و با همین محتوا، وضعیت به همین صورت است و کارگران به صورت روز افزون به مبارزه مشغول‌اند.
در بسیاری کشورها کارگران علیه افزایش سن بازنشستگی، افزایش ساعت کار، اخراج کارگران، کاهش دستمزد‌ها و ... دست به اعتراض و اعتصاب زده‌اند؛ درست شبیه به همپالکی‌های سرمایه داری اسلامی ایران، سرمایه‌داران در دیگر نقاط جهان نیز کارگران را به "ریاضت اقتصادی" و در واقع به تحمل فلاکت و نکبت موجود دعوت می‌کنند.
نظام سرمایه‌داری و دموکراسی‌های صوری و ننگین آن که عامل فقر و بدبختی، فلاکت، حبس، دیکتاتوری، سرکوب، جنگ افروزی و خرافه‌ پروری ا‌ست و به خاطر سود محوری و پاسبانی از نظام استثمار گرانه‌ اش، امروزه در سرتاسر دنیا شرایطی بی نهایت غیر انسانی‌ ایجاد کرده و موج اعتراض مردمی به مشکلات و مصائب در نقاط مختلف دنیا از جمله آمریکا، انگلیس، سایر نقاط اروپا، مصر و ... بر انگیخته شده است. لازم است به کارگران و هم طبقه‌ای‌های‌مان هشدار بدهیم که آنان باید اصل نظام سرمایه داری را آماج حملات خود قرار دهند و نه فقط جناح‌های اکنون حاکم را؛ باید به هوش باشیم که ما کارگران نباید نیروی اعتراضی و طبقاتی خود را تبدیل به ابزاری برای سرنگونی یک جناح سرمایه‌داری و به قدرت رسیدن جناحی دیگر و احتمالن خوش رنگ و لعاب سرمایه‌داری کنیم. کارگران باید با اتکا بر نیروی طبقاتی خود و با حملات سازماندهی شده و متشکل علیه نظام سرمایه‌داری، هم به سرنگونی حاکمیت‌های موجود و دیکتاتوری های حاکم بپردازند و هم بتوانند نیروی طبقاتی و سیاسی خود را به جای آن حاکم کنند. در صورتی که اعتراضات و نبرد و ستیز کارگران به صورت متشکل و سازمان‌یافته باشد در کمترین حالت ممکن، آنان خواهند توانست بسیاری از خواسته‌ها و مطالبات خود را به حاکمیت‌های سرمایه داری تحمیل کنند.
ما کارگران برای دگرگون کردن وضعیت سیاسی-اقتصادی در ایران، به هر جنگ خارجی علیه خود نه میگوییم، ما هرگز تسلیم فریب و توهم پراکنی هیچ کدام از جناح‌های داخلی و خارجی سرمایه‌داری نمی‌شویم. ما به کمک و یاری هیچ دولت سرمایه‌داری اعم از آمریکا، چین، روسیه، انگلیس، فرانسه و... باور نداریم. برای ما سرمایه‌داری احمدی نژاد-خامنه ای- سپاه با جناح دیگر که فعلن اندکی از قدرت رانده شده یعنی اصلاح‌طلبان و لیبراال‌ها از جمله کروبی- موسوی- خاتمی و یا هرگونه سرمایه‌داری از نوع کراواتی، لیبرال، نولیبرال، ناسیونالیست، مذهبی، سلطنتی و یا هر شکل دیگری از سرمایه‌دارن فرقی نمی‌کند! ما تنها و تنها باید با اتکا بر نیروی طبقاتی خودمان و با ایجاد و تقویت و گسترش تشکل‌های خودساخته و مستقل از دولت، کارفرما و سرمایه داران و با ایجاد و یا تقویت سازمان‌ها و نهاد‌های سیاسی و کارگری خود، با نبردی فراگیر علیه کلیت نظام سرمایه‌داری ستیز کنیم.
ما کارگران باید به دقت اَشکال مبارزه‌ سازمان‌یافته و متشکل خود را بر اساس شرایط و بر اساس توازن قوا انتخاب کنیم. اکنون علاوه بر مبارزات علنی، متشکل، متحد، گسترده، توده ای و اجتماعی و فراگیر و به موازات آن، بعضی از ما کارگران باید بتوانیم هسته‌های مخفی، کمیته‌ها و محافل مخفی را در محل کار و زندگی خود ایجاد کنیم. ما نباید تمام نیرو و امکانات خود را در معرض دید و حمله‌ی نظام سرمایه‌داری قرار دهیم.
بار دیگر تاکید می‌کنیم که برای مقابله با معضلات پیش رو، ما کارگران هیچ چاره‌ای جز ایجاد تشکل‌های خود ساخته و مستقل نداریم و لازم است به افشا و مبارزه با باورهای آشتی‌جویانه با نظام سرمایه داری بپردازیم زیرا خواسته‌های ما با چانه‌زنی و امید و توهم به سرمایه‌داری و با مذاکره و خواهش به دست نمی‌آید!
در این راستا و در آستانه‌ی روز جهانی کارگر – یازده اردیبهشت – که روز جشن و خروش جهانی کارگران و اعلام و تجدید همبستگی بین‌المللی طبقه‌ی جهانی کارگر است، ضمن این که تمامی کارگران را به مبارزه‌ی متشکل و سازماندهی شده علیه نظام سرمایه‌داری در ایران فرا می‌خوانیم، در تقابل با نام گذاری این سال به "سال جهاد اقتصادی" توسط رهبر حاکمیت سرمایه داری اسلامی، ما سال 1390 را سال تقویت و گسترش "ستیز طبقاتی" و " نبرد کارگری" اعلام می‌داریم و مطالبات هشت گانه ی ذیل را به عنوان اهم مطالبات کارگران ایران اعلام می‌داریم.
ما از تمامی کارگران، فعالان کارگری، تشکل‌ها، رسانه‌ها، نهاد ها و سازمان‌هایی که به امر تقویت مبارزه‌ی طبقاتی باوردارند می‌خواهیم که با انتشار و گسترش بیانیه‌های این شورا و مطالبات هشت گانه‌ی اعلام شده، ما و مبارزه‌ی مشترک‌مان را یاری رسانند.
به علاوه هرگونه نظر و یا پیشنهاد درباره ی مفاد بیانیه‌ها، مطالبات هشت گانه و یا هر پیشنهاد درباره‌ی برگزاری مراسم در روز 11 اردیبهشت از طریق ایمیل رسمی ما ( ( این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید قابل دریافت، بررسی و اقدام است.

