جنبش کارگری

رسانه خبری تحلیلی جنبش کارگری

Font Size

Screen

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

تماس با سایت:  info@jonbeshekargary.org

چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۱۵

اخباروگزارشات کارگری11بهمن ماه1390

- بعداز ظهر امروز، صدیق کریمی از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در زندان مرکزی سنندج محبوس شد
- صدیق کریمی بازداشت شد
- در مقابل بازداشت فعالین کارگری بایستیم
- فعالان اتحادیه‏ های کارگری را آزاد و احکام و محاکمه آنان را باطل اعلام کنید
- بینا داراب زند در خطر اخراج از ترکیه
- گزارشی از شرکت کانی گستر پویان
- وضعيت کارگران افغان در ايران
- مکاتبات بازنشستگان دررابطه با افزایش حقوق وعیدی
بعداز ظهر امروز، صدیق کریمی از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در زندان مرکزی سنندج محبوس شد
ساعت 14 ظهر امروز 11 بهمن ماه 1390، صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و از فعالان خوشنام و شناخته شده کارگری در شهر سنندج به ناچار خود را به زندان مرکزی سنندج معرفی و در این زندان محبوس شد.
علیرغم لغو احکام صادره بر علیه کارگران دستگیر شده در اول ماه مه سال 1386 توسط رئیس وقت قوه قضائیه، اوایل سال جاری دادگاه اجرای احکام در شهر سنندج طی ابلاغیه ای به صدیق کریمی و شیث امانی به آنان اعلام کرد احکام صادره بر علیه این  دو نفر لغو نشده است و آنان می باید خود را به زندان مرکزی سنندج معرفی کنند.
صدیق و شیث طی ماههای گذشته در مقابل این اقدام غیر قانونی دادگاه اجرای احکام مقاومت کردند اما این دادگاه اقدام به ضبط حقوق ماهیانه ضمانین آنها کرد و به همین دلیل صدیق برای حل این مشکل، بناچار امروز خود را به زندان مرکزی سنندج معرفی نمود و در این زندان محبوس شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران اقدام غیر قانونی دادگاه اجرای احکام در مورد به زندان افکندن این دو رهبر کارگری خوشنام در شهر سنندج و دستگیری دیگر فعالین کارگری در سایر نقاط ایران را در راستای اعمال فشار بیشتر بر تشکلهای کارگری موجود و فعالین و رهبران کارگری برای به تمکین واداشتن کارگران ایران به وضعیت موجود ارزیابی میکند و اعلام میدارد این دستگیریها سد سکندری در مقابل حق خواهی کارگران ایران نخواهد بود.
شیث امانی و صدیق کریمی دو رهبر کارگری خوشنام و محبوب در میان کارگران شهر سنندج هستند و بدیهی است این کارگران و اتحادیه آزاد کارگران ایران نسبت به تداوم زندان شیث و صدیق ساکت نخواهند نشست.
اتحادیه آزاد کارگران ایران 11 بهمن ماه 1390
صدیق کریمی بازداشت شد
طبق خبر رسیده به انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه، امروز سه شنبه 11 بهمن 90 مأمورین امنیتی و انتظامی صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران را بازداشت و روانه زندان سنندج کردند. صدیق کریمی  سال 86 به جرم شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در شهر سنندج به همراه 12 نفر دیگر بازداشت شده بود که صدیق و شیث امانی هر یک به شش ماه حبس تعزیری و 10 نفر دیگر هم هر یک به تحمل 91 روز حبس تعزیری و شلاق محکوم شده بودند. بعد ازگذشت دو ماه از مدت زندان صدیق کریمی و شیث امانی، احکام صادره برای بازداشت شدگان سال  86 از سوی رئیس وقت قوه قضائیه لغو و این دو نفر آزاد شدند. اما پرونده آنان دو باره از سوی دادگاه انقلاب سنندج به جریان افتاده و شیث امانی و صدیق کریمی به دستور قاضی روانه زندان شده اند.
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه11/بهمن/1390
بیانیه -در مقابل بازداشت فعالین کارگری بایستیم
سیاست بازداشتهای گسترده رهبران و فعالین کارگری، تلاشی است برای به سکوت واداشتن طبقه کارگر و گردن گذاشتن به هر گونه تحقیر و بی حقوقی ای که به خاطر بحرانهای پی در پی اقتصادی به شدیدترین حد خود  تا به امروز رسیده است. گرانی و تورم بی حد و حصر و غیر قابل کنترلی که بر اکثریت جامعه تحمیل گشته، کارگران را به واکنشهای جدی تر و اعتراضات گسترده تر در دفاع از موجودیت و بقای خود وادار ساخته و ادامه این شرایط بی تردید طبقه کارگر را به دفاع متحدانه و سراسری از زندگی و حق حیات خود رهنمون خواهد ساخت. بنابراین دلیل این بازداشتها غیر از مقابله با شکل گیری انسجام و اتحاد کارگران نیست و همه می دانند که بدون حضور فعالین و رهبرانشان به عنوان حلقه های اصلی وحدت و یگانگی بین بخشهای مختلف هستند، آن اتحاد نمی تواند شکل بگیرد. بازداشتهای وسیع فعالین کارگری هدفی جز به، به تمکین واداشتن میلیونها کارگر که پنج برابر زیر خط فقر زندگی می کنند، را دنبال نمی کند.
امروز سه شنبه 11 بهمن 90 صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران بازداشت و روانه زندان سنندج نموده اند. صدیق کریمی سال 86 به جرم شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در شهر سنندج به همراه 11 نفر دیگر از جمله شیث امانی بازداشت و حدود دو ماه در زندان بوده است. بعد ازگذشت دو ماه از مدت زندان صدیق کریمی و شیث امانی، احکام صادره برای بازداشت شدگان سال  86 از سوی رئیس وقت قوه قضائیه لغو و این دو نفر آزاد شدند. اما با کمال تعجب بعد از گذشت 4 سال مسؤلین قضائی شهر سنندج پرونده مختومه را دو باره به جریان انداخته و شیث امانی و صدیق کریمی را به فاصله کمتر از دو هفته بازداشت و روانه زندان کرده اند. غیر از این دو نفر طی دو ماه گذشته فعالین دیگری از جمله محمد جراحی، شاهرخ زمانی، علی اخوان، نیما پور یعقوب، ساسان واهبی وش، محمد حسینی، مظفر صالح نیا و شریف ساعد پناه بازداشت شده اند که شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا بعد از دو هفته تلاش و اعتراض خانواده ها، کارگران و مردم سنندج آزاد شده اند. این در حالی است که کسانی مانند ابراهیم مددی، رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده و علی نجاتی همچنان در زندان بسر می برند.
