جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۵۵

اخباروگزارشات کارگری7بهمن ماه 1390

- در باره شیث امانی، کارگر زندانی عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگرانایران

- نگذاریم بهنام ابراهیم زاده و زندانیان دیگر رابا بیماری شکنجه کنند

- شاهرخ زماني ومحمد جراحي هم چنان در بند قرنطينه زندان تبريز نگهداري مي شوند

- گزارشی از شرکت آروین ارفع پارس در بانه

- شرایط کنونی را دریابیم

- مرگ دلخراش سه کارگر نقاش ساختمانی در محلکار در مهاباد

- یک خبرکوتاه:

در باره شیث امانی، کارگر زندانی عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران

شیث امانی از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و از کارگران اخراجی نساجی کردستان است که با تعطیلی کارخانه در سال 1384 به همراه دیگر کارگران اخراج شد. وی در نساجی کردستان 4 سال نماینده کارگران این کارخانه و در همین مدت، یعنی بمدت چهار سال، نماینده کارگران شهر سنندج در هیئت تشخیص اداره کار این شهر بود. شیث امانی پس از تعطیلی کارخانه و در پیگیری وصل کارگران کارخانه نساجی به بیمه بیکاری نیز نماینده کارگران این کارخانه بود. وی در سال 1381 به عنوان رئیس هیئت مدیرهتعاونی مسکن کارگران نساجی کردستان انتخاب شد که تا هم اکنون در این سمت قرار دارد.

شیث امانی از اعضای هیئت موسس اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار بود که پس از مجمع اول این اتحادیه در 30 فروردین ماه سال 1386 به عنوان رئیس هیئت مدیره اتحادیه انتخاب شد و در اول ماه مه همان سال در مراسمی که اتحادیه به مناسبت این روز در شهر سنندج فراخوان داده بود به همراه 12 کارگر دیگر، دستگیر و بیشاز 50 روز را به همراه یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره اتحادیه به نام صدیق کریمی درزندان بسر برد. کارگران دستگیر شده در مراسم اول ماه مه 1386، پس از محاکمه در همان سال هر کدام به سه ماه و یک روز زندان و 10 ضربه شلاق محکوم شدند. اما شیث امانی و صدیق کریمی هر کدام به دو سال و نیم زندان و سپس این حکم در تاریخ 31/1/87 در دادگاه تجدیدنظر به شش ماه زندان تقلیل پیدا کرد. بدنبال این محکومیت ها و بویژه صدور حکم قرون وسطایی شلاق بر علیه کارگران شرکت کننده در مراسم اول ماه مه، اتحادیه کمپین وسیعی را در مقابله با این احکام در سطح داخلی و از طریق نامه نگاری با سازمانهای کارگری از قبیل ituc در سطح جهانی آغاز کرد. این کمپین آنچنان وسیع بود که در آنزمان حتی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز به احکام صادره اعتراض کردند. ادامه این اعتراضات زمانی به بار نشست که آیت الله شاهرودی رئیس وقت قوه قضائیه به شهر سنندج سفر کرد و همین امر فرصتی شد تا اعضای اتحادیه در شهر سنندج در حضور وی و در حضور رسانه ها دست به اعتراض بر علیه احکام صادره بزنند. این اعتراض در ادامه اعتراضات قبلی اتحادیه،نهایتا منجر به ملاقات حضوری صدیق کریمی با آیت الله شاهرودی و موافقت وی با لغو کلیه احکام صادره بر علیه تمامی کارگران دستگیر شده در مراسم اول ماه مه شد. حکم لغو احکام توسط آیت الله شاهرودی در مورخه 2/3/1387 صادرشد. این ملاقات و دستور ایت الله شاهرودی مبنی بر لغو احکام، همان زمان از تلویزیون محلی استان کردستان پخش گردید. توضیح اینکه تا زمان لغو احکام، متاسفانه حکم شلاق در مورد چهار کارگر به اجرا در آمده بود.

