ترجمه: شادی معصومی
بیست و دومین کنگرۀ اتحادیۀ عمومی کارگران تونس (UGTT) در فاصلۀ 25 تا 28 دسامبر برگزار گردید. بخش اعظم این کنگره به انتخابات رهبری جدید ملی اختصاص داده شد بود. دفتر اجرایی جدید به وضوح بهتر از گذشته است. چرا که بر پایۀ فعالین واقعی درگیر در مبارزه که هنوز فاسد نشده اند، قرار دارد.
یک فهرست بدیل نیز حول افراد نزدیک به معاون سابق رهبری تهیه گردید. این فهرست شامل برخی افرادی می شد که خود را مستقل می نامند، هرچند تعدادی از آن ها در حقیقت به اسلامگرایانی نزدیک هستند که در حال حاضر در قدرت قرار دارند (تخمین زده می شود که تقریباً 10 درصد از شرکت کنندگان در کنگره، با اسلامگرایان در ارتباط باشند). اکثریت قریب به اتفاق اعضای دفتر اجرایی جدید از لحاظ تاریخی به جناح چپ اتحادیه های کارگری تعلق دارند و این مشخصاً یک پیروزی برای چپ است. نیمی از افراد منتخب، یا عضو یک حزب نیستند و یا دیگر در احزاب مختلف عضویت ندارند. این موضوع به عنوان مثال در مورد دبیرکل جدید صدق می کند. او جزء اقلیت دفتر اجرایی سابق بود و به جنبش دموکراتیک و چپ تعلق دارد. ضمناً او بیست سال پیش یکی از اعضای حزب کمونیست بود. این حقیقت که دیدگاه های سیاسی از سوی رهبران حزب نمایندگی نمی شد، خود عاملی در جهت تسهیل انتخاب این فهرست برنده بود. به عنوان مثال، سامی الطاهری، معلم و محمد مسلمی از اتحادیۀ منطقۀ "بن عروس" هر یک به ترتیب از فعالین جنبش میهن پرستان دموکراتیک (MPD) و حزب میهن پرست و دموکراتیک کارگران (PTPD) هستند. اما با این وجود، آن ها به عنوان فعال کارگری در دفتر اجرایی انتخاب شدند و به رهبری احزاب مذکور وابسته نیستند. فاید الفاید، از فعالین حزب کارگران کمونیست تونس (PCOT) در فهرست بود که به عنوان نمایندۀ "اتحادیۀ معلمین مقطع ابتدایی" انتخاب گردید. اما PCOT تمایل داشت تا یکی دیگر از فعالین اش با نام جیلانی حمامی نیز در دفتر اجرایی باشد. اکثریت اعضای فهرست برنده اعتقاد داشتند که حضور دومین فعال PCOT در دفتر اجرایی ناممکن است. آن چه اکنون اهمیت دارد اینست که ببینیم رهبری جدید در شرایط مطرح شدن مطالبات مختلف در سطح دموکراتیک و اجتماعی چه خواهد کرد. گذشتۀ افراد منتخب مشخص است، اما این برای پیش بینی اقدامات آتی آن ها کافی نیست.
بحث سیاسی کوچکی در این کنگره درگرفت (با این حال پیشنهاداتی با محتوای چپ علیه بیکاری، و پروژه های اقتصادی نئولیبرال پذیرفته شد).
دفتر جدید به دنبال تغییر UGTT است؛ وظیفۀ بزرگی آغاز شده و تغییر در اساسنامه نیز به طور اخص در برنامه قرار دارد. فهرست برندگان نه بر پایۀ عقاید، که برای پیروزی انتخابات تشکیل شد. این یکی از دلایل عدم حضور زنان در این فهرست بود: کسانی که فهرست را تهیه می کردند گمان می بردند که این موضوع مانع رأی کافی برای پیروزی فهرست خواهد شد (97 درصد از نمایندگان کنگره مرد بودند، در حالی که 47 درصد از اعضای UGTT را زنان تشکیل می دادند). با این وجود، فهرست برندگان باید شامل زنان نیز می شد. این که هیچ یک از زنان در دفتر سیاسی نیستند، غیر قابل پذیرش ترین انتخابی است که از سوی این کنگره صورت گرفته. این امر دموکراتیک نیست و بسیاری از فعالین را متعجب کرد. زنان حدود 50 درصد از کارگران صنعت پُست را تشکیل می دهند و در بخش هایی نظیر آموزش، درمان و توریسم، اکثریت را دارند. بیش از 60 درصد از کارگران نساجی، زنان هستند. زنان در مبارزه برای پایین کشیدن بن علی از قدرت پا به پای مردان حضور داشتند. بحثی بر سر تغییر قوانین داخلی، من جمله سهم زنان در رهبری، آغاز اتحادیه ها و شعبه های منطقه ای و غیره صورت خواهد گرفت. الزاماً باید تا کنگرۀ بعدی برای نهایتاً شرکت زنان در دفتر اجرایی، صبر کرد.
منبع: میلیتانت
فراخوان اعتصاب از سوی اتحادیه های کارگری مصر به دلیل مخالفت گروههای اسلامگرا مورد استقبال قرار نگرفت.
این اتحادیه ها از مردم خواسته بودند تا در اعتراض به شورای نظامی دست به نافرمانی مدنی بزنند، اما مخالفت احزاب سیاسی موجب شکست این فراخوان شد.
به گزارش خبرگزاری ها از قاهره، روز شنبه زندگی در پایتخت روال عادی داشت و کمتر کسی دست از کار کشیده بود.
مصطفی باغ خبرنگار اعزامی یورونیوز به مصر می گوید: «اتحادیه ها انتظار داشتند که دعوتشان به نافرمانی مدنی با استقبال زیادی روبرو شود. آنها چوبه داری برپا کردند تا به این وسیله به شورای نظامی بگویند که جدی هستند و ممکن است همان بلایی که سر مبارک آمد سر آنها هم بیاید.»
در دوره حکومت حسنی مبارک در مصر، مقررات سخت و محدودیتهای زیادی برای تشکیل اتحادیه و اعتصاب کارگران اعمال میشد.
