سرانجام بعد از مدتي تلاش و مبارزه و جمع شدن و پيكت كردن، چهارشنبه ٢٨ دي ماه توانتسيم ٣ ماه دستمزدي كه طلب داشتيم را بگيريم. بيست روز قبل بود كه باز از اصفهان و شهرهاي مختلف اصفهان مقابل مجلس جمع شديم و بر خواستهايمان تاكيد كرديم. تا اينكه دولت زير فشار ٨٠ هزار كارگر بازنشسته بخش صنعت و معدن ذوب آهن اصفهان ناگزير شد ٣٠٠ ميليارد بودجه اختصاص دهد. قول دادند، وعده دادند، قبول نكرديم و گفتيم بايد بخشنامه كتبي بدهيد و بالاخره اینرا به آنها قبولانديم. البته اين را بگويم كه طب هاي ديگرمان از جمله افزایش دستمزد ما براي سال جاري از ماه ٦ پرداخت شده است و ٥ ماه اول سال را طلب داريم. همچنین تعدادي از ما قبل از سال ٨٨ بازنشسته شدهاند و اكنون خواهان همسان سازی حقوقشان با كارگرانی هستند كه بعد از این سال بازنشسته شدهاند، و نه تنها این بلكه سطح دستمزد ما خيلي پايين است. ما يك زندگي درخور انسان ميخواهيم. حقوق كارگران بازنشسته فوقش ٤٠٠ تا ٤٥٠ هزار تومان است و با اين پول هيچ كاري نميشود كرد و كفاف اوليه ترين نيازهای ما را نميدهد. ما نياز هاي درماني داريم. ما مسكن مناسب ميخواهيم. ما نوه و فاميل داريم و بالاخره براي اينكه سري به ما بزنند و جمع باشيم خرج و مخارج داريم. بايد من بتوانم براي نوه ام يك بستني بخرم. يك شكلات ناقابل بخرم. اما از كجا. هميشه بايد شرمنده باشم. عمري هم كار كرده ام.
وقتي اين سه ماه حقوق را گرفتيم همه خوشحال شديم. احساس موفقيت ميكرديم. راهمان را با اعتراضاتمان پيدا كرديم. اما اين خوشحالی چند روز بيشتر دوام نداشت. بعدش تماما همان جهنم هميشگي. گراني بيداد ميكند. هر روز دوبار قيمت عمده فروشي ها تغيير ميكند. تورم بيداد ميكند. گراني وحشتناك است. قيمت مواد غذايي ٣٠ تا ٤٠ درصد افزايش يافته است. برنج، قند، شكر، روغن و غيره همه گران شده است. طلاق و جدايي زياد شده. جنگ و جدال خانوادگي زياد شده. امروز سكه را يك ميليون و صد و پنجاه تومان ميفروختند. ميخواهم بگويم فشار اقتصادي و نابساماني اقتصادي همه گير شده است. اقتصاد به كلي فلج شده است. خريد و فروشي صورت نمي گيرد. حتي در بانك ها پول نيست و مردم جلوي بانكها صف ميكشند كه پولشان را بگيرند. همين امروز در بانك محل ما دوستي ميگفت كه رفته پولش را بگيرد و در بانك پول نبوده. خيلي ها پولشان را ميدهند سكه و ارز و دلار ميخرند كه بعدا گرانتر بفروشند. كارخانجات بحال تعطيل درآمده است. حقوق كارگر را نميدهند و با پولش ارز ميخرند. هر روز دلار گرانتر ميشود و مردم از اين وضعيت وحشت زده تر شده و وضعيت انفجاري است. همه ميگويند وضع چنين نمي ماند. براي هيچكس اين وضعيت قابل تصور نيست. فقط اينرا بگويم اوضاع انفجاري است. بهرحال ما با اعتراضاتمان موفق شديم سه ماه حقوق معوقه مان را در چنين اوضاعي بگيريم.
3 بهمن 1390