باید برای دفاع از زندگی و حق معیشت خود و خانواده هایمان از فعالین کارگری دفاع کرده و خواست آزادی بازداشت شدگان و پایان دادن به تعقیب و بازداشت و اذیت و آزار رهبران کارگری را در رأس هر مطالبه دیگر خود قرار دهیم.
ما ضمن محکوم نمودن بازداشت صدیق کریمی از همه کارگران، جمعها ، تشکلها، احزاب و سازمانهای مدافع حقوق کارگر در داخل و خارج می خواهیم به بازداشت فعالین کارگری اعتراض نموده و خواهان آزادی فوری همه آنان شوند.
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
جمعهائی از فعالین کارگری شهرهای سنندج و کامیاران11/بهمن/1390
فعالان اتحادیه‏ های کارگری را آزاد و احکام و محاکمه آنان را باطل اعلام کنید
ایران: بازداشت جدید فعالان کارگری
(نیویورک) ­­– دیده بان حقوق بشر امروز گفت که مقامات ایرانی باید ده‏ها فعال کارگری و اتحادیه‏های مستقلصنفی که به دلیل ابراز مسالمت آمیز حمایت از کارگران زندانی شده اند را فوراً آزاد کنند. دیده بان حقوق بشر افزود که ایران باید احکام افرادی را که صرفا به دلیل استفاده مسالمت آمیز از حق آزادی اجتماعات و گردهمایی‏ها محکوم شده‏اند لغو، و از محاکمه افرادی که به این دلایل در معرض پیگرد قرار دارند صرف نظر کند.
آخرین دور بازداشت‏ها در استان‏های تهران، آذربایجان شرقی و کردستان ایران صورت گرفته است. در اواسط ژانویه 2012، مقامات چهار تن از فعالین را احضار کردند تا دوران حبس طولانی مدت خود‏ را، که حکم آن در سال 2011 علیه آنان صادر شده بود، آغاز کنند. در 28 ژانویه، مقامات علی رضا اخوان، معلم و فعال کارگری، را در منزلش بازداشت کردند. در حال حاضر اطلاعی در باره مکان بازداشت وی در دست نیست. در 18 ژانویه، نیروهای امنیتی محمد جراحی را در خانه او در تبریز دستگیر کردند. سه روز قبل از آن، ماموارن اطلاعات دو تن از فعالان کارگری در تبریز را احضار و شاهرخ زمانی، از رهبران برجسته حقوق کارگری در آن شهر، را دستگیر کردند. در 16 ژانویه، مقامات همچنین شیث امانی، یکی از فعالان  برجسته و عضو هئیت مدیره یکی از اتحادیه های کارگری مستقل در سنندج، را دستگیر کردند. در اوایل ماه ژانویه مقامات مهدی شاندیز را بازداشت و به بند 350 زندان اوین منتقل کردند. همه بازداشت شدگان فعالین کارگری و یا عضو اتحادیه‏های مستقل کارگری که از سوی دولت مجاز شمرده نمی شوند هستند.
جو استورک، معاون بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر گفت: «اتحادیه های کارگری مستقل نقش حیاتی در حفاظت از حقوق کارگران در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد داشته اند. این موج جدید از دستگیری‏ها تداوم آن سنت زشت و طولانی مدت دولت ایران است که می خواهد با هدف قراردادن اتحادیه های مستقل کارگری تسلط کامل خود را بر آنان اعمال کند.»
مقامات در ابتدا زمانی را در 7 ژوئن 2011 در ارتباط با فعالیت‏های او به عنوان یکی از اعضای سندیکای نقاشان و عضو هیئت مدیره کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‏های کارگری دستگیر کردند. شعبه 1 دادگاه انقلاب تبریز او را  به اتهام «مشارکت در تشکیل گروه غیرقانونی مخالف نظام ... به قصد برهم زدن امنیت کشور از طریق اعتصابات کارگری و قیام مسلحانه»، «اجتماع و تبانی برای فعالیت‏های غیرقانونی»، و «تبلیغ علیه نظام» به 11 سال زندان محکوم کرد.
دادگاه در ارتباط با همین پرونده جراحی را که در 20 ژوئن دستگیر شده بود به اتهام سازماندهی «غیرقانونی» یک گروه موسوم به جنبش دموکراتیک کارگری  به 20 سال حبس و نیما پوریعقوب را با همین اتهام به 5 سال حبس، به اضافه یک سال به اتهام «تبلیغ علیه نظام»،محکوم کرد. ساسان وهابی‏وش به اتهام فعالیت های مشابه به شش ماه حبس محکوم شد. وهابی‏وش و پوریعقوب دانشجویان رشته های مهندسی در دانشگاه آزاد تبریز هستند.
مقامات هر چهار متهم را بعد از گذاشتن وثیقه آزاد کردند، اما در نوامبر 2011 شعبه 6 دادگاه تجدید نظر آذربایجان شرقی حکم صادره دادگاه ابتدایی را تایید کرد. با وجود این مقامات آنان را برای سپری کردن دوران حبس تا به امسال احضار نکرده بودند.
طبق گزارش رسانه‏های ایرانی، امانی، فعال برجسته حقوق کارگری در سنندج (استان کردستان) و یکی از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، بعد از آن که به دفتر دادستانی سنندج جهت پیگیری وضعیت دو فعال دیگر کارگری که در اوایل ژانویه بازداشت شده بودند می رود، دستگیر می شود.
دیده بان حقوق بشر همچنین نگران وضعیت چندین فعال برجسته کارگری و اتحادیه های کارگری که دوران حکم زندان خود را سپری می کنند، ازجمله رضا شهابی، علی نجاتی، ابراهیم مددی و بهنام ابراهیم زاده، می باشد. مددی معاون و شهابی خزانه دار‏ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه می باشند. مددی در حال حاضر حکم سه سال و نیم حبس خود را به اتهام تهدید امنیت ملی سپری می‏کند. شهابی در تاریخ 12 ژوئن 2010 دستگیر شد. دادگاه انقلاب وی را به اتهام تهدید امنیت ملی و «تبلیغ علیه نظام» در 25 مه 2011 محاکمه کرد، اما هنوز حکمی در مورد او صادر نکرده است.
طبق گزارش یک منبع نزدیک به پرونده شهابی، وی بدون تفهیم اتهام 18 ماه را در زندان اوین سپری کرده است که چندین ماه آن در سلول انفرادی بوده است. این در حالی است که وی شدیداً از درد گردن و کمر رنج می‏برد. شهابی با خاتمه اعتصاب غذای 30 روزه خود در 22 دسامبر، که در اعتراض به بازداشت و عدم ارائه خدمات لازم پزشکی در زندان آغاز کرده بود، اکنون در بیمارستان امام خمینی تهران بستری است.
علی نجاتی و بهنام ابراهیم زاده، دو فعال دیگر کارگری که اکنون در رابطه با اتهامات امنیت ملی به ترتیب دوران حبس یک ساله و پنج ساله خود را در زندان سپری می کنند، نیز از مشکلات جدی جسمی رنج می برند. این اتهامات به دلیل فعالیت‏های نجاتی و ابراهیم زاده در اتحادیه‏های مستقل کارگری بر آنان وارد شده است. طبق گزارش‏های رسیده به دیده بان حقوق بشر، نجاتی و ابراهیم زاده هر دو خواهان مرخصی طولانی مدت از زندان برای دریافت مراقبت های پزشکی شده اند، اما مسئولین قضایی به درخواست آنان پاسخ منفی داده اند.
