جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

جمعه ۳۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۴۷

اخباروگزارشات کارگری29دی ماه 1390

- بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون آزادی کارگران زندانی

- شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا آزاد شدند
- بازداشت محمد جراحي
- دستگیری شیث امانی از فعالین کارگری را محکوم می کنیم
- گزارش اولیه از انفجار ایستگاه انتقال گاز رشت
- جان باختن کارگرپالایشگاه نفت بندرعباس
- گزارشی از کارخانه قند مکریان مهاباد
- کارگران تولید‌دارو پیش از تعرض بیش‌تر به اعتراض برخواستند

بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون آزادی کارگران زندانی
شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا با قرار وثیقه 80 میلیون تومانی آزاد شدند
مظفر صالح نیا و شریف ساعد پناه از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، پس از بیش از دو هفته بازداشت در میان استقبال پرشور خانواده های خود، اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعضا کمیته هماهنگی و دیگر فعالین و کارگران در شهر سنندج از زندان آزاد شدند.
امروز 29 دی ماه از ساعات اولیه صبح، مقابل دادگاه و سپس زندان مرکزی سنندج شاهد جنب و جوشی پرشور در میان خانواده های کارگری، اعضا اتحایه و دیگر فعالین کارگری بود. دیروز اعلام کرده بودند برای روشن شدن وضعیت شریف و مظفر قاضی حضور ندارد، صبح امروز نیز وضعیت روشن نبود تا اینکه اعلام شد کارگران زندانی با قرار وثیقه 80 میلیون تومانی میتوانند آزاد شوند و همین امر باعث تلاشی صد چندان در میان دوستداران شریف و مظفر شد. در مدت کوتاهی وثیقه ها حاضر و بلافاصله به دادگاه آورده شد و حکم آزادی اعضای هیئت مدیره اتحادیه صادر گردید و جمعیت حاضر در مقابل دادگاه بسوی زندان مرکزی سنندج رهسپار شدند و پس از ساعتی انتظار، در ساعت 30/14 با خارج شدن مظفر و سپس نزدیک ساعت 16 شریف ساعد پناه از زندان با دسته های گل به استقبال آنان شتافتند و مظفر و شریف را به آغوش کشیدند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران آزادی شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا را به خانواده های این عزیزان، اعضا اتحادیه، و تمامی کسانی که از روز اول بازداشت این کارگران، تلاش بی وقفه ای را برای آزادی آنان آغاز کردند صمیمانه تبریک میگوید و مراتب قدردانی خود را از اعضا کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری و دیگر فعالین کارگری در شهر سنندج که همدوش با خانواده ها و اعضا اتحادیه آزاد کارگران ایران برای آزادی شریف و مظفر کوشیدند اعلام میدارد و بیش از هر زمان دیگری بر اتحاد و همبستگی کارگران تاکید میکند.
ما همچنین مراتب سپاس و قدردانی خود را از مردم شریف سنندج که هیچگاه اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران را تنها نگذاشته اند و هر زمان که لازم شده، دار و ندار خود را برای آزادی کارگران زندانی به وثیقه گذاشته اند اعلام میداریم و دروهای گرم خود را نثار این عزیزان و همبستگی پرشور آنان با کارگران زندانی میکنیم.
شریف و مظفر آزاد شدند. اما هنوز رضا شهابی، ابراهیم مددی، بهنام ابراهیم زاده، علی نجاتی، شاهرخ زمانی، مهدی شاندیز، محمد جراحی، شیث امانی و دهها و صدها انسان آزادیخواه و برابری طلب در زندانها بسر می برند و قرارهای وثیقه بر بالای سر کارگرانی همچون شریف و مظفر و دیگر کارگرانی که از زندان آزاد شده اند، قرار دارد. به این وضعیت باید خاتمه داده شود. کارگران حق دارند نسبت به شرایط کار و زیست خود معترض باشند، حق دارند تشکلهای خود را برای دفاع از حقوق انسانیشان برپا دارند، حق دارند هر زمان که بر حسب منافع خود لازم دیدند دست به اعتصاب بزنند. زندان و دادگاه و محاکمه و صدور وثیقه برای بر خورداری از حق آزادی از زندان، نه شایسته کارگران و رهبران کارگری معترض و انسانهای عدالت خواه، بلکه از نظر ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران، تمامی اینها می باید در حق کسانی اعمال شود که هیچگونه حق بقا و برخوردار ی از یک زندگی انسانی را برای میلیونها کارگر قائل نیستند و با قانون و بدون قانون، هر روزه در حال تحمیل شرایط مشقت بارتری بر طبقه کارگر ایران می باشند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- 29 دی ماه 1390
شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا آزاد شدند
اطلاعیه -امروز پنجشنبه حدود ساعت 3 ونیم بعد از ظهر شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا از اعضاء هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در سنندج بعد از تحمل حدود 2 هفته شرایط سخت بازداشت و بازجوئی آزاد شدند. خبر آزادی این 2 فعال کارگری برای ما و بی تردید برای همه کارگران مبارز و همه کسانی که به شرایط بهتری برای زندگی می اندیشند، مسرت بخش و غرور آفرین بود. غرور آفرین از این نظر که طی مدت بازداشت این فعالین، خانواده های آنان به همراه جمعهائی از فعالین کارگری و زنان و مردان انساندوست شهر سنندج یک آن از اعتراض و تلاش برای آزادی بازداشت شدگان باز نیاستادند و لحظه ای نسبت به قدرت جمعی خود و به افق مبارزه جسورانه شان که به آزادی شریف و مظفر انجامید تعلل و دو دلی به دل راه ندادند.
تلاش و مبارزه خانواده ها و حضور گرم و امیدبخش آن انسانهای شریف در کنار خانواده ها که دست آوردش آزادی کارگران زندانی شهر سنندج است می تواند بهترین الگو در جهت مبارزه برای همه کارگران زندانی باشد.
زنده باد خانواده های شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا
زنده باد فعالین کارگری و زنان و مردان جسوری که همواره در کنار خانواده ها ایستادند.
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
جمعهائی از فعالین کارگری شهرهای سنندج و کامیاران
29/10/1390
بازداشت محمد جراحي
به دنبال دستگيري شاهرخ زماني ، محمدد جراحي نيز در منزلش بازداشت شد. محمد جراحي طي تماس تلفني از بند قرنطينه ي زندان تبريز اطلاع داده كه او و شاهرخ زماني براي اجراي حكم به زندان برده شده اند.
به گفته ي محمد جراحي هيچ احضاريه براي اين دو نفر ارسال نشده است وآنها به صورت ناگهاني وغافلگيرانه براي اجراي حكم بازداشت شده اند. درحالي كه بر طبق روال معمول،‌ براي افرادي كه داراي وثيقه هستند قانونا بايد ابتدا حكم به خود متهم و سپس به ضامن يا وثيقه گذار آنان ابلاغ شود.
لازم به ذكر است كه محمد جراحي به 5 سال و ششم ماه و شاهرخ زماني به 11 سال زندان محكوم شده بودند با قرار وثيقه در بيرون زندان به سر مي برده اند.
کانون مدافعان حقوق کارگر29دی ماه 1390
دستگیری شیث امانی از فعالین کارگری را محکوم می کنیم
شیث امانی از اعضای هیات مدیره ی اتحادیه آزاد در حالی که جهت پیگیری پرونده ی دوستان خود به دادگاه سنندج مراجعه کرده بود دستگیر شد.
کمیته ی هماهنگی، دستگیری این فعال کارگری را محکوم کرده و در حد توان خویش در کنار سایر فعالین، تشکل های کارگری و کارگران آگاه به تلاش خود جهت پایان دادن به این گونه فشارها از طرف حامیان سرمایه ادامه خواهد داد. ما بر این باوریم که تنها با همبستگی و هم دلی طبقاتی قادر خواهیم بود تا حامیان سرمایه را به عقب نشینی واداشته و موجبات آزادی تمامی کارگران زندانی را فراهم آوریم .
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۰
گزارش اولیه از انفجار ایستگاه انتقال گاز رشت
حوالی ساعت دوازده ظهر امروز پنجشنبه 29/10/90 صدای انفجار مهیبی شهر صنعتی رشت را لرزاند .هیچکس نمی دانست چه اتفاقی افتاده، هرکس چیزی می گفت: یکی می گفت زلزله است و دیگری می گفت جنگ شروع شده است. سرانجام شعله های آتش که به ارتفاع بیشتر از سی متر زبانه می کشید و از انتهای شهر صنعتی رشت قابل مشاهده بود، توجه همه را به خود جلب کرد.