تا سال قبل هم حداقل دستمزد در این کشور رسما برای سه دهه تغییر نکرده و ثابت مانده بود.
اعتصاب کارگران در ماه فوریه که اعتراضات علیه حسنی مبارک، رئیس جمهوری وقت مصر در جریان بود، نقش مهمی در تحولات این کشور داشت.
اعضای "جنبش ششم آوریل جوانان" که از پیشتازان این اعتراضها بودند، از تلاش سه سال پیش برای اعتصاب عمومی در منطقه صنعتی دلتای نیل الهام گرفتند.
در نتیجه، کارگران انتظارات زیادی از "عصر بعد از انقلاب" در مصر دارند.
در این مدت، در مصر اتحادیههای کارگری جدیدی شکل گرفتهاند و از ماه فوریه تاکنون (در حدود دو ماه اخیر) اعتصابهای زیادی انجام شده است.
فعالان اتحادیههای کارگری امیدوارند که با حضور چشمگیر کارگران در روز اول ماه مه (روز جهانی کارگر) در میدان تحریر، دولت مصر را به پذیرش خواستههایشان ترغیب کنند.
سطح پایین حداقل دستمزد که تقریبا معادل ۷۰ دلار است، موضوع اصلی مورد اعتراض کارگران مصر به شمار میرود.
با توجه به افزایش مرتب قیمت مواد غذایی، نمایندگان اتحادیههای کارگری مصر میگویند که حداقل دستمزد کنونی برای تامین معاش زندگی کافی نیست.
کارگران مصر درخواستهای دیگری هم دارند؛ در دوره حکومت حسنی مبارک در این کشور برخی کارخانههای دولتی، خصوصی شده بودند و الان درخواستهای برای ملی کردن دوباره آنها مطرح شده است.
با توجه به کاهش شدید درآمدهای دولتی به دنبال اعتراضات و ناآرامیهای ماههای گذشته در مصر، دولت این کشور در تامین خواستههای کارگران با مشکلاتی روبهرو است.
به ویژه آن که کسری بودجه مصر به ۱۲ درصد رسیده است و نخست وزیر این کشور خواهان دریافت کمکهای اضطراری از صندوق بینالمللی پول شده است.
آلن باديو : باد شرق بر باد غرب غلبه كرده است. تا كى در اين غرب بيكاره و رو به افول، جامعة بين المللىِ كسانى كه هنوز خيال مى كنند ارباب جهانند، مى خواهند به تمام دنيا درس رفتار درست و مديريت صحيح بدهند؟ آ يا مضحك نيست كه چند روشنفكر گوش به فرمان، سربازان ورشكستة پارلمانتاريسم سرمايه سالارى، كه نقش بهشت آفت زده را براى ما بازى مى كند، بخواهند از وجود خودشان براى خلقهاى ارجمند تونس و مصر مايه بگذارند تا به اين مردم وحشى الفباى «دموكراسى» را بياموزند؟ راستى كه سخت جانى گستاخى استعمارى چه دردناك است! آيا روشن نيست كه اين ما هستيم كه بايد از قيامهاى مردمى كنونى درس بگيريم؟
آرى، ما بايد شاگردان اين جنبشها باشيم، نه استادانى ابله براى آنها. چون آنها، با نبوغ ويژه يى كه در نوآوريهايشان نهفته است، فصولى چند از سياست را احيا كرده اند كه مدتهاست به گوش ما خوانده مى شود كه ديگر اعتبارى ندارند. به ويژه اين اصل را كه «مارا» مدام گوشزد مى كرد: در زمينة آزادى، برابرى، رهايى، ما همه چيز را مديون قيام مردمى هستيم.
شورش بر حق است. هم چنان كه دولتهاى ما و آنهايى كه سنگشان را به سينه مى زنند، مديريت را بيشتر از سياست مى پسندند، به همان نحو مطالبه را هم به شورش، و گذار منظّم را به هر نوع گسست ترجيح مى دهند. آن چه مردم مصر و تونس به ما يادآورى مى كنند آن است كه تنها اقدامى كه مى تواند درحد غصب فضاحت بار قدرت دولتى ـ كه احساسى همگانى است ـ باشد، قيام عمومى است. و در چنين حالتى، تنها شعارى كه مى تواند اجزاى گوناگون توده را متّحد كند، اين است: «تو كه آن جا نشسته اى، برو گم شو». امّا اين كه قيامى عليه قدرت دولت بتواند به پيروزى كامل برسد، حاوى درسى است كه اعتبار جهانى دارد. اين پيروزى همواره نشانة افقى است كه هر اقدام جمعى خارج از حيطة قانون، در آن جاى مى گيرد؛ افقى كه ماركس آن را «زوال دولت» نام داده است.
يعنى كه خلقها در اتّحادى داوطلبانه براى اِعمال قدرت خلّاقه يى كه در خود دارند، مى توانند روزى از شرّ قهر شوم دولتى خلاص شوند. درست به همين خاطر و براى اين ايدة نهايى است كه در تمام جهان، وقتى شورشى يك قدرت مستقر را سرنگون مى كند، شور و شوقى بى پايان برمى انگيزد.
يك جرقّه مى تواند آتشى در دشت ايجاد كند. همه چيز با مرگ مرد بيكارى كه از روى استيصال خود را به آتش كشيد شروع شد. اين حركت طى چند روز، چند هفته، به ميليونها انسان گسترش يافت. اين گسترش افسانه يى از كجا مى آيد؟ آيا شيوع اپيدمى آزاديخواهى است؟ نه، اين حادثه، به وجودآمدن ناگهانى نه يك واقعيت تازه بلكه هزاران امكان و فرصت است.