لازم به یاد آوری است اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار در مجمع عمومی دوم خود در 30 فروردین ماه 1387 از " اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار" به "اتحادیه آزادکارگران ایران" تغییر نام داد و از آن تاریخ تا کنون، با نام اتحادیه آزاد کارگران ایران مشغول فعالیت است.

علیرغم لغو کلیه احکام صادره بر علیه 13 کارگر دستگیرشده در اول ماه مه 1386 در تاریخ 2/3/1387، و پس از گذشت بیش از سه سال از لغو این احکام، اوایل امسال، دادگاه اجرای احکام شهرسنندج طی ابلاغیه ای به شیث امانی و صدیق کریمی دو عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، به آنان اعلام کرد حکم شش ماه زندان صادره بر علیه آنان لغو نشده است و این دو کارگر می باید روانه زندان شوند. شیث و صدیق از اول سال جاری تلاش کردند زیر باراین ابلاغیه غیر قانونی نروند اما دادگاه اجرای احکام، با اصرار بر اجرای حکم شش ماه زندان این کارگران، نهایتا دستور مصادره حقوق ماهیانه ضامنین این دو کارگر را صادرکرد. با این حال شیث و صدیق به مقاومت و اعتراض خود ادامه دادند تا اینکه در تاریخ 26 دی ماه 1390، هنگامی که شیث امانی قصد ملاقات با دادستانی شهر سنندج در مورد بازداشت غیر قانونی شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا،دو تن از اعضای هیئت مدیره اتحادیه را داشت توسط مامورین بازداشت و بلافاصله به زندان مرکزی سنندج منتقل شد.

شیث امانی هنگام بازداشت مدت 42 روز بود که از بیمارستان بعثت سنندج و از عمل ناموفق سنگین جراحی ستون فقرات مرخص شده بود. شیث علیرغم وضعیت جسمانی بسیار وخیم و با همراهی و کمک اعضای اتحادیه و در دفاع از دو عضو بازداشت شده هیئت مدیره اتحادیه، به دادستانی سنندج مراجعه کرده بود.

عمل جراحی شیث امانی در بخش مغز و اعصاب بیمارستان بعثت شهر سنندج ناموفق بود و حین عمل، مهره چهارم و پنجم ستون فقرات وی شکسته شده است.شیث با وجود گذراندن یک عمل جراحی سنگین و ناموفق در 42 روز پیش و با دو مهره شکسته در ستون فقراتش، در حال حاضر در زندان مرکزی سنندج محبوس می باشد. شیث دارای همسر ویک فرزند خردسال و مادر کهنسالی است که با آنان زندگی میکند. شیث امانی از پزشک جراح بیمارستان بعثت سنندج که حین عمل جراحی مهره چهارم و پنجم ستون فقرات وی را شکسته،به پزشکی قانونی شهر سنندج شکایت کرده است. شیث دارای همسر و یک فرزند خردسال است ومادر کهنسالی دارد که با شیث و خانواده اش زندگی میکند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – هفتم بهمن ماه1390

 

نگذاریم بهنام ابراهیم زاده و زندانیان دیگر رابا بیماری شکنجه کنند

بهنام ابراهیم زاده عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری و فعال حقوق کودک حدود دو سال است که در زندان بسر می برد و به دلیل اسیب دیدگی ناشی از شکنجه زمان بازداشت و بازجوئی وهمچنین شرایط وحشتناک زندان و عدم امکانات مناسب بهداشتی ، پزشکی و داروئی، اکنون ازدرد گوش، دندان و سر به شدت رنج می برد. مسؤلین و پزشک زندان از اعزام وی به بیرون از زندان برای مداوا ممانعت می کنند و عملااز درد و بیماری او به عنوان روشی دیگر برای شکنجه اش استفاده می کنند. این حربه علیه رضا شهابی و دیگر کارگران زندانی بارها به کار گرفته شده است. بهنام مجرم نیست، اومدافع حقوق کودک است. برای ایجاد شرایطی که کودکان بتوانند در آن از شادی و رفاه وآسایش برخودار باشند، تلاش کرده و به عنوان یک فعال کارگری که خواهان زندگی انسانیبرای خود و هم سرنوشتانش است مبارزه کرده. او باید فوری آزاد شده و تحت مداوا قرارگیرد.