صدای عجیبی به گوش می رسید، هیچ کس از اتفاقی که رخ داده بود خبر نداشت، بسیاری از کارخانه های آن اطراف به دلیل احتمال خطر، کارخانه را تعطیل کردند. عده ای نگران و سراسیمه به سمت شعله ها راهی شدند و سرانجام مشخص شد که آتش سوزی مربوط به شرکت بهره برداری خطوط لوله و ایستگاه تقویت فشار گاز رشت در جوار روستای «سلکی سر» بود. بخش بزرگی از زمین و درختان همجوار به کلی سوخته بودند. همه جا را دود فرا گرفته بود، زمین به شدت داغ بود، تعداد زخمی ها و کشته شده ها مشخص نبود، آمبولانس ها و ماشین های آتش نشانی در رفت و آمد بودند، مرد رنگ پریده ای که از ضلع شرقی به طرف جمعیت می آمد خبر از جنازه ی سوخته همکارش «اسدالله مهمان نواز» که نگهبان شرکت بود داد، جمعیت هراسان به آن سمت دویدند، صحنه ی تکان دهنده ای بود، جنازه ی کاملن سوخته ای درکانال موجود در محوطه ی داخل شرکت به چشم می خورد. همسر و دو فرزند خردسال این کارگر زحمتکش که در روستای «سلکی سر» در نزدیکی شرکت گاز ساکن هستند خود را به محل حادثه رسانده بودند اما مردم مانع از دیدن پیکر سوخته ی اسداله توسط خانواده اش شدند و به آنها گفتند که اسدالله به بیمارستان منتقل شده است. حدود ساعت 3 بعداز ظهر آتش تقریبن مهار شده بود. تا کنون تعداد کشته ها و زخمی شده گان اعلام نشده و در اخبار و مصاحبه های مسئولین با رسانه ها تنها به مسئله خسارت مالی پرداخته می شود، نه جان کارگران! تنها چند روزی است که از خبر انفجار شرکت فولاد غدیر یزد و کشته شدن کارگران در آن شرکت می گذرد و روزی نیست که فاجعه ای، خانواده های کارگران را داغدار نکند.
کمیته ی هماهنگی ضمن تسلیت به خانواده ی اسدالله مهمان نواز، عدم وجود شرایط ایمنی در محیط های کار را که منجر به اتفاقات جانی برای کارگران می شود به شدت محکوم می کند.
اخبار تکمیلی مربوط به این فاجعه متعاقبن در این سایت درج خواهد گردید.
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
غروب پنجشنبه 29 دیماه 1390
جان باختن کارگرپالایشگاه نفت بندرعباس
کارگر پالایشگاه نفت بندرعباس ضمن اشاره به نبود امنیت شغلی می گوید: مسئولین تعمیرات در بسیاری از مواقع برای انجام کار عجله به خرج می دهند و با وجود خستگی روزانه با تهدیداتی چون تعلیق و قطع اضافه حقوق و حتی اخراج مواجه می شویم
به گزارش مورخ 29دی ماه ایلنا،سه شنبه هفته پیش 2 کارگر مکانیک واحد 71 پالایشی به علت نشتی گاز وایجاد آتش سوزی دچار سانحه شدند و امروزصبح یکی از آنان بر اثر سوختگی شدید جان سپرد.
بنا بهمین گزارش،ساعت 6 عصر روز سه شنبه هفته پیش کارگران پالایشگاه نفت بندرعباس کار خود را به پایان رسانده و مشغول تعویض لباس کار خود هستند به امید اینکه راهی خانه شوند که در این میان کارفرما دو مکانیک از واحد 71 پالایشی را فرا میخواند : رضا کشاورز و ابراهیم مریدی برای انجام رفع نشتی گاز آماده شوند .
با وجود اتمام ساعت کاری وحضور کارگران تازه نفس شیفت بعدی به اصرار کارفرما این دو کارگر دست از تعویض لباس برداشته و برای رفع نشتی از لاین گاز که پایین یکی از دستگاهها (تلمبه ) در حال کار بوده بوده دو کارگر مکانیک رضا کشاورز و ابراهیم مریدی با لباس غیر ایمن اما ماسک دار از پله ها تا ارتفاع 4،5 متری بالا می روند .
ساعت حدود 6 با پیشروی نشتی گاز مواد از بالا به روی تلمبه می ریزد و آتش سوزی رخ می دهد و به ارتفاع سرایت می کند ،کارگران اسیر زبانه های آتش می شوند .
مریدی با 35 درصد سوختگی و کشاورز با بیش از 85 درصد سوختگی از نوع درجه 3 طبق تشخیص بخش سوختگی بیمارستان شهید محمدی بندرعبا س پس از چند روز بستری شدن به بیمارستان شهرستان یزد منتقل می شوند و متاسفانه امروز رضا کشاورز جان سپرد .
کارگر ی که خود شاهد ماجرا بود می گوید : به دلیل وجود گازهای خطرناک و نبود اقدامات پیشگیرانه ای چون حضور آتشنشان و بازرسی قبل از ادامه کار و مدیریت عجولانه باعث بروز چنین حادثه ای شد .هرچند که با حضور آتش نشان در این حادثه با وجود تجهیزات و ماشین آلات مجهز عملکرد مطلوبی ارایه نشد .
