جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

يكشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۲۹

اخباروگزارشات کارگری8بهمن ماه 1390

- پلیس امنیت، علی اخوان را شبانه بازداشت کرد
- گزارشی از مراسم گرامی­داشت جان­باختگان معدن مس خاتون آباد در سنندج
- گزارشی از کارخانه سنگبری آزغ مهاباد
- دغدغه های یک کارگربازنشسته
- امنيت شغلي، واژه‌اي غريبه براي مشمولان بيمه بيكاري
پلیس امنیت، علی اخوان را شبانه بازداشت کرد
ساعت نه و نیم امشب، شنبه هشتم دی 1390 ماموران پلیس امنیت، به خانه علی اخوان رفتند و وی را بازداشت کردند. ماموران پلیس امنیت، برای بازداشت اخوان، به حکم یک سال و نیم حبس تعزیری وی اشاره کردند و مدعی شدند که اخوان، متواری است! ماموران گفتند که اخوان را به زندان اوین خواهند برد.
قابل ذکر است که ماموران امنیتی، نیمه شب سیزدهم خرداد 1389 هم در همین خانه و در حضور همسر و کودک اخوان، وی را بازداشت کرده بودند. متعاقب آن بازداشت و در نهایت در دادگاه تجدید نظر، اخوان را به "یك سال و نیم حبس تعزیری به اضافه یك سال و نیم حبس تعلیقی" محکوم کرده اند.
کانون مدافعان حقوق کارگر-28ژانویه2012-8بهمن ماه 1390
گزارشی از مراسم گرامی­داشت جان­باختگان معدن مس خاتون آباد در سنندج
روز جمعه مورخ 7/11/90 تعدادی از اعضای کمیته­ی هماهنگی به همراه جمعی از کارگران و فعالین کارگری شهر سنندج با برپائی مراسم گرامی داشت یاد و خاطره ی جان باختگان معدن مس خاتون آباد، کشتار بی رحمانه ی کارگران را محکوم نموده و خواستار محاکمه ی عاملین و آمرین آن شدند.
مراسم ابتدا با یک دقیقه سکوت به یاد کارگران جان باخته­ی معدن مس خاتون آباد و تمامی انسان های جان باخته در راه آزادی، برابری و عدالت شروع شد و سپس بیانیه­ی کمیته­ی هماهنگی از طرف یکی از حاضرین قرائت گردید. به دنبال آن دو نفر از حاضرین با ایراد سخنانی در ارتباط با تاریخچه­ی مبارزات کارگران در تقابل با سرمایه و تعرض و تهاجم سرمایه­داری به صفوف طبقه­ی کارگر و نادیده گرفتن خواست ها و مطالبات بر حق آن ها، بر ضرورت مبارزه ی متشکل و آگاهانه ی کارگران در تحقق مطالبات طبقاتی خود تاکید ورزیدند.
در ادامه حاضرین با شور و شوق فراوان و با خواندن سرودهای کارگری مراسم را به پایان رساندند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل­های کارگری- 7 بهمن 1390
گزارشی از کارخانه سنگبری آزغ مهاباد
کارخانه سنگبری آزغ واقع در 6 کیلومتری جاده مهاباد به ارومیه واقع گردیده است. در این کارخانه حدود50-45 کارگر دائم مشغول به کار اند که از میان آنان معمولا در نوبت روز 40 نفر و در نوبت شب 8 نفر مشغول به کار می‌باشند. حداکثر حقوق هر کارگر با در نظر گرفتن اضافه کاری به سقف 380 هزار تومان می­رسد، اما غالب کارگران به طور متوسّط 320 هزار تومان حقوق دریافت می‌کنند. استفاده از مرخصی روزانه برای کارگران حتی در شرایط سخت مانند مریضی مقدور نیست. خصوصاً در روزهای شنبه و پنج شنبه مطلقاً غیر ممکن است به کارگران مرخصی داده شود. به دلیل شرایط سخت کار در محیط سنگبری، اکثر کارگران دچار عارضه هایی مانند رماتیسم و دیسک شدید کمر شده­اند. با وجود این شرایط سخت، کارفرمای کارخانه نامبرده، صبح مورخه 2/11/90به کارگران اعلام نمود که موقعیت و شیوه کار در کارخانه عوض خواهد شد و تا 28/11/90 کارگران فرصت دارند مدیریت کارخانه را مطلع نمایند که آیا شرایط جدید کار را می پذیرند یا خیر، و در غیر این صورت اخراج خواهند شد. شرایط اعلام شده توسط مدیریت کارخانه به شرح زیر است:
1- از هر کارگر در ماه50هزار تومان بابت غذا کسر خواهد گردید.
2- هر کارگر موظف است سفته ای را به میزانی که مدیریت تعیین می نماید، جهت تضمین به مدیریت بدهد.
3- از تاریخ 28/11/90 به بعد، کارگران بایستی خود هزینه سرویس رفت و آمد به کارخانه را بپردازند.
لازم به ذکر است که در کارخانه مذبور روزانه 2000 متر سنگ تهیه می گردد که درآمد حاصل از آن در روز بیش از 50میلیون تومان است.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری- 7 بهمن 1390
دغدغه های یک کارگربازنشسته
هر روز روزنامه‌ها را به دنبال خبري از همسان‌سازي حقوق بازنشستگان مي‌گردم
شايد مسئولان فكر مي‌كنند كارگران كمتر از كارمندان و يا نيروهاي مسلح در دوران خدمت كار كرده‌اند كه در مقايسه با آنان بايد از امكانات كمتري برخوردار باشند.
يك كارگر بازنشسته در تماس با خبرنگار ايلنا از دغدغه‌هاي روزهاي پاياني سال خود و ساير مستمري‌بگيران تامين اجتماعي مي‌گويد كه چطور با تمام حواس مطالب مطبوعات و رسانه‌ها را به دنبال يافتن خبري راجع به تحقق وعده همسان‌سازي حقوق بازنشستگان دنبال مي‌كنند.
اين كارگر بازنشسته مي‌گويد: ما 30 سال كار كرديم و حق بيمه داديم تا روزي كه قادر به كار كردن نبوديم از ما حمايت كنند، امروز همان روز است اما با حقوق 438 هزار تومان در ماه چه حمايتي از ما صورت مي‌گيرد؟
«ليليان» از مقايسه امكانات بازنشستگان تامين اجتماعي و ساير صندوق‌هاي بيمه‌گر كشوري و لشكري در جمع همكاران سابقش مي‌گويد و مي‌افزايد: شايد مسئولان فكر مي‌كنند كارگران كمتر از كارمندان و يا نيروهاي مسلح در دوران خدمت كار كرده‌اند كه در مقايسه با آنان بايد از امكانات كمتري برخوردار باشند.
او در ادامه تاكيد مي‌كند: اگر به حقوق مستقيم و مزاياي جانبي و امكانات ويژه‌ي خانواده‌هاي مستمري‌بگيران كشوري و لشكري نگاه كنيد به طور واضح می‌بینید که ما بازنشستگان تامين اجتماعي از چه فقر حمایتي‌اي برخورداریم.
او با بيان اينكه ما نيازمند صدقه و كمك غير متعارف دولت نيستيم، مي‌گويد: بازنشستگان تامين اجتماعي تنها خواستار بهره بردن از سرمايه‌اي هستند كه در زمان خدمت، هر ماه به طور مستقيم در اختيار اين سازمان قرار مي‌دادند تا روزي بتوانند از آن استفاده كنند اما اين سازمان امانت‌دار خوبي نبود و با سهيم كردن اقشار ديگر در بهره بردن از اندوخته‌ي ما، امروز توان خدمت‌رساني به ما را ندارد و فرياد ما هم به هيچ‌كجا نمي‌رسد.
امنيت شغلي، واژه‌اي غريبه براي مشمولان بيمه بيكاري
امنيت شغلي، شغل پايدار، حقوق ثابت، بازنشستگي و بيمه خدمات درماني واژه‌هايي است كه براي مشمولان بيمه بيكاري غريبه شده‌اند.
براساس قانون، اگر كارفرمايي، كارگري را كه مقرري‌بگير بيمه بيكاري است، به كار گيرد حدود 70 درصد حقوق ماهيانه آن را صندوق بيمه بيکاري پرداخت خواهد كرد و پرداخت 30 درصد با كارفرما خواهد بود همچنين اگر كارفرما بيش از 10 نفر از اين كارگران را استخدام كند، از تسهيلات بهره‌مند مي‌شود.