هيچ يك از آن ها تكرار آن چه قبلاً روى داده نيست. به همين دليل منتهاى كورذهنى است كه گفته شود «اين جنبش در طلب دموكراسى است» (به طور ضمنى يعنى همان كه ما در غرب از آن برخورداريم) يا «اين جنبش خواهان بهبود اجتماعى است» (به طور ضمنى يعنى رفاه نسبى خرده بورژواى جامعة ما). قيام مردمى كه از حادثه يى ناچيز شروع مى شود و در همه جا طنين مى افكند، براى همة جهان امكاناتى ناشناخته خلق مى كند. در مصر واژة «دموكراسى» عملاً بيان نشد. در آن جا صحبت از مصر نوين است. از خلق واقعى مصر، از مجلس مؤسّسان، از تغيير مطلق زندگى، از امكانات شگفت انگيز و بى سابقه. صحبت از دشت جديدى است كه به جاى دشتى خواهد آمد كه جرقّة به وجودآورندة آتش از آن برخاست. اين دشت آينده، در فاصلة بين اعلام دگرگون شدن توازن قوا و اعلام به عهده گرفتن وظايف نوين قراردارد.
خلق، تنها خلق آفرينندة تاريخ جهانى است. بسيار جاى شگفتى است كه در غربِ ما، حكومتها و رسانه ها، شورشيان ميدان قاهره را خلق مصر تلقّى كنند. چطور ممكن است؟ خلق، تنها خلق معقول و قانونى براى آنها، مگر معمولاً به اكثريت در يك نظرخواهى يا در يك انتخابات خلاصه نمى شود؟ پس چطور ممكن است كه ناگهان صدها شورشى معرّف يك خلق ۸۰ميليون نفرى شوند؟ اين درسى است كه فراموشش نبايد كرد و ما فراموشش نمى كنيم.
وقتى عزم، پافشارى و شهامت از آستانه يى فراتر رفت، خلق درواقع مى تواند وجود خود را در يك ميدان، در يك خيابان، در چند كارخانه، در يك دانشگاه و... متمركز كند. چون تمامى جهان شاهد اين شهامت و به ويژه خلّاقيتهاى حيرت انگيز همراه آن خواهد بود. اين خلّاقيتها خود دليلى است بر اين كه خلق اين جاست.
در جريان يك حادثه، خلق از كسانى تشكيل مى شود كه مى توانند مسائلى را كه آن حادثه برايشان پيش آورده است، حل كنند. مثلاً درمورد اشغال يك ميدان، غذا، خواب، نگهبانى، شعارها، نمازخواندن ها، درگيريهاى تدافعى، به طورى كه مكانى كه همه چيز در آن جريان مى يابد، مكانى كه به صورت نماد درآمده است، در دست خلق باقى بماند، به هر قيمت. اين مسائل در مقياس صدها هزار نفرى كه از همه جا آمده اند، حل نشدنى به نظر مى رسند، به خصوص كه دولت هم از اين محل ناپديد شده است. حل مسائل لاينحل بدون كمك دولت. سرنوشت يك حادثه همين است و همين است كه باعث مى شود خلق ناگهانى و براى مدتى نامعين در محلى به وجود آيد كه تصميم به جمع شدن در آن گرفته است.
بدون حركت كمونيستى، كمونيسم وجود ندارد. قيام مردمى كه از آن حرف مى زنيم، آشكارا نه حزب دارد، نه سازماندهى داراى هژمونى و نه رهبران شناخته شده. هميشه اين فرصت وجود خواهد داشت كه معلوم شود چنين مشخصاتى يك نقطة ضعف اند يا يك نقطة قوّت. به هرحال چنين است كه اين قيام، به شكلى كاملاً ناب، بى شك ناب ترين شكل از كمون پاريس به بعد، داراى تمامى مشخصات چيزى است كه بايد آن را كمونيسمِ در حركت ناميد. كمونيسم در اين جا آفريدنً مشترك سرنوشت جمعى معنى مى دهد.
هزاران امكان تازه در مورد اين تضادها، در هر لحظه ظاهر مى شوند كه دولت ـ هر دولتى ـ آنها را نمى بيند. مشاهده مى شود كه رديفى از مسيحيان درحال ايستاده، از مسلمانانى مراقبت مى كنند كه به ركوع رفته اند. هم چنين فروشندگانى را مى بينيم كه به بيكاران و فقيران غذا مى دهند. شاهد آنيم كه هركس با افراد ناشناسى كه در اطرافش هستند، گفتگو مى كند. هزاران شعار نوشته يى مى بينيم كه از طريق آنها زندگى هركس، بى هيچ گسست به تاريخ بزرگ همگانى مى پيوندد. مجموعة اين موقعيتها كمونيسم در حركت را تشكيل مى دهند. افتخار به خلقهاى تونس و مصر كه يگانه وظيفه سياسى حقيقى ما را به يادمان آوردند: در برابر دولت، وفادارى سازمانيافته به كمونيسم در حركت.
ما خواهان جنگ نيستيم ، ولى از آن ترسى هم نداريم. در همه جا صحبت از آرامش مسالمت جويانة تظاهرات غول آساست. و اين آرامش را با آرمان دموكراسى انتخابى مورد نظر جنبش در ارتباط دانسته اند. با اين همه بايد تصديق كرد كه در اين ميان صدها نفر هم كشته شده اند و باز هر روز كشته مى شوند. در بسيارى از موارد اين كشته ها، مبارزان و شهيدان ابتكار و بعد حفاظت از خود جنبش بوده اند. و در اين ميان چه كسى جز جوانان متعلق به محروم ترين لايه هاى مردم از هستى خود مايه گذاشته است؟ بايد طبقات متوسطى كه خانم آليومارى [وزير خارجه وقت فرانسه] گفته است نتيجة دموكراتيك مرحلة كنونى به آنها و فقط به آنها بستگى دارد، به ياد بياورند كه در لحظه تعيين كننده، ادامة قيام تنها به بركت تعهّد بى حدّ و مرز صفوف محرومان ميسّر شد. قهر تدافعى اجتناب ناپذير است.