مطالبات هشت گانه‌ی کارگران ایران – سال 1390
1- ما کارگران برای مقابله با قراردادهای موقت، سفید امضا و قراردادهای شرکت‌های پیمان‌کاری با اتحاد و آگاهی و با ایجاد تشکل های خود دست به مبارزه خواهیم زد.
2- حذف یارانه‌ها هجوم به سفره‌ی خالی کارگران است؛ ما ضمن گسترده کردن اقدام برای نپرداختن قبض‌های آب، برق، تلفن و گاز از هر طریق ممکن دیگر و به صورت متحد و متشکل با این اقدام و طرح ِ ضد کارگری مبارزه خواهیم کرد.
3- ما اعلام و تعیین حداقل دستمزد 330 هزار تومان که چندین برابر زیر خط فقر است و توسط نهاد سرمایه‌داری شواری‌عالی کار تعیین شده و نیز روش ضد کارگری و خائنانه‌ی سه جانبه گرایی را محکوم می‌کنیم؛ در روش سه جانبه گرایی، مذاکره و توافق بین نمایندگان کارفرمایان و نماینده دولت (که همگی از طبقه‌ی سرمایه‌دار هستند) از یک سو و ازسوی دیگر نماینده‌ی کارگران انجام می‌گیرد و کارگران در مقابل دو رای سرمایه داری بازنده خواهند بود. ما اعلام می‌داریم که افزایش دستمزد با خواهش و توافق و مذاکره حاصل نمی‌شود. کارگران باید با اعتراض و نمایش قدرت و اعتصاب و با مبارزه‌ی متشکل و متحد دستمزدهایی متناسب با استاندارهای زندگی را به سرمایه‌داری تحمیل کنند.

4- کارگران و فعالان کارگری زندانی باید آزاد شوند و ما هر گونه دستگیری، اخراج و تحت فشار قرار دادن کارگران را محکوم نموده و به صورت گسترده برای آزادی آنان مبارزه خواهیم کرد.

5- ما کارگران برای دست‌یابی به آزادی بیان، آزادی تشکل، تحزب، اعتصاب، آزادی قلم و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و پایان یافتن احکام ضد انسانی اعدام ،همزمان با دیگر مطالبات‌مان مبارزه خواهیم کرد.

6- پیروزی کارگران جز با اتحاد متشکل و سازمان‌یافته‌ی تمامی اقشار طبقه‌ی کارگر اعم از کارگران صنعتی، معلمان، پرستاران، کارگران بخش خدمات، معادن، کارگران کشاورزی و ... ممکن نیست. ما ضمن اتحاد با تمام کارگران ایران و منطقه و حمایت از مطالبات کارگران مهاجر در ایران از جمله کارگران افغانی ،خود را متحد و پشتیبان مبارزات کارگران در سراسر جهان می‌دانیم.

7- ما برای دست‌یابی به مطالبات اقتصادی-سیاسی خود بر علیه تمامی جناح‌ها و حاکمیت‌های داخلی و خارجی سرمایه‌داری اعم از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب در ایران و اعم از دولت‌های سرمایه‌داری آمریکا،چین، روسیه، اروپایی و ... تنها و تنها با اتکا بر نیروی طبقاتی کارگری خود، مبارزه خواهیم کرد.

8- نظام سرمایه‌داری از تبعیض جنسیتی-اقتصادی- سیاسی- اجتماعی علیه زنان بهره و سود می‌برد، همچنین کار کودکان منبع سود‌های سرشار برای نظام انگلی سرمایه داری‌ست؛ ما برای متشکل کردن هر گونه مبارزه برای دست‌یابی زنان به مطالبات طبقاتی خود و نیز برای تقویت جنبش لغو کار کودک از هیچ مبارزه‌ای فروگذار نخواهیم کرد.

این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

منتشر شده در بخش: جنبش کارگری: اخبار ایران

تجارب جنبش کارگری ــ اعم ازمثبت یا منفی آن ــ اگر که به درستی با آن برخورد شود و به شکل خلاقانه و صحیحی مورد استفاده و تجربه اندوزی قرار گیرد ، به خودی خود از این قابلیت برخوردار است که جنبش کارگری را گام هایی ــ هر چند کوچک ــ به جلو سوق داده و ضمن پالایش این جنبش از ناخالصی ها و ناهمگونی های غیر کارگری ، به سهم خود در سلامت و راست قامتی آن به سوی موفقیت و پیروزی نقش داشته باشد.

تجربه برگزاری مراسم بزرگداشت اول ماه مه ، روز جهانی کارگر در سال 1362 و در شهر مهاباد ، خود از این قبیل تجاربند که به پیشنهاد مکرر دوستان ، ــ دوستانی که خود به نحوی از انحاء در جریان آن قرار داشتند و دارند ــ بر صفحه کاغذ نقش می بندد . آنان به دفعات از من خواسته اند که : حال که جنبش کارگری گام به گام به پیش می رود و در هر گام خود و به همراه آن کل جنبش اجتماعی این مرز و بوم را گسترش و غنا می بخشد ، بد نیست که از این تجربه نیز در جای خود استفاده کنند و از نکات مثبت و منفی آن ، درس بگیرند . من هم با اذعان به اهمیت این گونه تجارب ، سرانجام تصمیم گرفتم که بعد از 27 سال گزارش برگزاری این مراسم ( مراسم اول ماه مه سال 1362 در شهر مهاباد را ) که در واقع ما کارگران بانی آن بودیم ، جهت اطلاع کارگران ، به شکل مختصری به تصویر بکشم و آن را به ویژه به کارگران این شهر ــ شهر مهاباد ــ تقدیم نمایم .