ما از همه تشکلها، جمعها و سازمانها و احزاب مدافع حقوق کارگر می خواهیم متحدانه به ادامه زندان و شکنجه زندانیان اعتراض کرده و خواهان آزادی فوری آنها شویم.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

جمعهایی از فعالین کارگری شهرهای سنندج و کامیاران

7/11/1390

شاهرخ زماني ومحمد جراحي همچنان در بند قرنطينه زندان تبريز نگهداري مي شوند

برابر اخبار رسيده، شاهرخ زماني ومحمد جراحي در بند قرنطينه بدون لباس گرم و وسائل گرم كننده در شرائط سختي به سر مي برند. همچنان پس از ده روز، زندانبانان از ملاقات خانواده و در يافت لباس گرم براي اين دو زنداني جلوگيري مي كنند . مقامات زندان به اعتراض هاي مكرر اين دو زنداني تاكنون توجه نكرده و بدين وسيله آنان را تحت فشارهاي جسمي ورواني قرار مي دهند. درحالي كه داشتن لباس گرم از حقوق اوليه زنداني است.

کانون مدافعان حقوق کارگر27ژانویه2012

گزارشی از شرکت آروین ارفع پارس در بانه

بنا بر خبر ارسالی به کمیته هماهنگی، کارکنان شرکت آروین ارفع پارس در بانه (یکی از پیمانکاران طرح مسکن مهر) حدود 6 ماه است حقوق و مطالبات خود را دریافت ننموده­اند.

در این شرکت حدود 18 کارگر، یک ناظر و 4 مهندس مشغولبه کار می باشند. کارگران شاغل در این شرکت اهل شهرهای نقده، اشنویه، بانه، مهاباد، سنندج می باشند. بر طبق این خبر تعدادی ازکارگران به علت دریافت ننمودن حقوق خود، کاررا رها کرده اند .

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری-6 بهمن 1390

شرایط کنونی را دریابیم

اخراج کارگران با عنوان " تعدیل نیرو"و تعطیلی هزاران کارخانه کوچک و بزرگ، تجمع صدها بار کارگران مقابل نهادهای حکومتی سرمایه (نهاد ریاست جمهوری، مجلس، وزارت کار و ... ) مسائلی نیستند که از چشمان توده های کارگری پوشیده باشد ؛ اگر حاکمیت مستبد سرمایه اخراج کارگران را تا چند سال پیش کتمان می کرد، امروز مدیران و سازمان دهندگان تولید ارزش اضافی و استثمارگران طبقه کارگرآن را تائید می کنند. دامنه اخراج و ناامنی شغلی در یکی دو سال اخیر به کارگران نیروگاهی و صنعت برق نیز کشیده شده؛ به کارگران شرکت قطعات توربین شهریار اعلام کردند، یا یک روز در میان به سرکار بیایند یا اخراج بخشی از کارگران را بپذیرند ، و .... اما کارگران تاکنون هماهنگ و یکصدا هیچ کدام از این راه کارهای ضدکارگری را نپذیرفته اند؛ اگر چندسال پیش که کارگران آونگان اراک ( سازنده دکل های برق ) را اخراج کردند و کارگرانش آواره شدند؛ ما کارگران از مطالبات آنها حمایت می کردیم،

اکنون سرمایه داران در اخراج و بی حقوقی های بیشترکارگران و تعویق دستمزدها و اعمال زندگی مصیبت بار کنونی به کارگران آسوده تر نبودند . واقعیت این است سرمایه به چیزی غیر از تولید ارزش اضافی و سود بیشتر از طریق استثمار بیشتر کارگران نمی اندیشد.سیاست واگذاری نیروگاه ها و اموال وزارت نیرو به بخش غیر دولتی سر آغاز هجوم وسیع تر سرمایه به کارگران این بخش است؛ تعطیلی اجباری دفاترمرکزی شرکت های متعدد شرکت مپنا (بزرگترین شرکت در زمینه نیروگاه ها با حدود 20 هزارکارگر ) در روزهای پنجشنبه و حاکم شدن نا امنی شغلی بر کارگران این شرکت در پروژه های مختلفش و نیز شرکت های بزرگ مشاور مانند قدس نیرو و مشانیر ،شرکت هایی که در پرتو بهره کشی از نیروی کار کارگران سرمایه های عظیمی انباشت کرده اند ، تصویر بیکارسازی های وسیع تری را ارائه می دهد.