آيا مى توان به طور جدى تصور كرد كه هدف اساسى اين ابتكارات و اين فداكاريهاى بى شمار فقط اين بوده كه مردم مخىّر به انتخاب بين سليمان و البرادعى شوند، هم چنان كه در كشور ما حقيرانه به انتخاب بين ساركوزى و اشتروس كان تن مى دهند؟ آيا تنها درس اين مرحله از جنبش فقط همين است؟
نه، هزار بار نه! البته فقط دولتهاى كشورهاى عرب نيستند كه ضدمردمى و، در عمق چه با انتخابات چه بى انتخابات، نامشروع اند. قيامهاى تونس و مصر، هر سرنوشتى پيداكنند، يك معناى عام و جهانى دارند: آنها حامل امكانات نوينى با ارزش بين المللى هستند.
ترجمه: منوچهر هزارخانى
برگرفته از سايت: http://www.aftabkaran.com/maghale.php?id=1484
... ولی انقلابهای پرولتری ... مدام از خود انتقاد می کنند، پی در پی حرکت خود را متوقف می سازند و به آنچه که انجام یافته به نظر می رسد باز می گردند تا بار دیگر آن را از سر بگیرند، خصلت نیم بند و جوانب ضعف و فقر تلاشهای اولیه خود را بی رحمانه به باد استهزا می گیرند، دشمن خود را گویی فقط برای آن بر زمین می کوبند که از زمین نیروی تازه بگیرد و بار دیگر غول آسا علیه آنها قد برافرازد... مارکس، هجدهم برومر
لوموند ۱۹فوريه ۲۰۱۱
فقر، بیکاری و استثمار فزاینده کارگران و خانواده هایشان، شرایط یک زندگی شایسته انسانی را از آنها گرفته است. کارگران در مصر، تونس، لیبی، یمن، الجزایر، بحرین، عراق و دیگر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا که سال ها تحت اسارت حاکمان سرمایه از ابتدائی ترین حقوق انسانی بی بهره بوده اند، رژیم های سرمایه داری حاکم در این کشور ها را به چالش گرفته اند.
مردم تونس در زمانی که کسی انتظارش را نداشت، بر علیه استبداد، سرکوب، بیکاری و استثمار به خروش در آمدند و انقلابی را جرقه زدند که به سرعت دامنه اش از تونس بسیار فرا تر رفت و به کشورهای دیگر در منطقه رسید. طبق آمار رسمی نرخ بیکاری در تونس ۱۴ درصد است و این رقم در میان جوانان از ۲۰ درصد فراتر می رود. نرخ تورم در سال ۲۰۱۰ به ۲۵ درصد رسید و در این میان افزایش قیمت مواد غذایی بسیار بیش از این میزان بود. دولت تونس که بن علی برای بیش از بیست سال به عنوان رئیس جمهور و سمبل استبداد بورژوازی در راس آن نشسته بود، با آغاز جنبش انقلابی کوشید که با سرکوب و کشتار بیرحمانه مردم، این جنبش را در خون فرو نشاند و مانع گسترش آن شود. اما قدرت و پتانسیل قیام مردم بسیار بیش از آن بود که حکومت بن علی می پنداشت. سیاست سرکوب وکشتار در همان نخستین روزهای تظاهرات، نتیجه بر عکس داد و باعث خشم و نفرت بیشتر مردم از حکومت و در نتیجه موجب گسترش دامنه تظاهرات ها شد. مردم شجاعانه در برابر پلیس تا دندان مسلح ایستادند و از خود دفاع کردند. دولت تا مرحله خطرناک سرنگونی کامل به عقب رانده شد. قیام مردم باعث شد که بن علی به عربستان سعودی فرار کند و به این گونه نخستین پرده این درام انقلابی با پیروزی مرحله ای مردم پایان یافت.
با سرنگونی بن علی، طبقه حاکم تونس کوشید که مردم را با وعده ی برگزاری انتخابات واستقرار دموکراسی در آینده نامعلوم به خانه هایشان بفرستد تا فرصت یابد که حاکمیت خود را برای دوره ای جدید و به شیوه دیگر سازمان دهد. اما فرستادن مردم قیام کننده از خیابان به خانه، در حالی که بجز سرنگونی بن علی به هیچ یک از خواسته های اصلی خود دست نیافته بودند، آسان نبود. دولتی که بعد از فرار بن علی به روی کار آمد، در مجموع از همان کسانی تشکیل شده بود که در دوران بن علی در مرکز قدرت بودند.با فرار بن علی از کشور، اعتراضات برای مدت کوتاهی فروکش کرد. اما مردم دوباره به خیابان ها ریختند و خواسته های خود را فریاد زدند. در ۲۰ فوریه دهها هزار نفر در پایتخت تونس و دیگر شهرها به تظاهرات پرداختند و خواهان سرنگونی دولت محمد غنوشی شدند. دولت محمد غنوشی در برابر موج اعتراضات فلج شد و او در ۲۷ فوریه مجبور به استعفا گردید. به این ترتیب جنبش اعتراضی مردم درتونس پا به مرحله دیگری گذاشت.
ویژگی برجسته و امید بخش مبارزات انقلابی در تونس که می توان آنرا در دیگر کشورها به ویژه در مصر دید، گرایش نیرومند ضد سرمایه داری آن است. نه جریان های اسلامی و نه دیگر جناح های بورژوایی نتوانسته اند تاکنون رهبری این انقلاب را از مردم بدزدند. شعار کار، نان، آزادی از همان آغاز شعار محوری مردم بوده است. با اینوجود، کارگران تونس اگرچه در جنبش انقلابی نقش مهمی داشته اند اما آنها هنوز نتوانسته اند، نه همچون افراد کارگر، بلکه همچون یک طبقه با خواست های مشخص و طبقاتی خود در این انقلاب شرکت کنند. کارگران تونس هنوز نتوانسته اند تشکل های مستقل سراسری و پرقدرت خود را ایجاد کنند. بوروکراسی حاکم بر اتحادیه های کارگری گرچه زیر فشارکارگران مجبور گردید که از خود تحرک نشان دهد و اعتصاباتی را سازمان دهد، اما این بوروکراسی سعی کرد سرنگونی بن علی را پیروزی نهایی قلمداد کند و با همین نگاه از دولت محمد غنوشی حمایت کرد.