امید وارم که توان این را داشته باشم که درآینده ای نه چندان دور خاطرات خود و دوستانی را که به شکلی با آنان درارتباط بودم به شکل مفصل تری به رشته تحریر درآورم و یک به یک آن ها را با کمک و همیاری دوستان بنویسم .

محمود محمدی اخکند از اعضای سندیکای خباز در سال 57

 

محمود صالحی

 *

سفر به شهر مهاباد و استقرار در این شهر

در سال 1358 ما جمعی از کارگران خباز شهر سقز جهت کار و فرار از دست کارفرما به شهر مهاباد رفتیم و هر چند یک بار جهت تقویت سندیکای تازه تاسیس شده کارگران خباز سقز به آن شهر مراجعه و یا در جلسات آن سندیکا شرکت می کردیم . بعد از تصرف شهر سقز توسط دولت و انحلال سندیکا، ما دیگر در شهر مهاباد مستقر و مشغول به کار شدیم. تا آنجا که بیشتر کارگران نانوایی های این شهر ( شهرمهاباد ) را کارگران سقزی تشکیل می دادند و اگر از مردم مهاباد سئوال می شد که کارگران نانوا عمدتاً اهل کجا هستند همگی در جواب می گفتند : " اهل سقز" .

البته پیدا کردن کار و اقامت ما در این شهر بدون مشکل پیش نرفت . ما در آغاز با مشکلات عدیده ای روبرو بودیم و سختی های زیادی را تحمل کردیم . مردم به ما اعتماد نداشتند و چون مجرد بودیم به اکراه خانه در اختیار ما می گذاشتند . همینکه می گفتیم بچه سقز هستیم به ما می گفتند " شما کمونیست هستید" . اگر چه بیشترمان فقط اسم کمونیسم به گوشمان خورده بود و نمی دانستیم که کمونیسم چیست و چه معنی می دهد ؟ تا اینکه به تدریج با کار و فعالیت روزانه و همچنین برخورد های صبورانه وبا حوصله ، در میان مردم ، پایگاه خوبی برای خودمان ایجاد کردیم و مردم کم کم به ما اعتماد پیدا کردند . تا آنجا که اگر اغراق نکنم دراواخر سال 1362 رابطه ما با بخشهایی از مردم در برخی محلات شهرمهاباد بسیار خوب شده بود و مردم به راحتی به ما اعتماد می کردند و به عنوان مثال دیگر برای اجاره مغازه و خانه ، با آن مشکلاتی که در بدو ورود به شهر با آن روبرو شده بودیم و با آن ها دست و پنجه نرم می کردیم ، مواجه نبودیم .

برگزاری مراسم اول ماه مه در این شهر

چند سال از جنگ ایران و عراق می گذشت . همه چیز درخدمت پیشبرد مسائل جنگ و اهداف آن قرارداشت . هرگونه صحبت کردن در جهت خلاف این اهداف و مصالح آن ، مجازات های سنگینی در بر داشت . در شهر کوچکی مثل مهاباد ، ده ها نفر تنها به جرم . . . اعدام شده بودند و صد ها نفر نیز در زندان بودند . خانواده ها هر لحظه منتظر بودند که خبر اعدام عزیزانشان را بشنوند و کمتر خانواده ای به انتظار آزادی عزیزان نشسته بودند . نیروهای دولتی با همه امکاناتی که در اختیار داشتند شهر را به یک پادگاه نظامی تبدیل کرده بودند و در همه جا مراکز ایست و بازرسی دایر شده بود . شهر با تانگها و نیرو های نظامی در محاصره کامل قرار داشت و در خیابان ها و کوچه های شهر گشت های پیاده در تعداد 20 تا 30 نفره مشغول گشت زنی بودند . این نیروها به تمام نقاط شهر رفت و آمد می کردند و اختیار تام داشتند تا در صورت لزوم هرکس را که بخواهند دستگیر و روانه زندان کنند و یا حتی به گلوله ببندند . هیچ کس در امان نبود و هر لحظه مردم انتظار داشتند که دستگیر و یا در جلو چشم مردم در کوچه یا خیابان مورد حمله نیروهای دولتی قرار بگیرند و در همان جا تیرباران شوند و . . .

*

اما در داخل همین شهرکوچک کارگران و فعالان کارگری ای وجود داشتند که در همان شرایط نیز به فکر فعالیت در میان کارگران بودند و در صدد بودند تا به سهم خویش دین خود را نسبت به این جنبش که از آن خود آنان بود ادا کنند . آنان در حد وسع و توان خویش ، خواست ها و مطالبات کارگران را دنبال می کردند و در پیگیری آن خواست ها و مطالبات کوشا بودند . کارگران از جمله مصمم بودند تا مراسم بزرگداشت اول ماه مه ، روز جهانی کارگر را در این شهر برگزار کنند و حتی المقدور در معرفی این روز تاریخی و دستاوردها و اهداف آن در میان مردم نقش داشته باشند . من هم در واقع یکی از آن کارگران بودم که تصمیم به برگزاری مراسم این روز گرفته بودند .