نجاتی، رئیس سابق و عضو فعلی هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، در زندان دزفول در جنوب غرب ایران و ابراهیم زاده در زندان اوین زندانی هستند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران،سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از جمله بزرگترین اتحادیه‏ های مستقل کارگری فعال در ایران می‏باشند. قانون کار ایران به اتحادیه‏ های کارگری مستقل از گروه‏های تحت نظارت دولت اجازه فعالیت نمی‏دهد. از سال 2005 تاکنون، مقامات بارها با احضار، بازداشت، محاکمه و زندانی کردن کارگران مرتبط با اتحادیه های کارگری مستقل، آنان و خانواده های آنان را مورد اذیت و آزار قرار داده اند.
اکثر این بازداشت‏ ها هنگام اجرای مراسم‏ بزرگداشت روز جهانی کارگر و یا اعتصاب‏ هایی که به دعوت اتحادیه‏ های کارگری و اغلب به دلیل عدم پرداخت چندین ماه دستمزد و یا مزایای عقب افتاده به راه انداخته شده بود صورت گرفته است. منصور اسانلو، رئیس فعلی اتحادیه کارگران اتوبوس رانی، بعد از چند بار دستگیری بین سال‏های 2005 و 2007، سرانجام به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، و «تبلیغ علیه نظام» به 5 سال حبس محکوم شد. بعد از سپری کردن 4 سال حبس، مقامات درماه ژوئن  به وی اجازه دادند که از زندان اوین خارج شود. اما آنان هنوز می توانند او را برای سپری کردن مدت باقی‏مانده حبس دوباره به زندان احضار کنند. دیده بان حقوق بشر از مقامات قضایی ایران خواست که حکم زندان اسانلو را باطل اعلام کنند.
اتحادیه‏های کارگری مستقل علیه پیش نویس اصلاحیه قانون کار که توسط رئیس جمهور احمدی نژاد پیشنهاد شده است اعتراض کرده اند. این پیش نویس که در حال حاضر تحت بررسی مجلس قرار دارد، به کارفرمایان اجازه می دهد که کارگران را آسان تر برکنار کرده و مزایای آنان از جمله مدت تعطیلات سالانه را کاهش دهند.
ماده 22 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، و ماده 8 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حق تشکیل و پیوستن به اتحادیه‏های کارگری را تضمین می‏کند. ایران از جمله امضاء کنندگان هردو این میثاق‏ها است. ایران همچنین عضو سازمان بین المللی کار است، اما از امضای ماده های 87 (آزادی اجتماعات و تضمین حق تشکیل انجمن‏ها) و 98 (حق سازماندهی و مذاکرات دسته جمعی) آن معاهده تاکنون امتناع ورزیده است.
جو استورک گفت: «فعالان کارگری در صف مقدم مبارزه برای آزادی سازمان‏ها و اجتماعات در ایران قرار داشته اند و در این راستا هزینه سنگینی را نیز پرداخته اند. قوانین ایران باید حق تشکیل اتحادیه های کارگری مستقل را به رسمیت بشناسد و فعالان کارگری را که مرتکب هیچ جرمی به غیر از دفاع از منافع کارگران نشده اند، آزاد کند.»
30ژانویه2012
بینا داراب زند در خطر اخراج از ترکیه
اخیرا" خبر دار شدیم که بینا داراب زند که در دروه های 11، 12 و 13 مجامع عمومی کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری عضو شده است،همچنین در دوره های 12 و 13 از اعضای شورای نمایندگان این کمیته بود. همینطور در کمپین حمایتی از کارگران اخراجی استرالیا ایشان یکی از سخنگویان کمپین فوق بوده است. اکنون از طرف پلیس ترکیه در خطر اخراج قرار دارد.ما ضمن محکوم کردن اخراج پناهجویان و به خطر انداختن جان انها ، از کارگران و نهاد های کارگری و بشر دوستانه ، می خواهیم از بینا داراب زند حمایت کرده و از اخراج او جلو گیری نمایند.و به حمایت های خود تا انتقال ایشان به محل امن ادامه بدهند.همچنین انتظار داریم از کارگران زندانی از جمله شاهرخ زمانی ، محمد جراحی ، ابراهیم مددی ، رضا شهابی ، بهنام ابراهیم زاده ، صدیق کریمی ، شیث امانی ، علی نجاتی و دها کارگر دیگر که هم اکنون در زندان به سر می برند بی دریغ و بطور مستمر حمایت نمایند تا این عزیزان بتوانند آزادی خود را بدسعت آورده به بستر مبارزه با سرمایه داری و کانون گرم خانواده بر گردند.
کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری در ایران
11/11/1390
گزارشی از شرکت کانی گستر پویان
شرکت کانی گستر پویان واقع در کیلومتر 25جاده میاندواب مهاباد در سه راه بردشان واقع گردیده و تولید آن انواع سیلیس می‌باشد. در این شرکت 70 کارگر در دو شیفت روز و شب مشغول کار می‌باشند. کارگران شیفت روز، ساعت 6 صبح از مهاباد حرکت کرده و تا ساعت 7 عصر مشغول به کار هستند. کارگران شیفت شب نیز ساعت 5عصر حرکت می‌کنند و تا ساعت 7 صبح روز بعد مشغول به کار می‌شوند. هر کارگر، روزانه 16 هزار تومان دستمزد دریافت می کند و کلیه هزینه‌های مربوط به غذا به عهده خود کارگران می‌باشد. رانندگان شاغل در این شرکت با 12 ساعت کار در ماه تنها 450 هزار تومان دریافت ‌می‌دارند.
کارگران در این شرکت روزد مزد هستند. در بیشتر مواقع هنگامی که کارگر به محل کار می رسد در صورت عدم نیاز، کارفرما به او اعلام می‌کند که امروز کار نیست و بایستی تا اطلاع ثانوی منتظر باشید و کارگر اخراجی با همان سرویس به خانه بر می‌گردد. بخش های تولید و طرح و توسعه این معدن با توجه به وجود پودر سنگ دارای مواد شیمیایی و سرطان‌زا می‌باشد به گونه ای که حتی کارفرما و مهندسین شاغل در شرکت نیز به این قضیه اذعان داشته‌اند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری – 10 بهمن 1390
وضعيت کارگران افغان در ايران
سابقه حضور کارگران افغان در ايران به سال های پيش از انقلاب باز می گردد، اما پس از آغاز جنگ داخلی در افغانستان و تشديد اين جنگ پس از ورود ارتش اتحاد شوروی سابق به آن کشور، مهاجران بسيار بيشتری به ايران آمدند و مشغول به کار شدند.