لازم به تاکید است که قیام مردم تونس علیه دیکتاتوری و ریاضت کشی، بر سال ها خشم انباشته شده مردم مصر نیز جرقه زد و کشور در چشم به هم زدنی به خروش آمد؛ میلیون ها زن و مرد کارگر و زحمتکش و آزادیخواه و برابری طلب به خیابان ها ریختند و مبارک را سرنگون کردند.مبارزه طبقه کارگر در مصر تاریخی بسیار طولانی دارد. تنها با نگاه به گوشه ای از مبارزات کارگران مصر می توان دریافت که این مبارزات نقشی برجسته در بر پایی و تداوم موج گسترده و فزاینده جنبش نان و آزادی در این کشور دارد. در سال ۱۹۱۹ اتحادیه های کارگری در مصر نقش بسیار مهمی در مبارزات ضد استعماری داشتند. دو سال بعد از آن، ۹۰ اتحادیه، فدراسیون ملی کارگران مصر را تشکیل دادند. این فدراسیون ۵ سال به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه توسط دولت منحل اعلام شد. در سال ۱۹۴۷ کارگران اسکله در کانال سوئز در همبستگی با کارگران اندونزی، کشتی هلندی را بایکوت کردند؛ اتحادیه های کارگری با انتشار اطلاعیه ای سیاست های استعماری را افشا کردند و علی رغم تلاش های دولت های انگلیس و فرانسه، مانع عبور کشتی هلندی از کانال سوئز شدند. تنها در سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ حدود ۵۰۰ تشکل کارگری با هدف مبارزه علیه شرایط طاقت فرسای کار که مناسبات سرمایه داری و سیاست استعماری بر کارگران تحمیل کرده بود، بوجود آمدند. در دوره حکومت جمال عبدالناصر بین سال های ۱۹۵۶-۱۹۷۰ کارگران ابتدا از حکومت ناصر دفاع کردند اما وقتی که دولت ناصر دو تن از فعالین جنبش کارگری را اعدام کرد، حمایت کارگران را نیز از دست داد.
دوره مبارک، دوران اوج سرکوب جنبش کارگری بود. اعتصابات سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ با کشتار کارگران صنایع فولاد سازی و دستگیری و شکنجه فعالین کارگری همراه بود. اعتصاب کارگران نساجی و نخ ریسی در سال ۱۹۹۴ و اعتصابات سال ۲۰۰۸ را می توان ازجمله اعتصابات بزرگ کارگری این دوره بشمار آورد. این اعتصاب ها علی رغم تمایل رهبری کاملا سازش کار فدراسیون سراسری اتحادیه های کارگری مصر سازمان داده شده بود. در اعتصاب های سال ۲۰۰۸ کارگران در بسیاری از واحد های تولیدی علیه کاهش و قطع سوبسید مواد غذایی توسط دولت و با خواست افزایش دستمزدها و بهبود شرایط کار، دست به مبارزه زدند. این اعتصاب ها اگر چه سرکوب شدند و کارگران به خواسته های خود نرسیدند اما زمینه مبارزات بعدی را فراهم کردند. جنبش موسوم به ۶ آوریل که در مبارزات و تظاهرات اخیر نقش موثری داشه است، در سال ۲۰۰۸ و در جریان اعتراضات علیه قطع سوبسیدها و افزایش قیمت ها شکل گرفت. بعلاوه در سه سال گذشته روزی نبوده است که بخشی از کارگران مصر بر علیه کارفرماها و دولت مصر دست به اعتصاب و مبارزه نزده باشند.دولت حاکم بر مصر با اتخاذ سیاست های اقتصادی نئولیبرال در سال های گذشته به سفره خالی کارگران یورش گسترده تر برده و فقر واستثمار شدیدی را بر آنان و در حقیقت بر اکثریت مردم تحمیل کرده بود. بیش از ۴۰ درصد از مردم مصر با درآمد روزانه ۲ دلار زندگی می کنند؛ و این در حالی است که تحت حکومت سراپا فاسد مبارک، خود او و طبقه حاکم بر مصر با بهره کشی از کارگران، ثروت های افسانه ای انباشت کرده اند. این شرایط تنها می توانست به زور سرنیزه و سرکوب گسترده دوام بیاورد وهر لحظه امکان داشت که به هم ریخته شود.
با وجود سرنگونی مبارک، اما مبارزه هنوز به پایان نرسیده است. کارگران که سال ها در جنگ با رژیم سرمایه هزاران قربانی داده اند آیا قادر هستند که مهر خود را به این انقلاب ناتمام بزنند و آنرا به سرانجام برسانند؟
شورای نظامی که بعد از برکناری مبارک قدرت را در دست گرفته، وعده داده است که قانون اساسی موجود را بعد از اصلاح آن توسط کمیته ای که خود تعیین کرده است، به رفراندوم بگذارد. این وعده ای است که حتی در صورت انجام آن نیز کارگران به خواسته های اساسی خود که برای آن انقلاب کرده اند، دست نخواهند یافت. بخش های زیادی از کارگران و مردم مصر به خوبی از این واقعیت آگاهند. تداوم اعتصاب های کارگری و ادامه تظاهراتهای مردم بعد از سرنگونی مبارک، بیان گر این است که این انقلاب هنوز ادامه دارد.
سرنوشت این جنبشها و انقلابات آزادیخواهانه و عدالت طلبانه اکنون بیش از هر چیز دیگر به این بستگی دارد که طبقه کارگر در مصر و تونس و دیگر کشورها از این بعد چه نقشی در آن ایفا خواهد کرد. اگر کارگران در کارخانه¬ها و محله¬ها تشکلات خود را سازمان دهند، منشور کارگری خود را در مقابل آلترناتیوهای دیگر قرار دهند و سازمان سیاسی خود را سامان دهند، آنگاه می توان امید داشت که کارگران بتوانند ضربه ی نهایی را به نظام سرمایه داری بزنند و قدرت سیاسی را به دست گیرند.جنبش بپا خاسته در مصر، تونس، یمن، لیبی و دیگر کشورهای منطقه جنبشی آزادیخواهانه و عدالت طلبانه است؛ این جنبشی است برای نان، آزادی و حرمت انسانی. این جنبشی است که سیاست های نئو لیبرالی و ریاضت کشی اقتصادی سرمایه داری جهانی را هدف قرار داده است. در یک قسمت از کره زمین گرسنگان بپا خواسته اند تا حکومت سرمایه را به زیر بکشند. این آتشی است که شعله اش می تواند بسیار فرا تر رود و نویدی باشد برای رهایی طبقه کارگر از قید استثمار سرمایه در سراسر جهان.