*

همان طورکه گفتم از مدتها پیش بفکر برگزاری این مراسم در این شهر بودیم . لذا با نزدیک شدن اول ماه مه ، تعداد زیادی از کارگران به دور هم جمع شدیم و تصمیم گرفتیم که جلساتی را جهت تصمیم گیری در این خصوص و چگونگی اجرای مراسم داشته باشیم . یادم نمی رود که ما درهمین رابطه چند جلسه برگزار کردیم و در هر جلسه روی مواردی از آنچه را که در نظر داشتیم صحبت کردیم و یکی یکی آن ها را به تصویب رساندیم

مصوبه نهایی کارگران ، برای اجرای مراسم روز جهانی کارگر در شهرمهاباد و در آن سال به قرار زیر بود :

1 – در سه نقطه از شهر، سه عدد پلاکارد ، هر پلاکارد به متراژ 4 متر نصب شود . پلاکارد اول بین میدان ملاجامی و میدان شهرداری ، بالاتر از پاساژ ساتی و در نزدیکی کلانتری 11 ، پلاکارد دوم بین میدان شهرداری و چهار راه آزادی ، جلوی فروشگاه لوازم خانگی خطیبی و سومین پلاکارد نیز در اطراف میدان آهنگران ( میدان کارگران ساختمانی ) . شعار مورد نظرما درتمامی پلاکارد ها نیز عبارت بود از : اول ماه مه ( 11 اردیبهشت ) روز جهانی کارگر گرامی باد .

2 – پخش اعلامیه ها و نوشته های کارگری و نصب آن در مراکز مختلف شهر.

3 – تعطیلی اکثریت قریب به اتفاق نانوایی هایی که کارگرانشان با ما درتماس بودند ، از ساعت 10 الی 11 صبح و پخش شیرینی و شکلات در این ساعت و این روز، همراه با سخنرانی برای مردم ، در رابطه با اول ماه مه ، روز جهانی کارگر و توضیح برگزاری مراسم در این روز از جانب کارگران .

4 – سخنرانی دو نفر از کارگران ، در دو نقطه از شهر . ( سه راه میدان آرد و میدان آهنگران) ــ

( میدان کارگران ساختمانی ــ ) در ساعت 11 صبح .

به این ترتیب فهرست فعالیت های اول ماه مه در شهر مهاباد مشخص شد.

نصب پلاکارد و بخش تعدادی اطلاعیه و تراکت در مسیر میدان ملا جامی، چهارراه آزادی ، میدان شهرداری، بازار اصلی شهر و کوچه های اطراف آن به من ( محمود صالحی ) ، محمود محمدی اخکند و آقای م – ه واگذار شد و قرار بود که ما شب هنگام این کار را انجام دهیم ، تا مردم در صبح روز بعد ــ اول ماه مه ــ با مشاهده پلاکارد های قرمز رنگ روز خود را آغاز کنند.

ما برای نصب پلاکارد ها نیاز به حدود 50 متر طناب داشتیم که به دلایلی چند نتوانستیم آن را تا یک روز مانده به اجرای مراسم ــ روز دهم ــ خریداری نماییم . لذا در روز دهم من و محمود مقداری طناب را که در میدان شهرداری به طرف چهار راه آزادی و خیابان های اطراف آن ، برای نصب تعدادی پارچه نوشته ها به دیوار بسته شده بودند شناسایی کردیم . همه روزه پارچه نوشته ها و عکس هایی در رابطه با مسائل و موضوعات جنگ ، برای مشاهده عموم مردم ، در برخی مسیرها ، از جمله محل های یاد شده به نمایش گذاشته می شد . من و محمود تصمیم گرفتیم که از طناب های مورد نظر، تا حدی که مورد نیاز ما بود استفاده نماییم . لذا در غروب همان روز ــ روز دهم ــ قبل از شروع حکومت نظامی و در حالی که هوا گرگ و میش شده بود و مردم به خانه های خود باز می گشتند ، من و محمود یک دوچرخه مدل 28 را جهت این کار در جلو بانک ملی مرکزی مستقر کردیم و پس از بستن یک سر طناب به دوچرخه ، به طرف محله محمود کان حرکت کردیم که پس از شروع حرکت طناب از جای خود کنده شده و به دنبال ما کشیده می شد . ما در یکی دو جای دیگر این کار را تکرار کردیم و من که پشت ترک دوچرخه نشسته بودم هر بار به سرعت طناب ها را جمع می کردم و به راه خود ادامه می دادیم . تا اینکه از این طریق طناب مورد نیاز ما برای نصب پلاکارد ها مهیا شد .

شب پلاکارد ها را درست کردیم و پس از نوشتن شعار یاد شده ( اول ماه مه ــ 11 اردیبهشت ــ روز جهانی کارگر، گرامی باد ) با خطی درشت و خوانا ، به همراه با چند قطعه عکس از کاک احمد شعبانی ، عطا رستمی و چند نفر دیگر، که در راه جنبش کارگری جان خود را از دست داده بودند ، جهت نصب در محل های مورد نظر حرکت کردیم . در شهر حکومت نظامی برقرار بود و هیچ کس نمی توانست بدون حمل چراغ حرکت کند . در غیر اینصورت حتی ممکن بود که مورد اصابت گلوله قرارگرفته و جان خود را از دست بدهد . ساعت 10 شب به اولین محل که پاساژ ساتی بود رسیدیم . پاساژ ساتی مابین میدان ملا جامی و میدان شهرداری قرار داشت که پایگاه های بانک سپه و کلانتری 11 در آن خیابان واقع شده و آن مناطق را کنترل می کردند. من ( محمود صالحی ) و محمود محمدی اخکند و م – ه به نبش کوچه مسجد جامع ( مزگوتی سوور) رسیدم . قرار بود من از طرف پاساژ و محمود اخکند از طرف چلوکبابی حاتم به بالای درختهای کنار خیابان که طول هر کدام تقریباً به 10 متر و شاید هم بیشتر می رسید برویم و آقای م – ه هم در نبش کوچه مسجد جامع منتظر مانده و نگهبانی بدهد. اما به مجرد اینکه ما از درخت ها بالا رفتیم، یکی از نگبانان کلانتری 11 انگار که چیزی نظر او را جلب کرده باشد ، شروع به تیراندازی به اطراف کرد . م – ه که در نبش کوچه مسجد جامع نگهبانی می داد به سرعت از محل دور شد و ما در بالای درخت ساکت و بی حرکت مانده بودیم و نمی دانستیم که چه کار باید بکنیم ؟ خوشبختانه نگهبان متوجه ما نشده بود و احتمالاً به چیزی مشکوک شده و یا شاید هم م ــ ه و یا شخصی دیگر نظر او را جلب کرده بود که او اقدام به تیراندازی کرده بود . نگهبان مربوطه سرانجام پس از مدتی که زمانش برایم مشخص نیست از آنجا دور شد و جای خود را به نگهبان دیگری داد . ما نیز در تمام این مدت ، بدون تحرک و در حالی که حتی با احتیاط نفس می کشیدیم در تاریکی بالای درخت به انتظار ماندیم و از آنجا شاهد و ناظر جریانات بودیم . به هر حال هر طور که بود ما پلاکارد را نصب کردیم و یواش یواش از درخت پائین آمدیم و به آرامی و با استفاده از تاریکی شب خود را به نبش کوچه رساندیم و از آنجا پا به فرار گذاشتیم . وقتی که شروع به فرار کردیم ، نگهبان که انگار متوجه سر و صدایی شده بود همین طور بی هدف شروع به تیراندازی کرد، که دیگر ما از محل دور شده بودیم و فقط صدای شلیک گلوله را می شنیدیم .