تعداد اين مهاجران چقدر است؟ آمنه افضلی، وزير کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولان افغانستان، به راديو فردا می گويد: «ما حدود يک ميليون و ۴۰۰ هزار مهاجر افغان داريم که فاقد مدرک قانونی هستند و برای جذب در بازار کار مشکل دارند. اينها از شرايط قانون کار کشور افغانستان و ايران برخوردار نيستند چون مهاجرتشان مطابق با شرايط قانونی نبوده و مدرک قانونی ندارند. اما يک ميليون هم مهاجر داريم که واجد شرايط و مدرک قانونی هستند که به آنها جواز کار داده می‌شود و از حقوق و امتيازات قانونی برخوردار هستند.»

افغانستان با مشکلات سال های گذشته و همينطور حکومت طالبان و سخت گيری هايشان مواجه نيست. اما چرا اين مهاجران و کارگران افغان به کشورشان بر نمی گردند؟

بر اساس گزارش ها، بيشتر آنها به دليل برقرار نبودن امنيت کامل و همينطور مشکلات اقتصادی در افغانستان و نبودن زمينه برای کار، نمی توانند به کشورشان بازگردند.

صالحه، دختر افغان ۲۱ ساله در تربت جام ايران، به آريانا، يکی از شبکه های تلويزيونی افغانستان، گفته است:«اگر امنيت وجود داشته باشد چرا آدم خودش را اذيت کند و در ايران به صورت غيرقانونی زندگی کند. درست است که اينجا کار داريم اما در مسايل شغلی خود اصلا راحت نيستيم.»

يک کارگر افغان نيز به بخش افغان راديو اروپای آزاد / راديو آزادی گفته است:«ارزش پول ايران هم پايين آمده است و زندگی در اينجا فايده‌ای ندارد. اگر اينجا کار کنيم، هزار تومان افغانستان شده ۱۰۰ هزار ايران، يعنی اگر ۱۰۰ هزار کار کنيم هزار تومان افغانستان می شود.»

وضع کارگران افغان در ايران وابسته به اين است که مهاجر با مجوز هستند يا بدون مجوز.

آمنه افضلی، وزير کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولان افغانستان، با اشاره به اينکه مهاجرانی که برگه قانونی دارن، گذرنامه افغانستان دريافت خواهند کرد و پس از آن هم جواز کار به ايران به آنان داده خواهد شد، می افزايد:«در مورد يک ميليون و ۴۰۰ هزار مهاجر افغان که غيرقانونی هستند، از آغاز سال، جمهوری اسلامی ايران در نظر داشت که اينها را اخراج کند و اخراج همگی اين مهاجران از هر جهت برای دولت افغانستان مشکل ساز بود و خود اين افراد هم راضی نبودند. از آنجا که سازمان ملل متحد با مهاجرت اجباری موافق نيست و بيرون کردن مهاجرت با اجبار خلاف قانون است، جمهوری اسلامی ايران طبق همين صحبت ها و تفاهم ها موافقت کرد به يکباره همه اين مهاجران غيرقانونی را بيرون نکند.»

به نوشته سايت آفتاب، برخی آمارهای غيررسمی نشان می‌دهد که نزديک به دو ميليون فرصت شغلی در ايران طی سال ۸۹ توسط اتباع بيگانه که اکثر آنها در کارخانه‌ها و کارگاه‌های صنعتی بوده، اشغال شده است.

در اين مورد هم محمدرضا رحيمی، معاون اول رئيس جمهور، در سخنانی آذر ماه سال جاری، با اشاره به حضور خارجی‌ها در بازار کار ايران، گفت: به‌‌ همان ميزان که بيکار در کشور داريم، مهمان خارجی هم در کشور حضور دارند .بنابراين اگر مهمان خارجی در کشور نبود، ميزان بيکاری بسيار کمتر بود.