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران خود را در کنار طبقه کارگر و انسان های آزادی خواه و برابری طلب در کلیه کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا می بیند و همبستگی خود را با آنان اعلام میدارد. ما امیدواریم که هم رزمان ما در کشور های منطقه با درس گیری از تجارب انقلاب ۱۳۵۷ ایران و ۳۲ سال مبارزات آزادی خواهانه و عدالت طلبانه علیه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی، اجازه ندهند که سرمایه داران، احزاب و شخصیت های آنان با شیوه ها و نام های گوناگون و با وعده های پوچ برای دوره ای دیگر به استثمار و سرکوب آنان ادامه دهند. این مبارزه را باید تا نابودی نظام استثمارگر سرمایه داری به پیش برد. بی شک جنبش کارگری و آزادیخواه و برابری طلب ایران نیز درسهای بیشماری برای آموختن از مبارزات مردم در شمال آفریقا و خاورمیانه پیش رو دارد.
کارگران جهان متحد شوید!
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۲۸ فوریه ۲۰۱۱
این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید
http://www.etehadbinalmelali.com
آنچه در مصر می گذرد برای انقلابیون غیر قابل باور است .هنگامی که به 25 ژانویه نزدیک می شدیم آیا می توانستید حدس بزنید که چنین اتفاقاتی در حال رخ دادن باشند ؟
البته ما بطور تئوریک احساس می کردیم که اوضاع سیاسی از چند سال گذشته به این سو در حال تغییر است ، و پیش بینی می کردیم که یک انقلاب در راه باشد . اما هیچ نمی دانستیم که انقلاب در 25 ژانویه اتفاق بیفتد . تعداد بسیار زیادی از مردم در این تظاهرات شرکت کردند و روحیه جنگنده ای که از خود نشان دادند غیر قابل پیش بینی بود . ما تقربیا به این عادت کرده بودیم که به فراخوان های ما برای تظاهرات حدود 100 تا 200 نفر پاسخ مثبت بدهند ، و پس از دخالت پلیس به سرعت پراکنده شوند .اما در 25 ژانویه تعداد کسانی که در قاهره و اسکندریه و دیگر شهر ها به تظاهرات پیوستند به شدت افزایش یافت .معترضین با موفقیت حملات پلیس را یکی پس از دیگری دفع کردند .آنها به طرف پلیس سنگ پرتاب می کردند .مردم از خانه هایشان بیرون می آمدند و به ما ملحق می شدند . زنان هلهله می کردند و برای ما شیرینی پرتاب می کردند . در پایان روز 25 ژانویه ما به این نتیجه رسیدیم که لحظه انقلابی فرا رسیده است .
نقش سوسیالیست های انقلابی و دیگر نیروهای چپ در بسیجی که روز 25 ژانویه انجام شد چه بود ؟
ما و دیگر نیروهای چپ همراه با جنبش جوانان 6 آوریل نقش کلیدی در روز 25 آوریل ایفا کردیم . اخوان المسلمین از فراخوان ما برای اعتراض استقبال نکردند .طبق معمول آنها نمی خواستند در اقداماتی که خودشان در برانگیختن آن نقشی نداشته اند و کنترل آن را در دست ندارند همکاری کنند . بنابر این چپ نقش رهبری را در این روز بازی کرد .ما و دیگر نیروهای چپ در روز 25 آوریل استراتژی مشترکی را تعیین کردیم . بطور مثال ما تصمیم گرفتیم تظاهرات پراکنده ای در نقاط مختلف قاهره و یک راه پیمایی در میدان تحریر داشته باشیم .ما این کار را به منظور پیشدستی بر نیروهای امنیتی انجام دادیم تا آنها قادر نباشند همچون گذشته با تمرکز نیروهایشان بر اقدام ما قبل از آنکه آغاز شود فائق آیند .
رسانه های غربی و مصری مدام تکرار می کنند که این سازماندهی از طرف جوانان با استفاده از فیس بوک و دیگر رسانه های اجتماعی صورت گرفته است .آیا می توانید ماهیت طبقاتی انقلاب را در چند روز اول برای ما توضیح دهید ؟
جوانان از طبقات مختلف با انگیزه های خودشان علیه رژیم شرکت کردند و نقش رهبری کننده در شعله ور کردن آتش انقلاب ایفا کردند .اما در این میان نقش طبقه کارگر از همان روز اول نقشی مرکزی بود . برای مثال شهر کارگری سوئز که از یک تاریخ غنی سرشار از مبارزه علیه انگلیسی ها و صهیونیست ها برخوردار است از پیشگامان این انقلاب بود . کارگران در سوئز از کارخانه ها به خیابان ها ریختند و همان ها بودند که نخستین شهید را تقدیم انقلاب کردند .شیخ حافظ سلامه که در دهه 40 یک رهبر سیاسی علیه استعمار انگلیس بود و بعد ها در جنگ علیه اسرائیل در کنار انقلابیون بود . در خیابان با انقلابیون همراهی می کرد .او در میدان تحریر هم به ما پیوست . به همین ترتیب کارگران در قاهره ، اسکندریه و منصوره از همان ابتدا نقش کلیدی بازی کردند . اما کارگران نتوانستند یطور دسته جمعی در این مبارزه شرکت کنند ، زیرا سرمایه داران اعتصاب کردند و تولید را متوقف ساختند .