کارگر دیگری ضمن اشاره به نبود امنیت شغلی می گوید: مسئولین تعمیرات در بسیاری از مواقع برای انجام کار عجله به خرج می دهند و با وجود خستگی روزانه با تهدیداتی چون تعلیق و قطع اضافه حقوق و حتی اخراج مواجه می شویم .
در گفتگوی تلفنی با روابط عمومی پالایشگاه نفت بندرعباس ،ضمن برخورد غیر حرفه ای با خبرنگارما حاضر به توضیح در این خصوص نشد و آن را موکول به جلسه ای با حضور مسئولین کرد .
گزارشی از کارخانه قند مکریان مهاباد
بر اساس گزارش رسیده به کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، به دنبال سیل اخراج سازی های پی در پی کارگران به یُمن به اصطلاح هدفمند کردن یارانه­ها، کارفرمای کارخانه قند مکریان مهاباد چندی قبل 60 نفر از کارگران خود را از کار اخراج نمود و وعده داد که آنان را در اسرع وقت به سر کار باز می گرداند.
لازم به ذکر است که این کارگران بدون هیچ گونه بیمه بیکاری به امید بازگشتن به سرکارهایشان در بلاتکلیفی به سر می برند. خبرها حاکی از آن است که تعداد 25 نفر کارگر باقیمانده در این کارخانه، تنها 15 روز از هر ماه کار می کنند و بقیه ماه را بدون حقوق و مزایا در بیکاری به سر می برند. اداره کار نیز مانند همیشه هیچ گونه عکس العملی در مقابل این بی حقوقی ها ندارد و عملا سکوت کرده است.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۰
کارگران تولید‌دارو پیش از تعرض بیش‌تر به اعتراض برخواستند
سالیان درازی است که کارگران تولید‌دارو برای رفع نیازهای اولیه‌ی زندگی‌شان، در هر هفت روز هفته 12 تا 14 ساعت کار ‌می‌کنند تا بتوانند حقوقی دریافت کنند، حقوقی که تا خط فقر اعلام شده از طرف ارگان‌های رسمی فاصله‌ی زیادی دارد و چند برابر از آن کم‌تر است!
مدتی است که مدیریت شرکت با بهانه‌ی خراب‌تر شدن اوضاع اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی و گران شدن قیمت دلار و تأثیر آن بر صنایع دارویی، تصمیم گرفته است که ساعت‌های کار در روز را کم کرده و پنج‌شنبه و جمعه را نیز تعطیل کند. این مسئله باعث اعتراض شدید کارگران شده، به طوری که آنان در روز چهارشنبه 21 دی‌ماه 1390 بعد از صبحانه دست از کار کشیدند و مقابل درب اداری تجمع کردند. مدیر عامل کارخانه (دکتر یعقوبی) پس از شنیدن صدای اعتراض شدید، در جمع کارگران حاضر شد و شروع کرد به تشریح وضعیت شرکت و این‌که تحریم‌ها چه تأثیری بر تولید داشته‌اند و اضافه کرد که: «باید خدا را شکر کنید که با این وضعیت ما هم‌چنان می‌توانیم تا عید به شما حقوق بدهیم»!
در اعتراض به صحبت‌های مدیرعامل، کارگران مسائل و مشکلات‌شان را اعلام کردند. آنان‌ گفتند: « با 12 تا 14 ساعت کار روزانه دیگر نه استراحتی داریم و نه از وضعیت خانواده و فرزندان‌مان خبری داریم. این که ما می‌خواهیم این ساعت‌های کار طولانی را حفظ کنیم، نه از روی رضایت بلکه از روی ناچاری است، وگرنه باید از گرسنه‌گی بمیریم». در ادامه کارگران از مدیر عامل در ارتباط با بازنشستگی سؤال کردند که او در جواب گفت: «این دست ما نیست، سازمان تأمین اجتماعی باید اقدام کند». سپس کارگران به مشکلات دیگر شرکت پرداختند و در انتهای این تجمع اعتراضی عنوان کردند که: «با قطع کردن اضافه‌کاری و با این حقوق‌های ناچیز، ما نمی‌توانیم به نیازهای ابتدایی زندگی خانواده‌ی خود بپردازیم».
کارگر تولیددارو25 دی‌ماه 1390
منبع:سایت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۰
بیست ونهم دی ماه 1390

این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!
"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کودکان

کار، انتخاب آگاهانه کودک نیست

هر كشوري كه كودكانش مجبور به كار كردن هستند بايد احساس خطر كند چرا كه اين پديده به معني تامين نبودن خانواده‌هاي آنان بلحاظ معيشتي است. به گزارش مورخ 30 اردیبهشت ایلنا، يك فعال حقوق کودکان کار گفت: به...

جنبش کارگری: کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here