محمود صالحی، فعال کارگری در کردستان ايران، در اين مورد به راديو فردا می گويد«در قانون کار بندهايی در رابطه با کارگران خارجی داريم، اما سيستم به همين قوانين کاری هم توجه ندارد. ما در ايران هم کارگر عراقی داريم و هم کارگر افغانی و پاکستانی که مشمول هيچ قانونی نمی‌شوند. يک مدت می‌گفتند اگر اينها بيايند وزارت کار و کارت دريافت کنند می‌توانند امتيازاتی بگيرند. اما مهاجران بعد از ۱۰ سال که در ايران اقامت داشته باشند می توانند از وزارت کار کارت دريافت کنند. اين افراد در اين ۱۰ سال بايد چه کار کنند و کجا بروند؟»

وی اشاره می کند:«حدود ۹۰ درصد کارفرمايان از کارگران خارجی استفاده می‌کنند که شامل هيچ قانونی نشده و مرتب استثمار می‌شوند. حتی در کارگاه‌هايی که کار می‌کنند، بعد از اين که چند سال کار هم هيچ حقی به اينها تعلق نمی‌گيرد.»

در اين زمينه، سايت آفتاب در گزارشی نوشته است که کارفرمايان بخش خصوصی ترجيح می‌دهند به‌جای بکارگيری کارگر بومی که بايد طبق قانون به او حقوق پرداخت کنند و از بيمه بهره‌مند بشوند، از کارگران خارجی استفاده کنند.

بر اساس اين گزارش، برخی از ارگان‌های دولتی هم مثل شهرداری‌ها از اتباع خارجی استفاده می‌کنند و به شکل قراردادی يا با واسطه پيمانکار آنها را به کار می‌گيرند.

در همين ارتباط، بهروز خباز، فعال کارگری در سوئد، با اشاره به همين موضوع و اينکه مقام های دولتی تلاش می کنند ناتوانی خود در کاهش بيکاری را متوجه کارگرای خارجی کنند، می گويد:«مسئولان بايد توجه کنند که آدم‌ها منابع را می‌بينند و اين طور نيست که مردم همه چيز را باور کنند.»

او اضافه می کند:«اولا نيروی کار ارزان سرمايه بزرگی برای آقايان است. دوم اين که آنها به کمک‌های دريافتی از سازمان ملل اشاره نمی‌کنند و نمی گويند مبالغ هنگفتی که از سازمان ملل گرفته اند تا چه حد صرف اين پناهجويان شده است.»

آقای خباز می گويد که در رابطه با مهاجران افغان بايد توجه داشت که اين انسان‌های شريف و زحمتکش در کشور ما آبادانی همراه خود آورده اند.

در اين ميان، آخرين خبری که در ارتبط با کارگران خارجی در ايران منتشر شده، حاکی از اين است که قائم مقام وزير تعاون، کار و رفاه در امور بين‌الملل اعلام کرد: به ازای استفاده از هر کارگر خارجی غيرمجاز در روز، کارفرما ۵۰ هزار تومان جريمه خواهد شد.
منبع:رادیوفردا-کارنامه-11بهمن 1390
مکاتبات بازنشستگان دررابطه با افزایش حقوق وعیدی
رئیس کانون عالی بازنشستگان و مستمری بگیران از انجام مکاتبات با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای افزایش میزان عیدی بازنشستگان خبر داد و گفت: پیشنهاد داده‌ایم عیدی بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی معادل دو ماه حقوقشان محاسبه شود.
علی اکبر خبازها در گفتگو با مهربتاریخ11بهمن ماه افزود: براساس مکاتباتی که با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی انجام شده است پیشنهاد داده ایم که حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی همانند عیدی کارگران شاغل یعنی معادل دو ماه حقوق برای آنان محاسبه شود.
وی گفت: تا این لحظه پاسخی برای این نامه از سوی وزارت رفاه به ما اعلام نشده است و با توجه به مشکلاتی که بازنشستگان با آن رو به رو هستند همچنان در انتظار موافقت وزیر با پیشنهاد افزایش میزان عیدی این افراد هستیم.
رئیس کانون عالی بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی تاکید کرد: سال گذشته نیز از وزیر رفاه درخواست افزایش میزان عیدی بازنشستگان را داشتیم که مورد موافقت قرار نگرفت.
خبازها اظهار امیدواری کرد که برای رفع مشکلات و نیازهای اولیه بازنشستگان و خانواده های آنان امسال افزایش عیدی این افراد مورد موافقت قرار گیرد.
وی گفت: درمورد افزایش حقوق بازنشستگان نیز مکاتباتی انجام شده است و دراین خصوص خواستار اجرای ماده 96 قانون تامین اجتماعی براساس نرخ تورم هستیم.
به گفته وی، براساس گزارشات بدست آمده نرخ تورم اعلام شده 40 درصد است که انتظار داریم براساس این قانون، حقوق بازنشستگان طبق نرخ تورم افزایش پیدا کند.
وی درمورد زمان پرداخت عیدی بازنشستگان نیز افزود: هر ساله در بهمن ماه معادل دو ماه حقوق به بازنشستگان پرداخت می شد اما امسال با توجه به تغییر مدیریت در سازمان تامین اجتماعی در بهمن یک ماه حقوق به این افراد ارائه شد به همین دلیل به احتمال زیاد عیدی بازنشستگان همزمان با حقوق اسفند ماه آنان پرداخت می شود.
یازدهم بهمن ماه1390
این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید
کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!
"دار- بست"