میلیون ها نفر در میدان تحریر و اسکندریه و جاهای دیگر در انقلاب شرکت کردند .چگونه شما سوسیالیست های انقلابی با این تعداد کم نفراتتان عمل کردید و توانستید بر این جنبش توده ای تاثیر بگذارید و تقدم های شما چه بود؟
از همان ابتدا سوسیالیست ها ، ناصریست ها و دیگر نیروهای چپ نقش مهم و رهبری کننده در این اعتراضات بازی کردند .اما هنگامی که تعداد مردمی که به انقلاب پیوستند افزوده شد و در نقاطی مثل قاهره و اسکندریه به میلیون رسید ، ما مجبور شدیم روی تقدم هایمان تمرکز کنیم . ما بر روی 4 یا 5 موضوع متمرکز شدیم .
ما بر ادامه مبارزه و پایین کشیدن رژیم تمرکز کرده ، هرگونه مذاکره ای را رد کردیم . ما خواست های طبقه کارگر را در پیشاپیش و مرکز ادبیات تبلیغی خود قرار دادیم .ما با تمام ارتباطاتمان و متحدین خود در جنبش کارگری صحبت کردیم . و آنها را برای انجام یک اعتصاب به منظور نیرو بخشیدن به انقلاب تهییج کردیم .
ما خواستار ضبط سرمایه ها و دارایی های کمپانی هایی شدیم که با مبارک در ارتباط بودند . و مطرح کردیم که این دارایی ها تحت نظارت و کنترل کارگران می بایست ملی شوند .
ما به تهییج در این مورد پرداختیم که انقلاب سیاسی می بایست به یک انقلاب اجتماعی متحول شود .ما حداقل دستمزد 1200 پوند در ماه و اتحادیه های مستقل و داشتن بیمه بیکاری و دیگر خواست های طبقه کارگر را نیز مطرح کردیم .
ما به صدور 6 بیانیه در توضیح خواست هایمان دست زدیم و هزاران بیانیه در میادین شهر پخش کردیم . همچنین با استفاده از وب سایتمان با تمام نقاط کشور تماس گرفتیم
نقش اخوان المسلمین ، که بزرگترین گروه اپوزیسیون است چیست ؟
رهبری اخوان المسلمین از تظاهرات 25 ژانویه حمایت نکرد .آنها معمولا از اقداماتی که خودشان در براه انداختن شان نقشی ندارند پشتیبانی نمی کنند . اما هنگامی که پس از روز نخست آشکار شد که انقلابی در راه است آنها تغییر عقیده داده و تصمیم به شرکت در تظاهرات گرفتند .
آنها نقش مهمی در میدان تحریر و دیگر نقاط ایفا کردند . بخصوص در 2 فوریه هنگامی که دولت با مزدوران اسب سوارش که کوکتل مولوتف حمل می کردند به صفوف تظاهر کنندگان حمله ور شد این اهمیت آشکار تر شد .
تاثیری که آنها بر تظاهرات گذاشتند قبل از آنکه به تعداد نفرات آنها بستگی داشته باشد به سطح سازماندهی شان مربوط بود .آنها بیش از 15 تا 20 درصد از نفرات را در خیابان نداشتند و از میان 13 شهیدی که در آن روز به خون کشیده شدند تنها یک نفر از اخوان بود ، ولی آنها از یک دیسیپلین بسیار بالایی برخوردار بودند که برای دفاع در میدان بسیار موثر بود .
آنها هم اکنون قصد دارند یک حزب جدید را سازمان دهی کنند .در این حزب جدید سازماندهی بیشتر بر اساس حقوق مدنی خواهد بود و نه مذهبی .دیگر بخش های اخوان که محافظه کاران هستند با این اقدامات مخالفند . به عبارت دیگر ما شاهد تقسیم بندی و انشعاب در بین صفوف اخوان هستیم .
همچنین یک گروه لیبرال تر به نام ائتلاف جوانان انقلاب (ائتلاف الشباب الثوره ) تشکیل شده است و یک سری خواست های سیاسی را فرمول بندی کرده است این گروه در دوشنبه قبل با سران ارتش مذاکره داشتند .
در این تشکل تعدادی از فعالینی که در انقلاب شرکت داشتند حضور دارند .اما آنها جناج لیبرال طبقات میانی را نمایندگی می کنند که تمایل دارند انقلاب را محدود به یک سری رفرم های دمکراتیک نمایند بدون آنکه سیستم سرمایه داری را زیر سوال ببرند . این لیبرال ها از ارتش می خواهند که مهره های فاسد را برکنار کند و تکنوکرات های درستکار را جایگزین سازد .
خیلی از لیبرال ها مخالف اعتصاب کارگری هستند . آنها می گویند کارگران بسیار خودخواه هستند . بعضی از این نیروها در فیس بوکشان به کارگران حمله می کنند . همانطور که گفتم آنها خواهان رفرم های سیاسی هستند و با مبارزه طبقاتی مخالفت می کنند .
البته ما هم از رفرم های دمکراتیک پشتیبانی می کنیم و آنها را خواستاریم . اما ما برای یک دمکراسی رادیکال مبارزه می کنیم که منافع کارگران را در راس اهداف خود داشته باشد . بعنوان سوسیالیست های انقلابی ما نمی خواهیم انقلاب رسیاسی را متوقف کنیم . ما در حال سازمان دهی یک انقلاب اجتماعی هستیم که توسط طبقه کارگر مصر رهبری شود.
در مصر نیروهای چپگرای رادیکال و سوسیالیست بسیار دیگری هم هستند .رابطه شما با دیگر چپ ها رادیکال چگونه است ؟ ایا شما از نظر سیاسی پیشقدم می شوید ؟
ما همواره با دیگر نیروهای چپ هماهنگ می کنیم . بطور مثال ما به جبهه ای تعلق داریم که چپ رادیکال نام دارد . ما باهم پشتیبانی از اعتصابات ، تظاهرات ، و بیانیه های عمومی را هماهنگ می کنیم .این از اهمیت بسیاری برخوردار است . ما در موقعیت جدیدی قرار داریم خیلی از نیروها در چپ و راست پیشقدم می شوند و احزاب سیاسی درست می کنند . ما نیز مجبوریم قدم جلو بگذاریم . ابتدا ما برای ایجاد کمیته هایی به منظور دفاع از انقلاب در بین دانشجویان و کارگران به آنها کمک کردیم . در حال حاضر ما مشغول جمع آوری امضا از کارگران جنگنده رهبری کننده هستیم تا یک حزب کارگری تشکیل بدهیم .این حزب ، حزب سازمان دهنده خواهد بود و منافع طبقه کارگر را نمایندگی خواهد کرد . و انقلاب را به پیش خو اهد برد .