ما درهمان کوچه یک خانه داشتیم که محل زندگی تنی چند از دوستان مان بود . پس از احتیاط های لازم وارد آن خانه شدیم و پس از یکی دو ساعت استراحت و یادآوری نقشه کار، به طرف میدان آهنگران( میدان کارگران ساختمانی ) حرکت کردیم . هرکدام از ما به پشت بام یک طرف میدان رفتیم تا طناب یکی دیگر از پلاکارد ها را به لوله های بخاری مغازه های اطراف ببندیم . من طناب را بستم اما طرف محمود اخکند لوله و یا جای بستن طناب نداشت . به ناچار پائین آمدیم و یک سنگ بزرگ پیدا کردیم و آن را دو نفری و به زحمت به پشت بام مغازه منتقل کردیم و سردیگر طناب را نیز به آن وصل نمودیم . خوشبختانه ما برای نصب پلاکارد در این محل با هیچ اتفاقی مواجه نشدیم و پس از نصب آن به طرف کوچه مسجد جامع حرکت کردیم . اما در نهایت تأسف وقتی به اطراف محل مورد نظر رسیدم و از سر کوچه به پلاکارد نگاه کردیم متوجه شدیم که پلاکارد را وارونه نصب کرده ایم و خیلی از این بابت ناراحت شدیم . ما نمی دانستیم که چطور یک بار دیگر به بالای این درخت ها برویم و آن را درست کنیم. نگهبان هم که حساس شده بود و ما نتوانستیم آن را درست کنیم.

با اینکه تقسیم کار کرده بودیم ، و بعضی کارها به دیگر دوستان کارگر ما محول شده بود با اینهمه کارهای ما زیاد بود و احتمال می دادیم که نتوانیم به همه کارها برسیم . از م – ه هم که خبری نبود و ما یک ما بعد از 11 اردیبهشت از ایشان باخبر شدیم . به نا چار به طرف محله محمودکان رفتیم و وارد منزل یکی از کارگران نانوایی به نام م – ش شدیم . تعدادی از تراکت های مربوط به روز کارگر را به ایشان دادیم و پس از صحبت هایی چند ، قرار بر این شد که صبح زود تراکت ها را به همراه آقای س – غ در مسیرهای منتهی به بازاراصلی شهر نصب کنند . مشروط بر اینکه ما با س ــ غ صحبت کنیم و او را در جریان پخش این تراکت ها بگذاریم . پس از اتمام صحبت با م ــ ش ، بلافاصله به طرف خانه س – غ که یکی دیگر از کارگران خباز بود حرکت کردیم . منزل س – غ درمسیر بازار قرار داشت . به درب خانه س – غ رسیدیم . نیمه های شب بود . یواشکی و به شکلی که صدایش درسکوت شب جلب توجه نکند درب خانه را به صدا درآوردیم . س – غ از پشب درب گفت کیست؟ من هستم محمود . در را باز کن . با شما کار داریم .

در باز شد و ما ( من و محمود ) وارد خانه شدیم . از قبل با هم هماهنگ کرده بودیم که چگونه با س – غ حرف بزنیم و چه بگوییم تا درخواست ما را در آن وقت شب بپذیرد .

ــ سلام آقای س – غ !

ــ سلام دوستان ، سلام . چه عجب ! این وقت شب ، با این حکومت نظامی ، چطور شد که آمدید اینجا ؟

ــ رک و راست ، درخواستی از شما داریم که امیدواریم آن را قبول کنید.

ــ چه درخواستی ؟ درخواست شما این نصف شب چیست ؟

ــ راستش را بخواهید فردا روز جهانی کارگر است و دوستان به ما ماموریت داده اند تا یک سری اطلاعیه و تراکت که مربوط به روز جهانی کارگر است در خیابانها و کوچه ها پخش و نصب کنیم . دوستان از جمله ، شما و م – ش را تعین کرده اند که این کار را در این مسیر ( مسیر منتهی به بازار ) انجام دهید.

ــ ای لاکردارها ! من از اول شما ها را می شناختم ولی شما ها هیچ وقت به من نمی گفتید که چه کاره هستید ، من خودم سالهاست که کمونیست هستم و... باور کنید وقتی شما ها را دیدم حدس زدم که برای چه آمده اید . چشم شما که از من بخواهید که جانم را فدا کنم . این که چیزی نیست . این که درخواست کوچکی است . به روی چشمام . فردا صبح زود به همراه م – ش مسیر تعیین شده را از نوشته های روز کارگر پر خواهیم کرد .