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

افتاده روي خاك
دراز به دراز
با دهان كف كرده
ساعت هشت صبح
پنجره‌ها سرك مي‌كشند
بيدار نمي‌شود
نه
نمي‌شود
افتاده است نصيب
از ارتفاع طبقه‌ي 5
در ساختمان رياحي
روي زمين
و حفره اي در چشمش
و چسبيده خون
به ميلگرد بيرون زده از ديوار
و تكه‌اي از پيراهن‌اش
گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول
افتاد
نصيب
امروز، وَ ديروز
از طبقه‌ي 5
درست رأس ساعت هشت صبح
و درست مُرد
درجا
بدون نقص
بي هيچ نفس ِاضافي
و مي‌افتد
هر روز
نصيب
درست رأس ساعت هشت صبح،
از ارتفاع
و مي‌توانيد
فردا،
رأس ساعت هشت صبح
به ستون روزنامه اي ...
نه
نگاه نكنيد
آنجا نيست
به اينجا
به ستون يك ساختمان
به يك داربست
همين اطراف
كه نصيب مي‌افتد از بالايش
هر روز رأس ساعت هشت صبح
هر روز
و سكوت،
پليس
صورتجلسه
پزشك قانوني.
نگاه كنيد
به اينجا
به داربست
به ساختمان، ارتفاع
و مي‌بينيد نصيب را
كه دارد مي‌افتد
هر روز رأس ساعت هشت صبح.
به داربست،
قنات
گاوداري
دستگاه پرس،
ساختمان،
طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي
و اسم خيابان نصيب نيست،
رياحي است.
آري
به ارتفاع،
به ساختمان،
يا همين طبقه‌اي كه الان
داري مي‌خواني در آن
اين نصيب را
همين‌جا،
كنج اتاق
لاي جرز ديوار
همين‌جا،
در آشپزخانه
كه مي‌پزيد گوشت نصيب را
براي شام
و پاي پنجره‌، توي سطل زباله
كه مي‌اندازيد
پوست و استخوان نصيب را
كه بروند دور،
دور
دور
بروند افغانستان، پاكستان
و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور
سق بزنند نصيب را
هر روز رأس ساعت هشت صبح
و تكه‌اي از استخوان نصيب را
كودكي چشم بادامي
در باميان
كه چرك كرده است
به دندان بكشد
همان‌ها كه چشم‌هايشان
مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست
و استخوان بخورد كودك
تا محكم شود
چهار‌ستون بدنش،
بتواند
بالا بكشد از داربست، طناب
در ارتفاع تهران
همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست
اما ژاپني نيستند
يا همان ها كه چشم بادامي نيستند
اما ايراني نيستند
افغاني اند
و خوب كه نگاه كني
پاي تمام پي‌ها
داربست،
ديوار،
دراز كشيده نصيب
دهانش كف كرده
چشم‌هايش پر ِ خاك
و كرم‌ها وول ميخورند
قلقلك مي‌دهند
نمي‌خندد
گريه نمي‌كند
حرف نمي‌زند
تكان نمي‌خورد
احمق جان،
مرده است نصيب
زير هر ديوار
ساختمان
هر ستون.
دراز كشيده نصيب
لاي خاك
در كانال هاي مخابرات
و حضور دارد هميشه
در خطوط تلفن
مي‌شنود حرف ها را
سكوت مي‌كند
دهانش كف كرده
مرده است
حرف نميزند
دراز كشيده نصيب
در كانال هاي گاز
گرم ميشويم در اتاق
كرم ها وول ميخورند
كيف ميكنيم
و اصلا
افغاني‌ها پر شده‌اند در
پي‌هاي ساختمان‌هاي ما
ديوار برج‌ها
پل‌ها،
چاه
و اصلا اگرا
بيرون بكشي
نصيب را
فرو مي‌ريزد تهران
و ما هر روز
مي‌نشينيم
در خانه‌هايي كه
بنا شده با آجر و آهن و نصيب
و ما هر روز
راه مي رويم
روي آسفالت، نصيب
و هماغوشي مي‌كنيم
زير پتو
و مي‌كشيم نصيب را
روي خودمان
راه مي‌رويم، مي‌خوابيم
روي كف
هر روز،
روي نصيب
رأس ساعت هشت صبح
و مردن مي‌شود
هر لحظه
هر جا
هر روز
بي‌صدا،
نصيب.
مردن مي‌شود
هر روز
هر روز
هر روز
رأس ساعت
درست
در ساعت هشت صبح.

 

عليرضا عسگري
18 ارديبهشت 91- تهران



روز جهانی کلمات
به مناسبت اول ماه مه -یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر!

روز جهانی کلمات

اینجا حالا اوج شعر است

کلمات شورش کرده اند

و خیابان بسته شده است

فریاد ، هجوم

کاغذ، بیانیه

سربازان

کلمات را

از حلقوم پلاکارد پایین می کشند

" تشکل حق کارگر ... "

و نفر به نفر حلق آویز می کنند

تشکل : اعدام!

اعدام می کنند:

حق ، کارگر

نفر به نفر

نوبت به نوبت

بدون نوبت!

چندین کلمه ی بی تاب

از دهان آدمی بی قرار

بال می گیرد و در فضا می چرخد

و به ضرب گلوله

توی دامان جمعیت

سقوط می کند.

رئیس پلیس با بلندگو

کلمات آرام کننده ای را

به سمت جمعیت شلیک می کند :

" قول می دهم ...

مذاکره خواهیم ...

درست می شود ...

با مسولین امر صحبت ... "

و کسی برای ظهور امام زمان

دعای فرج می خواند.

آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش

اکنون

فریاد می کشد :

" دارن منو می برن

کمک ! کمک ! "

و مثل قوانین بین المللی حقوق کارگر

دراز می شود

درست کف خیابان

و کشیده می شود

روی آسفالت

از این طرف خیابان

به آن طرف

و توی ماشین نیروی ویژه

بسته بندی می شود

و امام زمان ظهور نمی کند

حالا

سطر آخر روز است

ماشین ها رد می شوند

از روی

کلماتِ تیر خورده

و همان لحظه

توی بازداشت گاه

زیر نور شدید یک لامپ

و سایه ی میز و صندلی

که هی می رود و هی بر می گردد

جنس دیگری از کلمات ظهور می کنند :

"اسم

شهرت

سابقه ی خرابکاری"

ودر میان سرفه و دود شدید سیگار

پای بوم کلمات

یک امضا و اثر انگشت

نقاشی می شود .

آخرین کلمه را

چشم بند می زنند

درها

یکی یکی

بسته می شود

آخرین در روی تاریکی باز می شود

و کلمه ی دست

آدم را

هل می دهد

به گوشه ای تاریک ...

و هیچ کس

ظهور نمی کند!