طبقه کارگر مصر از کمیت بسیار بالایی برحوردار است .و اعتصابات کارگری بسیار گسترده و سراسری هستند . شما از کجا شروع به ساختن چنین حزبی خواهید کرد ؟
بله درست است . ولی ماهم از صفر شروع نمی کنیم .ظرف چند سال گذشته ما تماسها و روابط بسیار صمیمانه ای با کارگران برقرار کرده ایم در همین حال ما روی قسمت های مرکزی اقتصاد تمرکز کرده ایم : کارگران نساجی ها ، اداره پست ، راه اهن ، حمل و نقل ، ارتباطات و صنعت سیمان از جمله بخش هایی از اقتصاد بودند که ما توجه خود را به آنها معطوف داشته ایم . من همچنین فکر می کنم که این جنبش جدید اتحادیه های بسیار جنگنده و مستقلی را شکل خواهد داد که جای اتحادیه های طرفدار دولت را خواهند گرفت . این کوشش ها ما را در ساختن یک حزب کارگری یاری رسان خواهد بود . این یک لحظه انقلابی است .شما پیشقدم بشوید و بعد ببینید چه اتفاقی رخ خواهد داد .
ارتش کشور را می چرخاند . بیانیه صادر می کند . به بعضی از سازش ها مثل انحلال پارلمان تن در می دهد . شما در دوره بعدی چه انتظاری از ارتش دارید ؟ آیا فکر می کنید ارتش علیه اعتصابات از نیروی قهریه استفاده خواهد کرد ؟
ارتش یک بخش کلیدی از اقتصاد مصر است .بیش از 25 درصد از اقتصاد مصر در اختیار ارتش است .در صنعت ، زمین های کشاورزی ، هتلداری و معاملات اسلحه ارتشیان حضور دارند . ارتش مبارک را مجبور کرد تا کنار بکشد تا اهنگ انقلاب آهسته شود و سیستم در هم شکسته نشود . فشار انقلاب از پایین ، یک شکاف در داخل رهبری ارتش ایجاد کرد . وزیر دفاع مبارک، محمد تنتاوی و معاون رئیس جمهور عمر سلیمان خواهان آن بودند که ارتش با استفاده از زور به انقلاب پایان دهد ..ژنرال حافظ عنان رئیس ستاد ارتش که در 25 ژانویه در واشنگتن بود استفاده از قوه قهریه را برای سرکوب تظاهر کنندگان نپذیرفت . پس از آن هیچ راهی به جز کنار گذاشتن مبارک نبود . ارتش اکنون از اعتصابیون خواسته که به جنبش خود پایان بدهند . ارتش در موقعیتی نیست که به اعتصابیون حمله ور شود . این تنها کار ی است که ازآنها بر می آید .شتاب گیری روند حوادث در حال حاضر به نفع کارگران است . ارتش قبل از هرگونه حمله ای به اعتصابات ، به زمان احتیاج دارد که اکثریت – و نه فقط لیبرال های طبقه متوسط - افکار عمومی را علیه اعتصابیون تحریک کند . و نکته آخر اینکه ارتش مصر در موقعیت دشواری قرار دارد . انقلاب مصر واقعه بسیار با اهمیتی چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی بود . دنیا مصر را نظاره می کند . انقلاب دلائل بسیار عمیقی دارد ، بسیار گسترده است و از پتانسیل بسیار بالایی برای تبدیل شدن به یک انقلاب اجتماعی برخوردار است .این با انقلابی که علیه فردیناندمارکوس در فیلیپین در دهه 1980 و در اندونزی در دهه 1990 علیه سوهارتو اتفاق افتاد متفاوت است . نقشی که طبقه کارگر در انقلاب مصر بازی می کند مرکزی تر از آن دوانقلاب یاد شده است .
طبقه کارگر مصر با گذر از یک مبارزه طبقاتی حاد که از سال 2004 ادامه داشت صحنه را برای 25 ژانویه آماده کرد . این طبقه در حال حرکت است بنابراین برای طبقه حاکم مصر بسیار دشوار است که انقلاب را به یک سری رفرم های سیاسی محدود کند .
مترجم : صادق افروز
تاریخ انتشار مصاحبه به انگلیسی : 23 فوریه 2011
تاریخ ترجمه به فارسی : 26 فوریه 2011
از انتشارات
سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
خبر فوری: رد تقاضای ملاقات وزیر کار و مهاجرت مصر توسط مسئول هماهنگی فدراسیون مستقل اتحادیه های کارگری.-
دفتر وزیر کار و مهاجرت مصر صبح امروز (26 فوریه) با مسئول هماهنگی مرکز خدمات اتحادیه ها و کارگران مصر (CTUWS) کمال عباس تماس تلفنی برقرار نموده و برای آغاز گفتگو از او تقاضای ملاقات نمود. مسئول هماهنگی عمومی مرکز ،این تقاضای ملاقات را رد کرد.
توضیح سایت جنبش کارگری: بیانیه حاضر توسط هیأت مؤسس فدراسیون مستقل اتحادیه های کارگری در مصر پس از اعلام موجودیت آن در 31 ژانویه صادر شده است. مبارزه برای کوتاه کردن دست عوامل رژیم از جنبش کارگری اکنون یکی از عرصه های مهم مبارزه کارگران مصر است. در همین راستا در روز 22 فوریه هیأتی از جانب فدراسیون تازه تأسیس به دیدار شورای عالی نظامی اداره کشور اعزام شد و در ملاقات با این شورا اعتراض خود را به انتصاب اسماعیل فهمی، خزانه دار کنفدراسیون دولتی اتحادیه های کارگری، به سمت وزیر کار اعلام داشت. شورای عالی نظامیان به این هیأت قول رسیدگی به موضوع را داده است.