بعد ازاینکه صحبت هایمان با س ــ غ به پایان رسید ، در حالی که شب از نیمه گذشته بود ، یک بار دیگر به طرف پلاکاردی که در جلو پاساژ ساتی پائین تر چلوکبابی حاتم نصب کرده بودیم حرکت کردیم تا برای بار دیگر شانس خودمان را امتحان کنیم . راستش نمی توانستیم خودمان را راضی کنیم که آن پلاکارد همان طور وارونه آنجا باشد . برای اینکه فردا وقتی مردم آن را مشاهده کنند به ما می خندند و... لذا برگشتیم تا بتوانیم برای بار دوم به بالای درخت برویم و پلاکارد را درست کنیم. خود را به محل مورد نظر رساندیم . همه جا را به دقت زیر نظر گرفتیم . اوضاع در مجموع بد نبود . به هرشکلی که بود در یک فرصت مناسب به بالای درخت رفتیم و به سرعت پلاکارد را درست کرده ، پایین آمدیم و بدون اینکه مشکلی برایمان پیش بیاید به سوی مقصد بعدی ( اطراف فروشگاه خطیبی ) و نصب پلاکارد سوم حرکت کردیم . ( تا این پلاکارد را درست کردیم چند مدت طول کشید که زمان آن برایم مشخص نبود.) در یکی از مسیرهای منتهی به بازار متوجه شدیم که دو نفر با صورت بسته مشغول نصب تراکت و اطلاعیه به در و دیوارهستند . با نگاه به متن یکی از اطلاعیه ها فهمیدیم که در رابطه با اول ماه مه و روز کارگراست. همان اطلاعیه های خودمان بود . دانستیم که آن دو نفر نیز از دوستان ما هستند . خودمان را به آنان نشان ندادیم و به قصد نصب آخرین پلاکارد ، به سوی محل مورد نظر ( اطراف فروشگاه خطیبی ) حرکت کردیم .

درختان خیابان آزادی خیلی بلند بود و ما از چند روز پیش دو درخت را برای نصب پلاکارد دراین خیابان شناسایی کرده بودیم . وقتی به پای درخت ها رسیدیم هوا هنوز تاریک بود . از درخت ها بالا رفتیم تا پلاکارد را نصب کنیم. از شانس ما زمانی که هنوز بالای درخت بودیم یکی از گشت های پیاده سپاه پاسداران از آن مسیرعبورکرد و چند مدتی در آن مسیر مکس کردند، ما هاج و واج مانده بودیم که چکار کنیم . خودمان را پشت توده ای از شاخه و برگ پنهان کردیم ومثل یک شیئ بی جان ، بدون حرکت در جای خود میخکوب شدیم . به سختی نفس می کشیدیم و هر آن منتظر بودیم که گشت متوجه ما بشود و بدون درنگ ما را به گلوله ببندد. خوشبختانه گشت از آنجا رد شد و مسیر خود را به سمت میدان شهرداری ادامه داد . هوا داشت کم کم روشن می شد و کارگران خباز یکی پس از دیگری عازم محل کارشان بودند . از صحبت هایی که با مأموران و نیروهای گشت پیاده داشتند متوجه می شدیم که کارگر خبازند . به آرامی و بدون اینکه کسی متوجه ما بشود از درخت ها پائین آمدیم و به سوی منزل حرکت کردیم . نزدیکی های صبح بود که به خانه رسیدیم .

خیلی خسته بودیم . خواستیم برای مدتی استراحت کنیم . اما آنقدر اضطراب داشتیم که در نهایت قادر به این کار نشدیم . به ناچار بلند شدیم و منزل را ترک کردیم و به کوچه و خیابان آمدیم تا بازتاب فعالیت های شب گذشته خود و دوستان را ببینیم و با مردم حرف بزنیم. اولین جایی که رفتیم مغازه کاک قادر بود که صبح ها سیب زمینی و تخم مرغ پخته می فروخت و مردم دسته دسته به آن مغازه که در میدان منگوران قرار داشت می رفتند و صبحانه می خوردند. من و محمود هم ، برای صرف صبحانه به آنجا رفتیم . مردم اطلاعیه ها را دیده بودند و از آن ها صحبت می کردند . بعد از صرف صبحانه به مناطقی که قرار بود نوشته های روز کارگر در آن مناطق پخش شود رفتیم و از جمله به خیابان ها و محله های ملاجامی، تپه قاضی، سیدآشان، آش مام احمد، کانی مام قمبران، کانی سوفی تها، چهارراه آزادی، سه راه وفایی، کوچه ارمنیان، کوچه خری، محمودکان، پشت تپ، باغی سیسه و گمرک سر زدیم . با وجود حکومت نظامی و توجه به اینکه شهر تماماً در اختیار نیروهای دولتی بود ، اما کارگران و فعالان کارگری شب هنگام تمام شهر را از نوشته ها و اطلاعیه های روز جهانی کارگر پرکرده بودند و به هر کجا که سر می زدیم بحث روز کارگر و پخش اطلاعیه به مناسبت این روز بود.

فردای آن روز نیروهای دولتی وقتی متوجه شدند که خیابان ها و کوچه های شهر پر از شعارها و نوشته های کارگری و اطلاعیه های روز جهانی کارگر شده است ، بلافاصله دست به کار شده و برای جمع آوری و از بین بردن آن ها دست به دامن نیروهای گشت پیاده سپاه پاسداران شد ، تا با استفاده از این نیروها هم کوچه ها و خیابان ها را از اطلاعیه ها و شعارهای روز جهانی کارگر ، به قول خودشان پاکسازی نماید و هم با پخش گسترده این نیروها در سطح شهرو به اصطلاح ایجاد رعب و وحشت ، مردم را بترساند. از این رو نیروهای دولتی در تمام شهر پخش شده بودند تا با نشان دادن خود به مردم جلو برنامه ها و اعتراضات احتمالی در روز کارگر را بگیرند.