 

علیرضا عسگری

اول ماه می ٢٠٠٦- ۱۱ اردیبهشت ۸۵ تهران
محل تجمع کارگران شرکت واحد

 

 

 

"دار- بست"

 

در مرگِ " نصيب "، كارگر 22 ساله افغاني

 

 

 

 

 

 

 

افتاده روي خاك

دراز به دراز

با دهان كف كرده

ساعت هشت صبح

پنجره‌ها سرك مي‌كشند

بيدار نمي‌شود

نه

نمي‌شود

افتاده است نصيب

از ارتفاع طبقه‌ي 5

در ساختمان رياحي

روي زمين

و حفره اي در چشمش

و چسبيده خون

به ميلگرد بيرون زده از ديوار

و تكه‌اي از پيراهن‌اش

گير كرده در چنگ يك سيم-مفتول

افتاد

نصيب

امروز، وَ ديروز

از طبقه‌ي 5

درست رأس ساعت هشت صبح

و درست مُرد

درجا

بدون نقص

بي هيچ نفس ِاضافي

و مي‌افتد

هر روز

نصيب

درست رأس ساعت هشت صبح،

از ارتفاع

و مي‌توانيد

فردا،

رأس ساعت هشت صبح

به ستون روزنامه اي ...

نه

نگاه نكنيد

آنجا نيست

به اينجا

به ستون يك ساختمان

به يك داربست

همين اطراف

كه نصيب مي‌افتد از بالايش

هر روز رأس ساعت هشت صبح

هر روز

و سكوت،

پليس

صورتجلسه

پزشك قانوني.

به اينجا

به داربست

نگاه كنيد

به ساختمان، ارتفاع

و مي‌بينيد نصيب را

كه دارد مي‌افتد

هر روز رأس ساعت هشت صبح.

به داربست

قنات

گاوداري

دستگاه پرس

ساختمان

طبقه‌ي 5 مجتمع مسكوني خيابان رياحي

يا همين طبقه‌اي كه الان

داري مي‌خواني در آن

اين نصيب را

همين‌جا

كنج اتاق

لاي جرز يوار

همين‌جا در آشپزخانه

كه مي‌پزيد گوشت نصيب را

براي شام

و پاي پنجره‌، توي سطل زباله

كه مي‌اندازيد

پوست و استخوان نصيب را

كه بروند دور،

دور

دور

بروند افغانستان، پاكستان

و سگ‌هاي گرسنه‌ي پيشاور

سق بزنند نصيب را

هر روز رأس ساعت هشت صبح

و تكه‌اي از استخوان نصيب را

كودكي چشم بادامي

در باميان

كه چرك كرده است

به دندان بكشد

همان‌ها كه چشم‌هايشان

مثل ‍‍‍ژاپني‌هاست

و استخوان بخورد كودك

تا محكم شود

چهار‌ستون بدنش،

بتواند

بالا بكشد از داربست، طناب

در ارتفاع تهران

همان‌ها كه چشم‌هايشان مثل ژاپني‌هاست

اما ژاپني نيستند

يا همان ها كه چشم بادامي نيستند

اما ايراني  نيستند

افغاني اند

و خوب كه نگاه كني

پاي تمام پي‌ها

داربست

ديوار

دراز كشيده نصيب

دهانش كف كرده

چشم‌هايش پر ِ خاك

و كرم‌ها وول ميخورند

قلقلك مي‌دهند

نمي‌خندد

گريه نمي‌كند

حرف نمي‌زند

تكان نمي‌خورد

احمق جان،

مرده است نصيب

زير هر ديوار

ساختمان

هر ستون

دراز كشيده نصيب

لاي خاك

در كانال هاي مخابرات

و حضور دارد هميشه

در خطوط تلفن

مي‌شنود حرف ها را

سكوت مي‌كند

دهانش كف كرده

مرده است

حرف نميزند

دراز كشيده نصيب

در كانال هاي گاز

گرم ميشويم در اتاق

كرم ها وول ميخورند

كيف ميكنيم

و اصلا

افغاني‌ها پر شده‌اند در

پي‌هاي ساختمان‌هاي ما

ديوار برج‌ها

پل‌ها،

چاه

و اگر اصلا

بيرون بكشي

نصيب را

فرو مي‌ريزد تهران

و ما هر روز

مي‌نشينيم

در خانه‌هايي كه

بنا شده با  آجر و آهن و نصيب

و ما هر روز

راه مي رويم

روي آسفالت، نصيب

و هماغوشي مي‌كنيم

زير پتو

و مي‌كشيم نصيب را

روي خودمان

راه مي‌رويم، مي‌خوابيم

روي كف

هر روز،

روي نصيب

رأس ساعت هشت صبح

و مردن مي‌شود

هر لحظه

هر جا

هر روز

بي‌صدا،

نصيب

مردن مي‌شود

هر روز

هر روز

رأس ساعت

درست

هشت صبح.

عليرضا عسگري

18 ارديبهشت 91- تهران 

مطالب ویژه سایت

ما بی ارزشیم! – نقدی بر وردی، در حاشیه اعتصاب خدمات عمومی و حمل و نقل در آلمان

این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

اوباما اعتصاب کارگران راه آهن را متوقف کرد

توضیح سایت جنبش کارگری: در برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی، کارل مارکس نه تنها از طرف منتقد مارکس بلکه همچنین از سوی به اصطلاح مدافع او متهم شد که: به دموکراسی مشکوک بوده، آن را مورد انتقادهای بی رحمانه...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

طبقه کارگر یا انبوه بسیارگونه - مناظره‌ی هارمن ـ هارت{1}

رامین جوان - این مناظره در 25 ژانویه 2003 در مجمع اجتماعی جهانی welt Sozial Forumدر پورتو آلگره‌ی برزیل و در حضـور 300 تن از علاقه‌مندان و فعالان برگزار شد. دو سخنران اصلی هر کدام به‌مدت 21 دقیقه سخن...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

به‌یاد جو هیل

به‌یاد جو هیل

تدوین و ترجمه: رامین جوان- جو هیل در7 اکتبر 1879 درسوئد به دنیا آمد. او یک کارگر، شورشی، آهنگساز و عضو از خود گذشته «اتحادیه ی کارگران صنعتی جهان» بود. بهترین سرودهای وی، برده و خریدار و دختر شورشی هنوز هم...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کیم مودی (Kim Moody): اعتصابی عمومی‌ در منطقه مرکزی و حیاتی‌؟

گروه ترجمه وبسایت جنبش کارگری: همینطور که نبرد برای دستیابی به پایه ای‌ترین حقوق سندیکایی در ویسکانسین رو به اوج می‌‌رود، فدراسیون کارگری بخش جنوب مرکزی، مستقر در مدیسون، طرح یک اعتصاب عمومی‌ را در صورتی‌ که لایحه پیشنهادی فرماندار...