در همين راستا، پيش از اين "محمد سنجري"، معاون روابط كار اداره‌کل تعاون، کار و رفاه اجتماعي خراسان رضوي با اشاره به اشتغال مجدد 2508 نفر از مقرري‌بگيران بيمه بيكاري از ابتداي سال جاري تاكنون به خبرنگار ايسنا، منطقه خراسان، گفته بود: از تعداد مذکور 1343 نفر از طريق تبصره يک ماده 6 قانون بيمه بيکاري و مابقي از طريق ساير موارد (خود اظهاري و اشتغال پنهان) مجددا شاغل شده‌اند. اين رقم در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته حدود 60 درصد رشد نشان مي‌دهد.
براساس همين قانون، مقرري‌بگيران بيمه بيكاري براي يافتن كار مناسب يا به كاريابي‌هاي سطح شهر يا به مراكز آموزش فني‌و‌حرفه‌اي استان معرفي شده‌اند تا با كسب مهارت‌هاي متناسب با نياز بازار كار، بتوانند مجددا وارد چرخه اشتغال شده و در بنگاه‌هاي اقتصادي مشغول به كار شوند اما در حقيقت آنچه مشاهده مي‌شود از لحاظ كمي و كيفي با اصل قانون همخواني ندارد، زيرا اين افراد نه تنها كار مناسبي پيدا نمي‌كنند و مهارت لازم را آموزش نمي‌بينند بلكه به اجبار به استخدام مراكزي در مي‌آيند كه بعد از مدت زمان مقرري‌بگيري به دليل اين‌كه كارفرما بايد تمام حقوق و مزايا را، خود پرداخت كند، اخراج مي‌شوند اين درحالي است كه ديگر بعد از بيكاري مجدد از بيمه بيكاري نيز خبري نيست.
يكي از كارگران كارخانه‌اي كه به علت تعديل نيرو، بيكار شده است، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) - منطقه خراسان - اظهار كرد: با هشت سال سابقه كار در يك كارخانه‌، به دليل تعديل نيرو، بيكار شده‌ام و پس از مدتي از دريافت حقوق بيكاري به كاريابي معرفي شدم. كارفرما بعد از اتمام دريافت حق بيمه، بدون دليل خاصي اخراجم كرد و هم‌اينك مجددا بيكار شده‌ام.
گودرزي، كارگر زني كه دو سال است از كارخانه‌اي كه به علت واردات كالاي چيني و ضرر بسيار، تعطيل شده، اخراج شده شده است، عنوان كرد: با 14 سال سابقه كار و پرداخت حق بيمه هيچ كار مناسبي از طريق كاريابي‌ها نتوانستم پيدا كنم و مقرري‌ام روبه اتمام است.
وي اظهار كرد: تمام كارهايي كه كاريابي معرفي مي‌كند شامل دو شيفت كاري است كه آن هم، بعد از تمام شدن حق بيمه، تنها نصف حقوق پرداخت مي‌شود.
كارگري 45 ساله كه 20 سال سابقه كار در كارگاهي داشت، از بيكاري دو ساله‌اش گفت و افزود: 20 سال به سختي كار كردم تا آب باريكه‌اي از بازنشستگي‌ام براي آينده‌ام داشته باشم اما الان ديگر هيچ اميدي ندارم.
كارگر زن 40 ساله نيز كه 6 سال است به دليل تعديل نيرو بيكار شده است، گفت: در خانواده‌ام، 2 نفر ديگر نيز به همين دليل بيكار شده‌اند و الان هر سه بيكار هستيم و شرايط زندگي برايمان بسيار دشوار شده است. چند بار براي يافتن شغل كار به سازمان فني‌وحرفه‌اي و حتي مشاور آمور بانوان استانداري مراجعه كردم اما هيچ كمكي نكردند.
منبع:ایسنا-8بهمن ماه(بخشی از یک گزارش)
هشتم بهمن ماه 1390
این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید
کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!
"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کودکان

کار، انتخاب آگاهانه کودک نیست

هر كشوري كه كودكانش مجبور به كار كردن هستند بايد احساس خطر كند چرا كه اين پديده به معني تامين نبودن خانواده‌هاي آنان بلحاظ معيشتي است. به گزارش مورخ 30 اردیبهشت ایلنا، يك فعال حقوق کودکان کار گفت: به...

جنبش کارگری: کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here