در آن زمان بیش از 70 درصد نانوایی های شهر مهاباد با ما در ارتباط بودند . ما آنان را سازماندهی کردیم که از ساعت 10 الی 11 صبح دست از کار بکشند و برای مردم در مورد روز جهانی کارگر صحبت کنند و در بین مردم شیرینی و شکلات پخش نمایند . ( بعد از تصرف شهرمهاباد توسط دولت ، مردم از کمبود نان رنج می بردند و برهمین اساس همه روزه برای تهیه نان ، جلو درب نانوایی ها ، صف می کشیدند و بعضی مواقع حتی تا ساعت ها منتظرمی ماندند ) . به همین دلیل ما محل خبازیها را در مجموع برای تبلیغ مسائل این روز و در این رابطه خواست ها و مطالبات مورد نظر کارگران مناسب دیدیم . چون در جلو هر نانوایی تعداد 20 الی 30 نفر همیشه منتظر نان بودند و با این تصمیم ما در اکثریت شهر حضور پیدا می کردیم بدون اینکه هزینه ای هم بدهیم و قرار براین شد که هرکارگر تلاش کند تا حتی المقدور با تعداد هرچه بیشتری از اهالی شهر در خصوص این روز تاریخی و اهداف و مقاصد آن صحبت کنند. ما هم تعیین شده بودیم که در صورت امکان در محل سه راه میدان آرد و میدان کارگران ساختمانی سخنرانی کنیم . البته باید اذعان کنم که شرایط خیلی سخت بود و دولت ظاهراً قرار داشت که با تمام قدرت مردم را سرکوب کند و جلوی اعتراضات آن ها را در قبال فشار و بی عدالتی های فزاینده ی موجود بگیرد . لذا هرگونه اعتراضی را با دستگیری و زندان و اعدام پاسخ می داد .

در آن روز نیروهای دولتی که از پخش و نصب این همه نوشته و اطلاعیه مات و مبهوت شده بودند سراسیمه به نقاط مختلف شهر سرمی زدند تا شعارها و اطلاعیه های روز جهانی کارگر را جمع آوری و از بین ببرند . غافل از اینکه در سه نقطه مهم شهر، در وسط خیابان ، سه عدد پلاکارد نصب شده است که به ویژه یکی از آن ها در بغل گوش خود آن ها ( کلانتری 11 ) می باشد . ما در آن روز و در آن ساعات در آن خیابان ها پرسه می زدیم و به دفعات شاهد این بودیم که چگونه مردم از دیدن آن پلاکارد ها خوشحال می شدند و برای کسانی که این کار را کرده بودند درود می فرستادند. آنان نمی توانستند شادمانی خود را از این که این پلاکارد ها به ویژه در آن نقاط حساس نصب شده بودند پنهان دارند و از این که هنوز کسانی هستند که فریاد آزادی را سرمی دهد به هم دیگر تبریک می گفتند. واقعیت اینکه در آن روز، لااقل برای چند ساعت هم که شده ، شهر به شرایط و اوضاع و احوال روزهای اول انقلاب تبدیل شده بود.

حدود ساعت 11 صبح بود که نیروهای لباس شخصی متوجه شدند که کارگران در خیابان ها پلاکارد های قرمز رنگی نصب کرده اند . لذا بخشی از نیروهای خود را که همگی مسلح بودند ، برای جمع آوری آن ها به محل های یاد شده فرستادند . اولین پلاکاردی را که شناسایی و اقدام به کندن آن کردند همان پلاکارد جلو پاساژ ساتی بود . پله ای را که بهمراه آورده بودند به تنه درخت تکیه دادند و یکی از نیروهای سپاه به بالای درخت رفت و پلاکارد را پاره کرد. نیروهای دولتی خیلی عصبانی بودند و همین طور بد و بیراه می گفتند و فحش می دادند . مردم هم به آنان نگاه می کردند و از اینکه این نیروها ناراحت و عصبی هستند و به خود می پیچند خوشحال می شدند و با خنده همدیگر را نگاه می کردند. این نیروها با حمل پله به تمام خیابانها سر می زدند تا اگر پلاکاردی در یکی از خیابانها نصب شده باشد آن را جمع کنند . به هرحال پلاکاردهای روز جهانی کارگر، تا ساعت ها جلو چشم مردم بودند و مردم از این بابت خیلی خوشحال شده بودند .

من هم بر اساس تقسیم کاری که کرده بودیم ، در یک فرصت مناسب ، در سه راه میدان آرد ، برای دقایقی در بین مردم سخنرانی کردم و چنین گفتم :

" مردم ! امروز روز کارگر است . این روز به همه شما مبارک باد . ما همه کارگریم و باید درخواست کار کنیم . دولت موظف است که به ما کار بدهد و در غیر این صورت برای ما بیمه بیکاری تعیین نماید . مردم ! اگر ما سکوت کنیم از گرسنگی خواهیم مرد ". مردم زیادی به دور من حلقه زده بودند و به حرف های من گوش می دادند . در پایان با این دو شعار: " زنده با روز جهانی کارگر! زنده باد حکومت کارگری ! صحبتم را به پایان رساندم و به سرعت از آن محل دورشدم . . .

محمود آخکند هم در میدان کارگران ساختمانی سخنرانی کرد . او هم در مورد روزجهانی کارگر و اهداف آن با مردم صحبت کرد بود و مطابق برنامه پس از چند دقیقه از محل دور شد . . .

*

به این ترتیب روز جهانی کارگر، در سال 1362 ، به تناسب توان و وسع کارگران و فعالان کارگری ، در میان مردم شهر مهاباد و در محلات و خیابان های این شهر برگزار شد و بدون هیچ مشکلی به پایان رسید . شهر تا ساعت 5/11 صبح متأثر از شعارها ، اطلاعیه ها و نوشته های کارگری بود و حدوداً در 70 درصد نانوایی ها هم مراسم روز کارگر برگزار گردید . نیروهای دولتی نیز بعد از اینکه اطلاعیه ها و نوشته های کارگری را جمع آوری کردند ، نیروهای زیادی را به سطح شهر و مراکز مختلف آن فرستاد تا جلو تحرکات و اعتراضات احتمالی کارگری و مردمی را بگیرند. بعد از اینکه نیروهای دولتی نوشته های کارگری را جمع آوری کردند به فکر سرکوب و دستگیری فعالان کارگری افتادند و به محل های که فعالان کارگری رفت و آمد می کردند سر زدند تا آنان را دستگیر کنند. اما به دلیل عملیات نیروهای کومله درتاریخ 12 اردیبهشت یعنی یک روز بعد از اول ماه مه در روز روشن ( ساعت 11 صبح ) که صورت گرفت دیگر ما را از یاد بردند و چند ما بعد اقدام به دستگیری فعالان کارگر کردند.