اما هجوم سرمایه فقط به کارگران نیروگاهی بسنده نکرده است. در روزهای اخیر، این هجوم به کارگران شرکت تولید دارو و کارگران خودرو سازی بیشتر شده ؛ هفته گذشته مدیریت کارخانه تولید دارو به کارگران اعلام کرده یک روز در میان به سرکار بیایند؛ نسخه ای که پیشتر سرمایه داران برای کارگران شرکت قطعات توربین شهریار پیچیده بودند.این سیاست ضد کارگری به نظر می رسد سیاست کلی نظام سرمایه در برابر کارگران باشد، آنها با تبلیغ نبود سرمایه و مواد و قطعات اولیه بخشی از کارگران را اخراج می کنند و یا به مرخصی می فرستند. این گستره ناامنی شغلیو اخراج ها به شرکت های خودرو سازی های سایپا و ایران خودرو و شرکت های قطعه ساز خودروهم رسیده و بگومگوی بالا بردن قیمت ها به علت بالا رفتن قیمت ارز به گوش می رسد. جو روانی آزاردهنده ای حاکم شده و خانواده های کارگری و مزدبگیر را درگیر کرده است. همه نگران آن هستند که بیشتر از این چه بر سرشان می آید ؛ اکثریت قریب به اتفاق زیر خط فقر دستمزد می گیرند ، و بخش دیگری که به اجبار با دستمزدهای زیر حداقل دستمزد تعیین شده دولتی ها هم کار می کنند و با مرگ تدریجی به کار بردگی محض روی آورده اند. گرانی و تورم روزافزون و اخیرا" بازی و نوسان ارز های خارجی هم قوز بالا قوز شده و بهانه ای برای گران تر کردن همه اجناس مورد نیاز زندگی روزمره . زندگی مشقت بار ناله و فغان کارگران را در آورده است ؛ اما از فریاد کارگری در راستای هم بستگی کارگری و مبارزه سازمان یافته علیه سرمایه خبر در خور این استبداد سرمایه به گوش نمی رسد.حاکمیت استبداد سرمایه با حمله به تجمع های اعتراضی و حاکم کردن جو وحشت ، شرایط رابرای ادامه حرکتش فراهم کرده است. با این وجود، برای مقابله با سرمایه راهی جز گرهزدن حلقه های جنبش کارگری برای اعتراض به شکل یک جنبش سراسری نمانده است ؛ این حرکتطبقه کارگر می تواند زمینه ساز ایجاد جنبش شورایی ضد سرمایه داری باشد. واقعیت آن استشرایط کنونی زندگی را برای طبقه کارگر تحمل ناپذیر کرده است؛ از آزادی های فردی اجتماعی، بیان و اجتماع و تشکل خبری نیست ؛ تورم وگرانی هر روز کمرشکن تر می شود؛ بیکاری و ناامنی شغلی زندگی را تلخ تر کرده ؛ با ایناوصاف ، جنبش سراسری کارگری غایب است و آنچه دیده می شود ، حرکت تدافعی ضعیفی است کهبه شکل تجمع های اعتراضی و یا اعتصاب های جسته و گریخته اینجا و آنجا خودنمایی می کند.این در حالی است که شرایط نابسامان، کل طبقه کارگر را تحت تاثیر قرار داده ؛ به فکر کسی خطورنمی کرد که ناامنی شغلی به سراغ کارگران نیروگاهی بیاید ، اما آمد. این سیل بلاخیزسرمایه به کارگران ذوب آهنی و فولاد و نفت هم می رسد، به قولی آسیاب به نوبت. اگر سرمایهحمله سراسری خود را برای تعدیل و اخراج سازی های وسیع تر آغاز نکرده، از آن جهت استکه از عواقب احتمالی آن وحشت دارد. نظری به اخراج کارگران در سال های گذشته بیاندازیم، چند صد کارخانه و کارگاه به مرور تعطیل و کارگرانشان را اخراج کردند و سرمایه هاشان را به بخش های سوداورتر و حتا کشورهایدیگر انتقال دادند ؛ سرنوشت کارگران کارخانه های تولید کفش ملی ، وین و بلا ، و نساجیهای مازندران و کاشان وکردستان تنها نمونه هایی هستند.