جنبش کارگری: مطالب ویژه سایت

کودکان

کار، انتخاب آگاهانه کودک نیست

هر كشوري كه كودكانش مجبور به كار كردن هستند بايد احساس خطر كند چرا كه اين پديده به معني تامين نبودن خانواده‌هاي آنان بلحاظ معيشتي است. به گزارش مورخ 30 اردیبهشت ایلنا، يك فعال حقوق کودکان کار گفت: به...

جنبش کارگری: کودکان

کودک آزاری: جنایت پنهان

کودک آزاری: جنایت پنهان

"پدر خشمگین بعد از قتل آیلار شش ساله، پسرخاله هایش را هم کشت"، "جزئیات قتل نیلوفر ۲.۵ ساله!"، "توجیه نامادری برای شکنجه دختر سه ساله"، "نامادری باعث نابینایی و فلج شدن سارای شش ساله شد"، "شکنجه پسر ۹ ساله در...

جنبش کارگری: کودکان

ثبت ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در ايران تدوين می‌شود

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، مريم مجتهدزاده، رئيس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، امروز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت‌ماه در نشست خبری ستاد بزرگداشت مقام روز زن از تشکيل کارگروه ويژه ازدواج کودکان زير ۱۰ سال در سفر استانی...

جنبش کارگری: کودکان

وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار و خیابانی در ایران!

بهرام رحمانی: در اول می 2012 برابر با 11 ارديبهشت 1391 روز جهانى کارگر، نگاهی می اندازیم به وضعیت دل خراش کودکان رنج و کار در ایران. ورود زودهنگام كودكان به بازار كار، آینده آن ها را به مخاطره می اندازد...

جنبش کارگری: کودکان

رشد حاشيه‌نشيني به افزايش كودكان كار منجر شده است

ایلنا: يك روان‌شناس و مشاور خانواده گفت: افزایش حاشيه‌نشيني در شهرها به افزايش كودكاني كه جذب مشاغل كاذب مي‌شوند منجر شده است.   دکتر اصغر کیهان‌نیا، روان‌شناس و مشاوره خانواده در گفتگو با ایلنا اظهار كرد: در سال‌های اخیر تعداد کودکان زیر...

جنبش کارگری: کودکان

جنبش‌زنان

وضعیت زنان کارگر در کارخانه جات نساجی هند

برگردان ناهید جعفرپور:  بیکاری، نابرابری در زندگی و شرایط کاری، تجارت ناعادلانه، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختارها بخشی از سیستم نابرابر تولید و تجارت کنونی است که بخصوص زنان مهمترین قربانی اش می باشند. از سال...

جنبش کارگری: زنان

جوانا برنر۱ : فمنیسم بازار آزاد

ترجمه ی اکرم پدرام نیا: در این نوشته برآنم که کتاب باارزش و خواندنی «فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین، استاد علوم اجتماعی کالج کویینز را معرفی کنم، اثری که به نظر من همه ی طبقه های اجتماعی باید مطالعه...

جنبش کارگری: زنان

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

لکه ننگی که هر گز از دامان سرمایه داران پاک نخواهد شد (مجله هفته)

در هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران چهل هزار کارخانه نساجی در نیویورک از کار دست کشیده وخواستارکمتر نمودن ساعت کار طولانی، دست مزد و مزایای بهتر ، پیوستن به اتحادیه کارگری، آموزشهای حرفه ای و ممنوع کردن کار کودکان شدند...

جنبش کارگری: زنان

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده: باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: - باران لعنتي ....

جنبش کارگری: زنان

تب تنهايي

شهناز نيكوروان: مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای...

جنبش کارگری: زنان

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد: « آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار) در سالی که...

جنبش کارگری: زنان

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر: اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را...

جنبش کارگری: زنان

دنیای زنانه- مردانه

رزا : دخالت‌گری و گاه حتی صرف اعتقاد به دنیای زنانه– مردانه گرچه در ظاهر تفکیک انسانها بر پایه جنسیت شان است، اما در عمل کارکردی جز استقرار و استمرار تبعیض علیه زنان ندارد. حال چه این تمایز به دست...

جنبش کارگری: زنان

زنان نباید برای بحران اقتصادی جهان بپردازند

ناهید جعفرپور: سیستم اجتماعی سرمایه داری بر پایه نابرابری و بی عدالتی گسترده بین دو جنس بنا گشته است و بحران مالی کنونی این ساختار ناعادلانه را از بسیاری جهات تقویت نموده است: از طریق انباشت دارائی های مالی و همزمان...

جنبش کارگری: زنان

مبادله

شهناز نيكوروان: چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود. در خانواده ای روستایی و...

جنبش کارگری: زنان

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه...

جنبش کارگری: زنان

به خاطر یک بوسه !

به خاطر یک بوسه !

آنجلا کارتر (7 می 1940 ـ 16 فوریۀ 1992): «من یک سوسیالیست هستم، لعنت بر من! چگونه توقع داری که به افسانه‌ها روی آورده باشم؟»این پاسخی بود که وقتی نشریۀ تایمز آنجلا کارتر را به‌عنوان یکی از برترین 50 نویسندۀ...

جنبش کارگری: زنان

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

خسرو صادقی بروجنی: زن؛ درجستجویِ رهايي

  کلارا زتکین  و رزا لوکزامبورگ ازبنیانگذاران روزجهانی زن

جنبش کارگری: زنان

گزیده های اقتصادی


You are here