*

بعد از آن روز تا مدت ها این سئوال ذهن مرا به خود مشغول کرده بود که به راستی چرا نظام های سرمایه داری وعوامل و نیروهای تحت امر آن ، تا این اندازه از خواست ها و مطالبات کارگران ، از جمله بزرگداشت این روزجهانی و تاریخی و برجسته کردن شعارها ، خواست ها و اهداف آن وحشت دارند و به ویژه در کشورهایی همچون کشورما ، به هیچ وجه آن را برنمی تابند و از برگزاری مراسم آن جلوگیری می کنند ؟ چرا کارگران و فعالان کارگری را صرفاً به دلیل شرکت درمراسم این روز به زندان می افکنند و به انواع و اقسام مجازات ها محکوم می نمایند ؟ خواست ها و مطالبات کارگران و بطورمشخص برگزاری مراسم اول ماه مه ، روزجهانی کارگر، چرا تا این حد خواب را از چشمان سرمایه داران وعوامل آنان می رباید و موجبات هراس و وحشت آنان را فراهم می کند ؟ مگر کارگران و فعالان کارگری چه می گویند و چه می خواهند که باید لشکری را برای جلوگیری از مراسم آنان در روز کارگر بسیج کرد و با تمام قوا ، از انعکاس نظرات و بیان خواست ها و مطالبات این طبقه ــ که چیزی جز بیان خواست ها و مطالبات حق طلبانه و انسانی اکثریت عظیمی از انسان های تولید کننده و کارگر نیست ــ ممانعت به عمل آورند و نوشته ها و اطلاعیه های آنان را با دستپاچگی هر چه تمام تر از کوچه ها و خیابان های شهر جمع آوری و پاکسازی نمود ؟ کارگران چیزی جز خوشبختی و رفاه برای همه آحاد جامعه ، از طریق الغای مناسبات نابرابر طبقاتی ــ که در آن همه ثروت و رفاه از آن عده ای قلیل به نام سرمایه دار و تمامی فقر و خانه خرابی و سیه روزی برای اکثریت آحاد جامعه ، به نام کارگر است ــ نمی خواهند . همین یک نمونه ( اجرای مراسم روز جهانی کارگر، توسط کارگران درشهر مهاباد ، و بسیج گسترده نیروهای نظامی و انتظامی ، برای جلوگیری از اجرای مراسم کارگران در این روز و همچنین جمع آوری پلاکارد ها و نوشته های آنان با آن سرعت و دستپاچگی هر چه تمام تر ) به عنوان مشتی از خروار، خود حکایت از این نمی کند که در پس همه این تحرکات و تهاجمات طبقاتی و سرکوب گرانه ، منافع طبقه ای خاص ( طبقه سرمایه دار ) خوابیده است که از قبل بهره کشی و استثمار وحشیانه و روزافزون کارگران و تحمیل فقر و سیه روزی و خانه خرابی به طبقه کارگر ، انباشت سرمایه می کند و سود های نجومی به جیب می زند ؟

قابل توجه اینکه بهره کشی و استثمار کارگران در طول این مدت با شدت هرچه تمام تر ادامه یافته و امروزه حتی بیش از گذشته و به شکل بسیار بی رحمانه تری از جانب طبقه سرمایه دار دنبال می شود . تا آنجا که در شرایط موجود حتی از سفره خالی کارگران نیز نمی گذرند و آن را هم مورد تهاجم و تعرض قرار می دهند .

*

درپایان بد نیست که به این مسئله نیز اشاره کنم که در آن زمان هرگونه فعالیت کارگری ( درمنطقه ما ) عیناً با تشکیلات کومله و فعالیت های آن تداعی می شد و ما به جای اینکه زیر اطلاعیه ها و نوشته های خود اسم تشکل کارگری یا اسامی کارگران را بنویسم ، اسم کومه له را می نوشتیم . لذا به همین دلیل است که من می گویم هر گونه فعالیت کارگری بدون نام کومه له وجود نداشت. اما بعد از چندین و چند سال مبارزه و فعالیت ، امروزه کارگران به این درک سیاسی رسیده اند که باید مستقل باشند و زیر بار مسئولیت هیچ یک از احزاب و سازمان ها نروند . تأسف بار اینکه ده ها نفر از کارگران ، برای رسیدن به چنین درکی ( درک توده ای و جنبشی از فعالیت و مبارزه ) جان خود را از دست داده اند . امروزه دیگر این کارگران نیستند که باید گوش به فرمان احزاب و تشکل های سیاسی باشند ، بلکه برعکس ، این احزاب و تشکل های سیاسی هستند که از قابلیت ها و توانایی های جنبش کارگری بهره می برد.

 

علی خورشیدی، امین عزیزی، نجم الدین عزیزی و محمود صالحی در حین کارکردن

محمود صالحی

89/7/16

منتشر شده در بخش: جنبش کارگری: مقالات
کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!
"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کودکان

کار، انتخاب آگاهانه کودک نیست

هر كشوري كه كودكانش مجبور به كار كردن هستند بايد احساس خطر كند چرا كه اين پديده به معني تامين نبودن خانواده‌هاي آنان بلحاظ معيشتي است. به گزارش مورخ 30 اردیبهشت ایلنا، يك فعال حقوق کودکان کار گفت: به...

جنبش کارگری: کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here