اگر ما کارگران اعم از نیروگاهی، خودروسازی و دیگر کارگران مزدبگیر (یدی و یا فکری ) به مقابله برنخیزیم و برای خواستو مطالباتمان چاره اندیشی نکنیم؛ اگر از کارگران در معرض اخراج حمایت نکنیم و به شکلسازمان یافته و متشکل برنخیزیم؛ سرمایه داریایران با همه امکاناتش ممکن است بحران کنونی را پشت سر بگذارد؛ با دادن مبالغ ناچیزیارانه های نقدی که در مقابل تورم روزافزون قدرت خریدی ندارد و با ایجاد توهم عدالتخاک به چشم طبقه کارگر بپاشد.

همه اذعان دارند که کل سرمایه جهانی دچار بحران شده است. سرمایه داران آن زمان که از مکیدن شیره جان کارگران سودهای سرشاربه جیب می زدند و کوه های انباشته سرمایه را رفیع تر می کردند، کارگران را شریک نمیکردند؛ اما هر زمان که دچار بحران می شوند،در اولین گام به اخراج کارگران می پردازند. در برخی کشورها جنبش ضدسرمایه داری نوپابا تمام ضعف هایش به میدان مبارزه عملی گام نهاده است؛ جنبش کارگری ایران نیز حلقه ای از جنبش کارگری جهاناست؛ اگر نتواند وظیفه تاریخی خود را در مقابل سرمایه انجام دهد و درقامت یک طبقه قدرتمندو متشکل ظاهر نشود؛ در بهترین حالت فقط نظاره گر دست به دست شدن حاکمیت سرمایه از یکگروه به گروه دیگر خواهد بود.از تاریخ نیز درس بیاموزیم.

وبلاگ کارگران نیروگاه های ایران -جمعه7بهمن1390

مرگ دلخراش سه کارگر نقاش ساختمانی در محل کار درمهاباد

بر اساس خبر ارسالی به کمیته هماهنگی، سه کارگرنقاش ساختمان به نام های «خسرو جان»، «لقمان مسعودی» و«سوران کوماسی» روز یکشنبه2/11/1390 پس از اتمام کار خود، شب را در محل کار می­مانند و متأسفانه به دلیل گازگرفتگیهر سه نفر جان خود را از دست می دهند. یکی از این کارگران (خسرو جان) متاهل بوده ودارای یک دختر سه ساله است.

کمیته ی هماهنگی ضمن ابراز تسلیت به خانواده ی اینکارگران، نبود شرایط ایمنی و استاندارد در محیط های کار را عامل این گونه حوادث برایکارگران می داند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری6بهمنماه1390

یک خبرکوتاه:

به گزارش7بهمن ماه ایسنا ، هفته آینده موضوع تفحصاز حادثه منجر به فوت و جرح عده‌اي از كارگران در كارخانه ايران خودرو درمجلس بهارستان مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

هفتم بهمن ماه 1390

این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!
"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کودکان

کار، انتخاب آگاهانه کودک نیست

هر كشوري كه كودكانش مجبور به كار كردن هستند بايد احساس خطر كند چرا كه اين پديده به معني تامين نبودن خانواده‌هاي آنان بلحاظ معيشتي است. به گزارش مورخ 30 اردیبهشت ایلنا، يك فعال حقوق کودکان کار گفت: به...

جنبش کارگری: کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here